نقش روحانيت در جامعه امروز
صفحه: 2/5
چهارم : خدمت به مردم وگره گشائي از مشكلات مردم
مردم ببينند كه روحاني مرد دنيا و آخرت، هر دو است. براي اينكه اسلام دين دنيا و آخرت، هر دواست. در اسلام دنيا و آخرت جدا نيست و آخرت هم از دنيا جدا نيست. اينجا دار عمل است و آنجا دار جزا. اينجا جاي ساختني است و آنجا جاي بهره ورشدن. و ساختني كه اينجا داريم فقط نماز و عبادت نيست كه البته نماز و عبادت، ستون دين است ولي فقط آن نيست، خدمت به خلق هم هست. روحانيون هر قدر در مناطقشان به مردم بيشتر خدمت كنند، خدمت روحانيتشان را، بهتر انجام دادهاند، خوب يادم ميآيد عدهاي از طلاب پر تلاش عزيز ما به روستاها ميرفتند. و همان كاري را ميكردند كه امروز جهاد سازندگي ميكند. پيشگام و پيشتاز جهاد سازندگي، طلاب متعهد و متحرك و با ايمان و خداپرست و خلق دوست و مردم دوست حوزهها بودند. مسئله، مسئله افتخار كردن نيست. در جامعه كسي قصد تقسيم افتخارات ندارد. مسئله، مسئله به ياد آوردن و بياد آمدن است. روحانيون در نقش خدمت به مردم، بهتر ميتوانند پيام اسلام را تبليغ كنند. حمام ميساختند، راه ميساختند، به بينوايان كمك ميكردند، درمانگاه ميساختند، غسالخانه ميساختند، مدرسه ميساختند، حتي در آن اواخر شايد درحدود هفت، هشت، ده سال قبل رفته بودند سراغ اينكه با خودياري مردم، برق و روشنائي براي مردم درست كنند و امثال اينها.
پنجم : روشنگري براي مردم
يك خدمت ديگر روحانيت كه در اين خدمت بسيار هم حساس عمل ميكند و بايد هم حساس عمل بكند، روشنگري براي مردم بود، در جهت شناساندن انحرافات فكري كه به نام اسلام تحويل مردم داده ميشود. روحانيون در بيدار كردن مردم نسبت به افكار انحرافي، نقش بسيارمؤثري داشتهاند. براي اينكه ميدانستند كه؛ (اذا ظهرت البدء فليظهر عالم علمه )
وقتي نوآوريهاي انحرافي و التقاطي را ميديدند، در گوشه و كنار جامعه، با آنها به مبارزه بر ميخواستند، مردم را روشن ميكردند، به مردم ميگفتند كه آنچه مايه نجات است، اسلام اصيل است نه اسلام آميخته به غير اسلام. يك روشي هم روحانيون ساخته شده و تربيت شده در اينباره داشتند كه من، اين را اينجا ميگويم و آن روش اين بود : روحانيون زبده در برخورد با كساني كه دچار انحراف شناختي درباره اسلام بودند، ميكوشيدند اينها را در درجه اول جذب كنند، بعضيها بودند خيلي خوش سليقه نبودند، از همان اول دعوا ميكردند. بنابراين بيشتر دفع ميكردند و سخن ما همواره با اين دوستان اين بود، كه براي يك عالم ديني، براي يك مسلمان متعهد به خصوص يك عالم و روحاني قدم اول، جاذبه است. تلاش در راه جذب كردن، از راه روشن كردن با سخن و با انديشه روشنگر و از راه ايجاد جاذبه اخلاقي و عملي است تا دافعه. بنابراين اگر همه شما روحانيون عزيز، امروز هم اين قانون و اين اصل رامي پسنديد، اين فرمول رامي پذيريد بكوشيم همه با هم روحانيتي باشيم در درجه اول پرجاذبه، ولي جاذبه بدون دافعه به درد نمي خورد. هر انسان مكتبي، خود بخود دافعه هم دارد. آنهائي كه مي خواهند سراپا جاذبه باشند بدون دافعه، اينها از آن صلح كليهائي هستند كه خود دچار نوعي التقاط وانحرافاند، صوفي مابانه هستند. اهل حقي كه حقش مشخص نيست، همه چيز برايش حق است. اصلا باطلي برايش وجود ندارد. نه،اين طور هم نميشود. اسلام خود يك مكتبي است كه جاذبه دارد و دافعه دارد. تبشيردارد و تنذير دارد انذار و تبشير هر دو در اسلام هست.
صفحه: 3/5
صفحه: 4/5
ششم : مبارزه با ظلم و ظالم
سال 1341 يك روحاني جامع الشرائط كه در مكارم و ارزشهاي والاي او، جاي سخن نبود، فقاهتش، علمش، عدالتش، اخلاقش، مهذب بودنش، مدرس عاليمقام بودنش، همه جا زبانزد بود و در حوزه، اين آمد اين تابو، اين خاطره و ياد بود نامطلوب دوره اعتزال روحانيت از نقش خلاق سياست را از بين برد. آمد و گفت : روحاني بايد بيان اسلام بكند، تبليغ اسلام بكند، به مردم خدمت بكند، در متن جامعه بماند، موعظه بكند، با انحرافات مبارزه بكند ولي مطلب به اينجا تمام نميشود، روحاني بايد پيشتاز و پيشگام در مبارزات سياسي گسترده نيرومند همراه با زد و خورد و كشته شدن وكشتن باشد، تا يك، روحاني تمام عيار باشد. علي وار، حسين گونه، پيامبروار. مگر نه روحاني ميگويد من جانشين پيامبرم؟ مگر نه اينكه ميگويد من نايب امام زمان سلام الله عليه هستم ؟ پس چگونه ميتواند خود را از مسئوليتهاي سنگين سياسي و مبارزاتي بركنار بداند؟ روحاني بايد مرد سياست و مبارزه نيز باشد. آن شخصيت والائي كه توانست اين نقطه عطف تاريخي را براي تكامل نقش روحانيت در جامعه ايفا كند، امام بود.
بنابراین توصیه میكنیم حوزه علمیه قم در ایفای این نقش عظیم همچنان پایمردی كند. به همین جهت با همه گرفتاریهای گوناگونی كه دارم دوستان تأكید كردهاند كه كلاسی برای حدود ششصد نفر از طلاب تشكیل دادهاند كه اینها معارفشان را بالاتر ببرند. گفتند بجاست یك بحث با اینها بپذیری و پذیرفتم و انشاءالله دو هفته یك بار با آنها دیدار خواهم داشت .
باور كنید در این ایام، مكرر غبطه میخورم هم خودم، هم دوستان هم فكر و همكار و همرزم، كه فرصت ما، برای ایفای این نقش در حد مطلوب نیست و این به خاطر اهمیتی است كه، برای این نقش قائل هستم. خوب، از نظر مشاغلی كه امروز در جامعه هست روحانیت چه كار بكند؟ این سئوال مهم مطرح است. من این مشاغل را یكی یكی اینجا مطرح میكنیم. اما همگامی و همكاری با مجاهدان جهادسازندگی كه شما خودتان پیشگام آن بودهاید : چرا در گروههای جهاد روحانی نیست؟ با هر گروه جهاد باید یك طلبه روحانی هم برود. یك شرط هم دارد و آن این است كه : طلبهای كه آنجا میرود بداند كه میرود هم در آنجا تبلیغ اسلام كند و هم بیل به دست بگیرد، طلابی كه نمیتوانند بیل و كلنگ به دست بگیرند توصیه میكنم در گروههای جهاد شركت نكنند.
وقت كم است و الا یك خاطره شیرین از یك عالم ارزنده و مربی مؤثر در یك روستای بزرگ برایتان نقل میكردم. باشد تا وقت خودش تا دیدار دیگر.
جوانها علاقمندند با شما طلاب عزیز در جهاد سازندگی هم صف و همرزم باشند و برادر عزیزمان آقای ناطق نوری كه به عنوان روحانی در شورای مركزی جهاد و به عنوان نماینده مردم، آنجا شركت دارند وظیفه دارند این برنامه را برای امسال تابستان تنظیم كنند و به قم بیایند و با روحانیونی كه اینجا داوطلب این كار هستند آشنائی بیشتر پیدا كنند. در عین حال به همین ششصد نفر طلابی كه عازم هستند بروند به اطراف ایران در تابستان، از همین جا توصیه میكنم كه خود آنها هم پیشقدم بشوند برای تنظیم این برنامه .
در سپاه پاسداران؛ این پاسدارها این قدر دلشان میخواهد یك كسی از شما طلاب عزیز، طلاب ساخته شده بروید در داخل آنها، با آنها زندگی كنید.
البته میدانید جالب ترش چه هست؟ جالب ترش این است كه در آن ساعاتی كه در پادگان تشریف میبرید، همان لباس سپاهی را هم به تن كنید.
شما حتماً در آن نوشته ولایت فقیه امام، این را خواندهاید كه امام انتقاد میفرماید ( اگر اشتباه نكنم در آن نوشته است ) از كسانی كه لباس جندی را برای روحانی یك لباس خلاف روحانیت و خلاف مروت میشمردند. خواندهاید این را در نوشتههای امام؟
تا وقتي كه اصل رژيم، رژيم ظلم و ضد اسلام و ضد عدل بود با كل رژيم يا با نوچهها و ايادي رژيم در مناطق خودش، روحانيت ميجنگيد و مبارزه ميكرد. حالا هم كه اصل نظام، نظام اسلامي است اما هنوز اياديش، ابزارش، كاركنانش، همه متناسب با نظام اسلامي نيستند، روحانيت هر جا ظلم و ستمي از اين بازماندههاي طاغوت، در اداره ها و مؤسسات و در جامعه ببيند همچنان با او ميجنگد و ميرزمد و روحانيت در ايفاي اين نقشها مدتها از زبان و بيان استفاده ميكرد. حق هم داشت، براي اينكه فرهنگ جامعه ما بيشتر فرهنگ گوش بود تا فرهنگ خواندن، فرهنگ شنيدن بود تا فرهنگ خواندن. مردمي كه بتوانند بخوانند، عدهشان زياد نبود. از وقتي كه در جامعه ما فرهنگ خواندن به صورت يك فرهنگ دلنشين، جوانساز، عميق و شخصيت ساز در آمد، روحانيت متوجه شد كه بايد اهل قلم نيز باشد. نهضت قلم و نوشتن، درست در زماني كه ما اينجا به صورت طلاب جوان در حوزه درس ميخوانديم، آغاز شد و رو به اوج رفت. فضلاي حوزه ديدند بايد توانائي نوشتن داشته باشند، بنويسند آن هم با عبارات و الفاظي كه متناسب با زمان باشد و درس خواندهها از خواندن نوشتههايشان استقبال كنند. قلم، بيان، تحقيق، تجزيه و تحليل پيرامون مسائل اسلامي و مسائل اجتماعي، نوشتهها وسخنرانيهاي تحقيقي و تحليلي و نوشتهها و سخنرانيهائي كه آهنگ موعظه يا خطابههاي مؤثر داشت. روحاني از اين راههائي كه عرض كردم توي متن جامعه جا داشت روحاني و روحانيت از هر قشر ديگر پايگاه مردميش اصيلتر و مؤثرتر بود. چون روحاني با مردم زندگي ميكرد. خدا مرحوم آقاي حاج شيخ ابراهيم نجف آبادي را رحمت كند، ايشان از فضلاي برخاسته از قم بود. عالمي ارزنده و خدوم و مردمي كه اين مدرسه علميه فعلي نجف آباد را ايشان ساخته و براي اينكه با هزينه كمتر اقتصادي ساخته بشود سنگها و آجرها را ميآمدند دم خيابان ميريختند و قبل از نماز و بعد از نماز خود ايشان با مردم اينها را پاي كار ميآوردند. از ويژگيهاي ايشان، مردمي بودنش بود. چه جور مردمي؟ دوستان نجف آباد براي من نقل ميكردند كه حاج شيخ ابراهيم هميشه براي خدمت به مردم آماده است گاهي ميشود زن و شوهري توي خانه نصف شب، دعوايشان ميشد، همه آنها كه در خونه بودند حريف نميشدند كه دعوا را بخوابانند. بالاخره يك نفر دو بعد از نيمه شب ميآمد درب منزل حاج شيخ را ميزند : آهاي حاج شيخ؟ حاج شيخ خوابند. بيدار شود. بيدار ميشود ميآيم. خانه كربلائي علي، دعوا هست بين زن وشوهر. بريم اينها را با هم آشتي بدهيم. ايشان نميگفت صبح. ميگفت : برويم. لباسش را ميپوشيد، ميآمد وارد خانه ميشد، با روئي گشاده و خندان ميگفت: چائي را درست كنيد ببينيم فعلا. مينشست پاي سماور، يك چاي خودش ميخورد، يك چاي به آنها ميداد، زن و شوهر را با هم آشتي ميداد، قال را ميخواباند، پا ميشد ميرفت خانه. اگر روحاني در متن جامعه زندگي ميكند و با وجدان جامعه رابطه برقرار ميكند براي اين است كه به راستي با مردم زيست ميكند. در يك گفتگوئي كه به همين مناسب دو سه روز قبل با امام داشتيم، ايشان با همان دقت نظر، روي اين نكته تكيه داشتند. مسئله اين بود، مشكلي بود درباره روحانيت، مطرح شد. يك راه حلي مطرح شد. فرمودند نه، اين راه حل خوبي نيست. اين، روحاني را از مردم جدا ميكند. روحاني، بايد با مردم زندگي كند. كمال روحاني اين است. بعد فرمودند : آن وقتها كه ما طلبه بوديم و به تعبير خودشان، اراك بوديم، خانواده مرحوم حاج آقا محسن اراكي كه روحاني متعين و متحول و كيا بيادار بودند، خوب اينها در شهر اراك سيادت و آقائي داشتند. مرحوم آيت العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي رحمة الله عليه بنيانگزار اين حوزه، ايشان هم به دعوت اينها از عراق آمده بودند به اراك كه آنجا، جلسات درسي داشته باشند. امام ميفرمود : رياست وكيا بيا و نوكر و خدم و حشم مال آن آقايان بود ولي مردم، با آنها نبودند مردم با حاج شيخ بودند، كه عبايش را زير بغلش ميگذاشت ميآمد توي بازار. با مردم زيست كردن، اين شأن روحاني است و روحانيت بايد به اين عامل، بيش از هر عامل ديگر توجه كند. براي اينكه اگر ميخواهد : روشنگر اسلام باشد و بيانگر اسلام باشد، براي مردم، بايد در دل مردم جاي داشته باشد. اگر ميخواهد آنها را موعظه كند، بايد در قلب مردم جاي داشته باشد و در متن مردم. اگر ميخواهد آنها را ارشاد كند، اگر ميخواهد آنها را از نظر اخلاقي اصلاح كند و تهذيب كند اين بايد در متن مردم باشد. اينها امتياز نقش روحاني بوده است در گذشته. تا سال 1341 نقش روحانيت در همين هائي كه عرض كردم خلاصه ميشد. به اضافه تحصيل و تدريس در حوزهها، سال 1341 يك روحاني برجسته آمد، نقطه عطفي در نقش روحانيت بوجود آورد. تا آن موقع روحانيون به دو بخش تقسيم ميشدند، يك عده روحانيوني كه در سياست هم وارد بودند و يك عده روحانيوني كه از سياست پرهيز ميكردند. روحانيون سياسي، آدمهائي بودند خيلي محدود و معدود، اكثريت قاطع روحانيت آنهائي بودند كه از سياست كنارهگيري داشتند كسي هم از اين بالاتر. نشانه تقواي بيشتر و عدالت كاملتر و صرفنظر كردن بيشتر از دنيا، براي يك روحاني اين بود كه، كاري به كار سياست نداشته باشد. بودند چهرههاي برجسته محبوب در عالم روحانيت كه، چهرههاي سياسي هم بودند، اما ورود به سياست همان و تنزل درجه روحانيت همان.
نقش روحانيت در جامعه امروز
صفحه: 5/5
دوستان؛ من اعلام خطر حتی میكنم، میگویم كه سپاه پاسداران اگر بخواهد گسترش پیدا كند و نقش انقلابیش را در پاسداری از نظام اسلامی شما همچنان با اوج ایفا بكند، بدون حضور جمعی فعال و با ایمان و مبارز و سلاح آشنا از طلاب و جوانان غیر طلبه از دانشگاه، جوانان خود ساخته دانشگاهی میسر نیست. اینها نیاز دارند. بروید به آنجا. خوب میپرسید كه یعنی در اینجا درس و كار و همه را رها كنیم و بریم؟ نه جانم، هیچ نیازی نیست چه عیب دارد كه طلاب آماده دورههای دو ماهه در سپاه بگذارند؟ دوماه آنجا و ده ماه اینجا. آیا عیبی دارد؟ جائی آسیب میبیند؟ نمایندگی مجلس و نمایندگی در شوراهای استان و شهرستان و شهر و روستا؛ بسیار خوب است، در هر یك از این شوراها یك روحانی واجدالشرائط شركت كند، ولی به یك شرط. به شرط اینكه آنجا كه میرود از نظر مطالعات سیاسی و اجتماعی و محكی خودش را مجهز كند. با فقه و اصول و حدیث و تفسیر و فلسفه و كلام تنها، توی این شوراها نمیتوان منشاء اثر خوب بود. آن وقت به عنوان یك فردی كه در آنجا فقط نظارت شرعی میكند در میآید. این درست نیست. اگر یك روحانی عضو شورای اسلامی است همینطور باید مطالعه كند. در قضا، قاضی شدن. آنهم در مراحل مختلفش؛ شأن روحانیون است كه در قضا شركت كنند. البته به یك شرط به شرط اینكه با مسائل قضا و با خصلتهای قضا و با مصائب و مصیبتهای قضا آشنا شوند. قضا كار دشواریست. مجلس قاضی مجلسي است كه : ( الا یجلسه الا نبی او وصی نبی او شقی) اگر آگاهی و خود سازی وصی نبی نباشد، شقاوت به دنبالش میآید. دوستان اهل علم كه برای دادگاهها و دادستانی انقلاب به اطراف میروند باید بدانند قبول این مسئولیت یعنی قبول یك بار سنگین و بزرگ .
در فرهنگ و آموزش و پرورش و دانشگاه و تدریس و مدارس؛ البته، جای شماست خودتان را برای تدریس ممتاز مؤثر در یكی از شاخههای مورد نیاز در مدارس و دانشگاهها آماده كنید و به آنجا بیائید انقلاب فرهنگی كه وظیفه امروز ماست و انقلاب اقتصادی كه هنوز موفق نشدهایم و آن هم وظیفه امسال ماست، امسال فقط سال امنیت نیست. سال امنیت، سال انقلاب فرهنگی و سال انقلاب اقتصادی درجهت تقسیم عادلانه امكانات رفاهی موجود در كشور و تولید داخلی بر همه 36 میلیون جمعیت ایران است و در همه این مراحل شما روحانیون عزیز میتوانید، نقش مؤثری داشته باشید. وقت برای پایان یافتن مطالب كم است. دعائی دارند كه باید این دعا خوانده شود. یكی از نونهالان جامعه میخواهد بیاید اینجا و دعا بخواند و دعا روح جامعه ماست. دعا حضور انسان مسلمان و ذكر و یادی است كه او در برابر خدا دارد. وقتش را نگه میداریم، ولی چون جلسه به مناسبت یاد بود مرحوم استاد مطهری است باید بگویم كه این دانشمند بزرگ و محقق عالیقدر در بسیاری از این نقشها كه برشمردم فردی ممتاز و برجسته بود تحقیقش، بیانش، قلمش، تدریسش، سازندگیش و براستی جای او در حوزه علمیه و در كل جامعه ما، بسیار خالیست. خدایش بهترین مقام و منزلت، منزلت شهد و صالحین و علما و صدیقین عنایت كند (آمین) و خدای متعال به همه ما، به شما روحانینی عزیز، به شما مردم عزیز مسلمان كه پیوندتان را با روحانیت متعهد و با ایمان و مسئول و مبارز ارج بنهید توفیق دهد كه راه انقلاب اسلامیمان راكه حالا حالاها شهادت و خون و مقاومت و ایثار میطلبد تا پیروزی نهائی انشأالله ادامه دهیم.
والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته.
منبع: باشگاه انديشه 22/3/1384