علل پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شکست طاغوت :


9

انقلاب ايران، در نوع خود، و نيز در مقايسه با ديگر انقلابهاي جهان، از لحاظ تكوين، حركت، روند و نتيجه آن داراي ويژگيهاي كم نظيري بود.وجه مشترك پيدايش همه انقلابها، كم و بيش يكسان است.همگي ريشه طبقاتي و اجتماعي دارند، هنگامي كه ظلم و فساد و بي كفايتي نظام حاكم تحمل ناپذير شد، توده ها به حركت در مي آيند، طغيان مي كنند، نمايندگان سنتي خود را كنار مي زنند و موانعي را كه بر سر راهشان قرار دارد، درهم مي كوبند تا رژيم حاكم را بر اندازند و به جاي آن نظام جديدي كه اميال و خواستهاي آنها را تامين كند، بر پا سازند.

ادامه نوشته

انقلاب اسلامی ایران :

علل پیروزی انقلاب از دیدگاه امام خمینی (ره):


براساس یك قاعده فلسفی  «هرمعلولی دارای علتی است»كه در تحقق ان معلول دخالت دارد.انقلاب اسلامی از این قاعده مستثنی نیست. چرا كه این انقلاب با این عظمت كه در نوع خود در تاریخ بی نظیر بوده قطعا براساس عوامل مهمی پدید آمده است.

امام خمینی
1-قیام برای خدا

امام خمینی (ره) یكی از مهمترین عوامل در پیروزی انقلاب اسلامی را، قیام به خاطر خدا و به دست آوردن رضای حق تعالی می دانست و این عامل مهم را از همان آغاز نهضت خویش، در مناسبت های مختلف ابراز می نمود. آن بزرگوار گام نخستین مبارزه اش را در سال اول نهضت با این آیه شریفه آغاز كرد: «قل انما اعظكم بواحده ان تقو موا لله؛ (سباء 46) بگو من فقط به شما یك اندرز می دهم كه دو دو و به تنهایی برای خدا بپا خیزید.»

امام در توضیح این آیه می نویسد: «قیام برای خداست كه ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه های گوناگون عالم طبیعت رهانده. قیام لله است كه موسی كلیم را با یك عصا به فرعونیان چیره كرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند. قیام برای خداست كه خاتم النبیین - صلی الله علیه و آله - را یك تنه بر تمام عادات وعقاید جاهلیت غلبه داد و بت ها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام «قاب قوسین أو أدنی» رساند.»

دیوار نوشته های سال 1357 نشان می دهد که بیش از 90 درصد شعارها در حمله به رژیم پیشین و کارگزاران آن، حمایت از امام، تایید اسلام، حکومت اسلامی، شهدا و تلاش در جهت وحدت مردم برای تداوم مبارزه است

2-ایمان رمز پیروزی

رمز پیروزی ایمان بود. آن وحدت کلمه را، ایمان آورد. ایمان، وحدت کلمه آورد که سرتاسر این مملکت  ، همه با هم فریاد زدند و یک مطلب را خواستند. اجتماع کردند از مرکز تا هر جا شعاع مملکت است رفت صدا و فریاد زدند جمهوری اسلامی ... . شهادت را برای خودشان فوز دانستند. آنهایی که فرار می کردند از همه چیز، حمله کردند بر تانک ها و توپ ها، غلبه کردند بر لشکر شیطان، بر طاغوت . این رمز را حفظ کنید، این نهضت را حفظ کنید، این وحدت کلمه را حفظ کنید. این ایمان راسخ که در این ملت شکوفا شد، این تبدلی که پیدا شد و تحولی که در نفوس مسلمین اینجا پیدا شد، رمز پیروزی بود.

3-ستم ستیزی و فسادگریزی

امام خمینی

مبارزه با ظلم و ستم از انگیزه های بسیار قوی در پیروزی ملت ایران به حساب می آید. ملت مسلمان ایران با الهام از آیه شریفه كه می فرماید: «ولا تركنوا الی الذین ظلموا فتمسكم النار و مالكم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون؛ (هود 113) و به كسانی كه ستم كرده اند متمایل نشوید كه آتش دوزخ به شما می رسد و در برابر خدا برای شما، دوستانی نخواهد بود وسرانجام یاری نخواهید شد.» دست به مبارزه و قیام زدند زیرا دراین آیه شریفه نصرت و یاری خداوند متعال منوط به گریز از ستمگران قرار داده شده است.

دراین راستا یكی از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی ایران كه از عوامل پیروزی آن نیز محسوب می شود؛ مبارزه با ظلم و ستم گری و فساد بود. ملتی كه از ستم و جنایت و فساد حكمرانان طاغوتی به ستوه آمده بودند مصمم شدند كه ریشه ظلم و فساد را از بیخ و بن بركنند و این انگیزه قوی آنان را در پیروزی شان بر دشمن یاری نمود.

رهبر مبارز و خستگی ناپذیر انقلاب همواره براین هدف تاكید كرده و می فرمود: تكلیف ما این است كه در مقابل ظلم ها بایستیم با ظلم ها مبارزه كنیم، معارضه كنیم، اگر توانستیم آنها را به عقب برانیم كه بهتر و اگر نتوانستیم به تكلیف خودمان عمل كرده ایم.

امام در سخنان خود می فرمود: «خداوندا! تو می دانی كه ما دراین قیام رضای تو را می خواهیم و تو می دانی كه ما از ظلم ولو بر یك نفر بیزار هستیم و تو می دانی كه ما برای اجرای عدالت قیام كرده ایم و تو می دانی كه از این تعدیات و ظلم ها بیزار و منزجر هستیم.»

رمز پیروزی ایمان بود. آن وحدت کلمه را، ایمان آورد. ایمان، وحدت کلمه آورد که سرتاسر این مملکت  ، همه با هم فریاد زدند و یک مطلب را خواستند

 4-نقش مساجد در پیروزی انقلاب

 نقش مساجد به عنوان یکی از کانون های مهم تجمع ، تبادل پیام ها و تعمیق جریان انقلاب حایز اهمیت بود.

در تکوین انقلاب اسلامی، نهادهایی چون مساجد که مرکز تجلی فرهنگ اسلامی هستند ، نقش سازماندهی نیروهای درگیر با رژیم را ایفا می کردند. در صدر اسلام نیز، علاوه بر آنکه مساجد ،کانونی برای عبادات محسوب می شدند، مرکز فعالیت های اجتماعی نیز به حساب می آمدند. از سوی دیگر، در حملات دشمنان به جهان اسلام نیز مساجد از اولین کانون هایی بوده اند که مورد تخریب و هتک حرمت قرار گرفته اند. مسجد در طول تاریخ اسلام ، کانون عبادت، آموزش، پایگاه قضاوت و داوری ،مکانی برای ارتباط جمعی و تبادل اخبار و پایگاه جهاد و حرکت های انقلابی بوده است.

 نهضت امام خمینی (ره) ، که موجب احیای مفاهیم اسلامی بود، باعث تحول در کارکرد دین و ایفای همان نقش های اولیه ای گردید که مسجد داشت. امام راحل در این زمینه فرمودند: «مسجد در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش حرکت های اسلامی بوده است. از مسجد تبلیغات اسلامی شروع می شده است و از مسجد قوای اسلامی برای سرکوبی کفار و وارد کردن آنها در زیر بیرق اسلام (حرکت می کرده است) و همیشه در صدر اسلام، مسجد مرکز حرکات و مرکز جنبش ها بوده است.»

امام خمینی

 امام معتقد بود ، مساجد به منزله سنگرند که باید از آنجا به دشمن شبیخون زد، امام امت در این زمینه در سال 1357 و در پیامی اعلام می کنند که گویندگان در مساجد وظیفه دارند مصایب رژیم را در طول پنجاه سال سلطنت پهلوی به اطلاع مردم برسانند و آنها را آگاه کنند.

در نتیجه ، نقشی که مساجد در شعله ور ساختن انقلاب تا پیروزی آن به عهده داشتند و تعرضی که رژیم به برخی مساجد داشت و منجر به تعطیلی و آتش زدن بعضی از آنها گردید، نشان دهنده ماهیت انقلاب و به عبارت دیگر، نقش اسلام در تکوین و شکل گیری انقلاب است.

5-شعارهای مردمی

 شعارهایی که در طول درگیری مردم با عوامل  رژیم ارائه می شد ، حاکی از ماهیت فکری انقلاب و آرمان های والای امام بود قریب به اتفاق شعارهای مردمی در طی سال های شکل گیری انقلاب برخاسته از اسلام و مهم ترین خواسته آنها ایجاد حکومت اسلامی و احیای دین بود.

دیوار نوشته های سال 1357 نشان می دهد که بیش از 90 درصد شعارها در حمله به رژیم پیشین و کارگزاران آن، حمایت از امام، تایید اسلام، حکومت اسلامی، شهدا و تلاش در جهت وحدت مردم برای تداوم مبارزه است.

 انقلاب اسلامی ایران بر اساس اراده ملت مسلمان که دل نگران فرهنگ اسلام بودند، ایجاد شد. در ایران، انقلاب به گونه ای بی نظیر ساخته شد. اینکه ماهیت این انقلاب فرهنگی است و اسلام در آن نقش تعیین کننده دارد موجب نفی عوامل دیگر نمی شود، ولی فرهنگ دینی عاملی اساسی بود و عوامل دیگر ضمیمه آن.

 نکته دیگر که نباید از آن غفلت کرد این است که جامعه دینی ایران به دنبال حضور استعمار غرب و استبداد داخلی، طی سده اخیر، هرگاه زمینه را مهیا دیده به صحنه آمده است، جنگ های ایران و روسیه در عصر قاجاریه تا قضیه گریبایدوف ، نهضت تنباکو، نهضت مشروطیت، نهضت جنگل، قیام خیابانی، واقعه مسجد گوهرشاد، نهضت ملی شدن نفت و قیام سال 1342 همه نشانگر نقش دین در حرکت آفرینی اجتماعی مردم ایران است.

 6-نترسیدن از مرگ 

رمز پیروزی ملت ما همین بود که دیگر نمی ترسیدند از اینکه بروند توی خیابان وكشته شوند، می رفتند، خیلی هم کشته می شدند، بالاخره هم با همین فریادها و دادها والله اکبرها پیروز شدند.


منابع : 1-حضرت امام خمینی (ره)، صحیفه نور، ج 18

        2-فریدون هویدا، اسرار سقوط شاه، ترجمه مهران، ج 1

        3- روزنامه جمهوری اسلامی

        4- وبلاگ عطر یاس

روح الله :


ا چگونه می توان محبوب قلوب شد؟ ا

تمام قلوب بندگان در تحت تصرف او و به یدقدرت و در قبضه سلطنت اوست،کس دیگر را در قلوب بندگان بدون اذن قیومی و اجازه تکوینی او تصرفی نیست و خود صاحبان قلب نیز بی اذن و تصرف حق تصرف در قلوب خود ندارند.

میزان در ریاضت باطل و ریاضت شرعی صحیح، قدم نفس و قدم حق است. اگر سالک به قدم نفس حرکت کرد و ریاضت او برای پیدایش قوای نفس و قدرت و سلطنت آن باشد، ریاضت باطل و سلوک آن منجر به سوء عاقبت می باشد. و دعوی های باطله نوعاً از همین اشخاص بروز می کند. واگر سالک به قدم حق سلوک کرد و خداجو شد، ریاضت او حق و شرعی است، و حق تعالی از او دستگیری می کند به نص آیه شریفه که می فرماید: (والذین جاهدوا فینا لنهدیّنهم سبلنا) (1) کسی که مجاهده کند در راه ما، هر آینه هدایت می کنیم او را [به] راههای خود. پس کارش به سعادت منجر شده، خودی از او افتد و خودنمایی از او دور گردد و معلوم است کسی که اخلاق حسنه خود و ملکات فاضله نفس را به چشم مردم بکشد و ارائه به مردم بدهد، قدمش قدم نفس است و خودبین و خودخواه وخودپرست است، و با خودبینی، خداخواهی و خدابینی، خیالی است خام و امری است باطل و محال. مادامی که مملکت وجود شما از حب نفس و حب جاه و جلال و شهرت و ریاست به بندگان خدا پُر است، نمی توان ملکات شما را ملکات فاضله دانست و اخلاق شما را اخلاق الهی شمرد. کارکن در مملکت شما شیطان است، و ملکوت و باطن شما صورت انسان نیست. و پس از گشودن چشم برزخ ملکوتی خود را به صورت غیر انسان، مثل یکی از شیاطین مثلا، می بینید.
حصول معارف الهیه و توحید صحیح از برای همچو قلبی که منزلگاه شیطان است محال است و تا ملکوت شما ملکوت انسانی نباشد و قلب شما از این اعوجاج ها و خودخواهی ها پاک نباشد، منزل حق تعالی نباشد. در حدیث قدسی است که می فرماید: «لا یسعنی ارضی و لا سمائی، بل یسعنی قلب عبدی المؤمن»(2).

تو در سلک منافقین هستی گرچه به خیال خود مسلمانی:

هیچ موجودی آینه جمال محبوب نیست، مگر قلب مؤمن. متصرف در قلب مؤمن حق است نه نفس. کارکن در وجود او محبوب است. قلب مؤمن خودسر نیست، هرزه گرد نیست: «قلب المؤمن بین إصبعی الرحمن، یقلبّه کیف یشاء»(3) دست حق در مملکت قلب او متصرف است، تقلیب و تقلب قلب او با خود حق تعالی است. ای بیچاره! تو که عابد نفسی و متصرف در قلب تو شیطان و جهل است و دست تصرف حق را از قلب خود منقطع کردی، چه ایمانی داری که مورد تجلی حق و سلطنت مطلق گردی؟ پس، بدان تا به این حال هستی و این رذیله «خودنمایی» در تو است، تو کافر بالله هستی و در سلک منافقین محسوب می شوی، گرچه به خیال خود مسلمی و مؤمن به خدایی.

ای عزیز بیدار شو و پنبه غفلت را از گوش بیرون کن و خواب غفلت را بر چشم خود حرام نما، و بدان که تو را خدای تعالی برای خود آفریده، چنانچه در حدیث قدسی می فرماید: «یابن آدم خلقت الأشیاء لأجلک، و خلقتک لأجلی»(4) یعنی ای پسر آدم! همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خود آفریدم... تو و قلب تو یکی از نوامیس الهیه هستید، حق تعالی غیور است نسبت به ناموس خود، این قدر پرده دری مکن به ناموس حق تعالی، دست درازی را روا مدار. بترس از غیرت حق تعالی که تو را در این عالم همچنان رسوا کند که هرچه خواهی اصلاح کنی نتوانی. تو در مملکت خود در حضور حضرات ملائکه و انبیاء عظام، پرده ناموس الهی را پاره می کنی، و اخلاق فاضله را، که به واسطه آنها اولیا تشبّه به حق پیدا می کنند، تسلیم غیر حق می کنی و قلب خود را به دشمن حق می دهی و شرک می ورزی در باطن ملکوت خود. بترس از آنکه حق تعالی علاوه بر آنکه ناموس ملکوت تو را پاره کند و تو را پیش انبیاء عظام و ملائکه مقربین مفتضح و رسوا کند، در همین عالم تو را مفتضح کند به فضیحتی که جبران پذیر نباشد و پاره شدن عصمتی که وصله بردار نباشد. حق تعالی «ستّار» است، ولی «غیور» هم هست، «ارحم الراحمین» است، ولی «اشدّ المعاقبین» نیز هست. ستر می فرماید تا وقتی از حد نگذرد. ممکن است خدای نخواسته این کار بزرگ و این رسوایی ناهنجار غیرت را بر ستر غلبه دهد (5).

از این راه محبوب قلوب شوید:

خدای تبارک و تعالی به واسطه احاطه قدرتش در جمیع موجودات و بسط ( گسترش) سلطنتش در تمام کائنات و احاطه قیومیش به کافّه (تمام) ممکنات، تمام قلوب بندگان در تحت تصرف او و به ید قدرت و در قبضه سلطنت اوست، و کس دیگر را در قلوب بندگان بدون اذن قیومی و اجازه تکوینی او تصرفی نیست و نخواهد بود. خود صاحبان قلب نیز بی اذن و تصرف حق تعالی تصرف در قلوب خود ندارند و بدین معنی اشارةً کنایةً و صراحةً در قرآن و اخبار اهل بیت (ع) اِخبار شده است (6). پس خدای تبارک و تعالی صاحب قلب و متصرف در اوست، و شما که یک بنده ضعیف عاجز هستید نمی توانید تصرف در قلوب کنید بی تصرف حق، بلکه اراده او قاهر (غالب و پیروز) است بر اراده شما و همه موجودات، پس ریا و سالوس شما اگر برای جلب قلوب عباد است و جانب دلها نگاه داشتن و منزلت و قدر در قلوب پیدا کردن و اشتهار به خوبی یافتن است، این از تصرف شما به کلی خارج و درتحت تصرف حق است. خداوند قلوب و صاحب دلها به هر کس می خواهد قلوب را متوجه می فرماید... پس ای عزیز! نام نیک را از خداوند بخواه. قلوب مردم را از صاحب قلب خواهش کن با تو باشد، تو کار را برای خدا بکن، خداوند علاوه بر کرامت های اخروی و نعمت های آن عالم، در همین عالم هم به تو کرامت ها می کند، تو را محبوب می نماید. موقعیت تو را در قلوب زیاد می کند. تو را در دو دنیا سربلند می فرماید(7).


 پی نوشت ها :

1. - سوره عنکبوت،آیه 69.
2. - من در آسمان و زمین نگنجم، ولی در دل بنده مؤمنم جای گیرم. این حدیث با اندکی تغییر در عوالی اللئالی، ج 4، ص 7، و بحارالانوار، ج 55، ص 39، و المحجة البیضاء، ج 5، ص 27 و احیاء علوم الدین، ج 3، ص 17 آمده است.
3. - حق تعالی می فرماید: (واعلموا أنّ الله یحول بین المرء و قلبه)؛ و بدانید که خدا در میان شخص و قلب او حایل می گردد (سوره انفال: آیه 24) و «فإنّ القلوب بین اصبعین من اصابع الله، یقلبها کیف یشاء ساعة کذا و ساعة کذا و أنّ العبد ربّما وفّق للخیر» (همانا قلبها درمیان دو انگشت از انگشتان خداوند قرار دارند. آن ها را هر گونه بخواهد زمانی اینچنین و زمانی آنچنان می گرداند و بسا که بنده توفیق کار نیک یابد). بحارالانوار، ج 72، ص 48.
4. - علم الیقین، ج 1، ص 381.
5. - شرح چهل حدیث، ص 46- 45.
6. - از جمله آیات قرآن که به این مطلب اشاره مستقیم دارد آیه 24 سوره انفال است که می فرماید: (أنّ الله یحول بین المرء وقلبه) و بدانید که خدا میان شخص وقلب او حائل می گردد. (سوره انفال: آیه 24).
7. - شرح چهل حدیث، ص 40- 39.
منبع: در محضر روح الله «نصایح»/حسن قدوسی زاده /انتشارات معارف 

روح الله :



وحدت کلمه مهم‌ترین ابزار مبارزاتی امام بود:

گروه سياسی و اجتماعی: نخستين عامل و مهم‌ترين ابزار امام، ايجاد وحدت كلمه بين گروه‌های مختلف جامعه بود و امام توانست با گردآوری همه نيروهای جامعه تحت پرچم اسلام و آموزه‌های دينی نهضت خود را به پيروزی برساند.

حجت‌الاسلام عباس نظری، معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی قزوین در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) شعبه قزوین، گفت: شخصیت امام خمینی(ره) مثل شخصیت جد بزرگوارشان حضرت امیرالمومنین علی(ع) نشأت گرفته از آموزه‌های قرآنی و دینی بود و امام خمینی(ره) در تمام دوران زندگی خویش هم در دوران تحصیل و هم در دوران مبارزه بر اساس ملاک‌های قرآنی عمل می‌نمود.

معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی قزوین با اشاره به تاریخچه بیداری اسلامی گفت: اولین بیداری اسلامی توسط پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) و در سرزمینی به وقوع پیوست که ساکنان آن در اوج فقر فرهنگی و دینی به سر می‌بردند ولی حضرت براساس آموزه‌های دینی و الهی در میان این مردم تمدنی غنی ایجاد کرد که همه جوامع را تحت تاثیر قرار داد.

حجت‌الاسلام نظری با اشاره به اوضاع فکری و اجتماعی جهان در دوره بیداری ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) گفت: آموزه‌های ناب اسلامی در دوره آغاز حرکت امام به فراموشی سپرده شده بود و اندیشه‌های عصر جاهلی دوباره در جوامع حاکم شده بود و نهضتی که امام خمینی(ره) به راه انداخت که باعث احیای اندیشه‌های دین مبین اسلام و بیداری ملت ایران و توجه همگان به اندیشه‌های ناب اسلامی شد.

معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی قزوین با اشاره به راهکار امام راحل(ره) در شیوه مبارزاتی خویش گفت: نخستین عامل و مهم‌ترین ابزار امام، ایجاد وحدت کلمه بین گروه‌های مختلف جامعه بود و امام توانست با گردآوری همه نیروهای جامعه تحت پرچم اسلام وآموزه‌های دینی نهضت خود را به پیروزی برساند.

وی از دعوت به توحید به عنوان دومین شیوه امام نام برد و گفت:‌‌ همان‌گونه که دعوت به توحید و انزجار از طاغوتیان شیوه همه انبیاء الهی بوده است امام خمینی(ره) هم با مد نظر قرار دادن این عامل، جهان بشریت را به توحید و مبارزه با طاغوت و طاغوتیان دعوت می‌کرد و نوک پیکان حمله امام همیشه متوجه قدرت‌های استکباری و سردمداران کفر ونفاق بود.

نظری با اشاره به آیه آیه ۵ سوره قصص «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ: و خواستیم بر کسانى که در آن سرزمین فرو دست‏ شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم و ایشان را وارث [زمین] کنیم» گفت: توجه به قشر مستضعف، امری بود که همیشه امام بر توجه دادن همگان بر آن تاکید می‌کرد و همانگونه که قرآن می‌فرماید که آینده زمین متعلق به مستضعفان و بندگان صالح خداست امام هم همیشه طرفدار قشر مسضعف بودند و این گونه بود که مهر و محبت امام بر تمام دل‌های مستضعفان جهان نشست و از اندیشه‌هایش تأثیر پذیرفتند.

معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی قزوین تصریح کرد: حرکت آزادی خواهانه‌ای که به رهبری امام خمینی(ره) شروع شد امروز شاهد هستیم که مرزهای جغرافیایی ایران را در نوردیده و علاوه بر کشورهای اسلامی در قلب مناطقی همچون اروپا هم رسوخ کرده و پیروانی برای خود پیدا کرده و رسوخ اندیشه‌های امام در قلب جوامع جهانی نشانه پیروزی انقلاب جهانی ایشان است.

وی اخلاص و حرکت در مسیر الهی را از جمله ویژگی‌های بارز امام بر شمرد و گفت: اخلاص امام و توجه به کسب رضایت الهی در همه جنبه‌های امام نمود داشت و همه حرکات امام حتی دست تکان دادن ایشان هم در جهت کسب رضایت الهی بود .

روح الله :

ا اخلاص امام خمینی (ره) نهضت او را ماندگار کرد : ا

معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی استان قزوین برجسته ترین ویژگی امام خمینی (ره) را اخلاص در عمل دانست و گفت: اخلاص امام خمینی (ره) نهضت و قیام او را ماندگار کرد.

حجت الاسلام عباس نظری، معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی استان قزوین در گفت وگو با خبرنگار شبستان بیان کرد: امام خمینی (ره) یکی از برجسته ترین شخصیت های علمی، سیاسی و اسلامی در دنیاست که تمام ویژگی های برجسته یک رهبر دینی را دارا بود.
 

وی ادامه داد: اخلاص، برجسته ترین ویژگی حضرت امام خمینی (ره) بود و همین اخلاص نیز نهضت و قیام او را ماندگار کرد؛ انسان فانی اگر خود را به باقی متصل کند، ماندگار می شود و امام خمینی (ره) نیز برای خدا گام برمی داشت.
 

معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی استان قزوین اضافه کرد: امام خمینی(ره) از بینش سیاسی بالایی برخوردار بود به طوری که امروز نیز تمامی سیاستمداران و تحلیل گران سیاسی از راهبردهای مدیریتی امام خمینی (ره) مبهوت هستند زیرا راهبردهای امام خمینی (ره) تمام معادلات سیاسی دنیا را بر هم زد.
 

وی یادآور شد: خداوند متعال به انسان های با تقوا و مخلص خود راه های خروج از بن بست ها و مشکلات را نشان می دهد و بصیرت بالایی در وجودشان قرار می دهد تا حقیقت و باطل را به درستی بشناسند و امام خمینی (ره) نیز بنده ای مخلص برای خداوند متعال بود.
 

حجت الاسلام نظری با اشاره به حضور گسترده مردم در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) اظهار کرد: خداوند متعال فرموده اند اگر کسی دین خدا را یاری کند، خداوند او را یاری می کند و حضور گسترده مردم در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) نشان می دهد، مردم به آرمان های امام و انقلاب وفادار هستند و با توجه به اینکه تمام اعمال امام خمینی(ره) برای خدا بود، راهش ماندگار است.
 

وی اعلام کرد: امام خمینی (ره) توجه ویژه ای به مردم و مستضعفین داشت و با وجود گذشت 23 سال از ارتحال امام خمینی (ره)، مردم با شور و اشتیاق و عاشقانه در مراسم سالگرد ارتحال معمار کبیر انقلاب شرکت می کنند و این امر نشان می دهد عشق و علاقه بین مردم و رهبری دو طرفه بوده است.
 

معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی استان قزوین تأکید کرد: مردم با حضور پرشور خود در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) می کوشند تا پاسخگوی ذره ای از محبت های امام خمینی (ره) باشند زیرا این امام بود که عزت، اقتدار، استقلال و خودباوری را برای ایران آورد و همه وظیفه داریم در راستای حفظ آرمان های امام و انقلاب قدم برداریم.
 

وی با اشاره به انتخاب مقام معظم رهبری به عنوان جانشین امام خمینی(ره) افزود: پیام دیگر حضور گسترده مردم در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) پیروی از ولایت است و مردم می خواهند بگویند اگرچه امام 23 سال است از بین ما رفته است ولی خلف صالح ایشان توانسته راه ایشان را ادامه دهد و کشتی انقلاب را در این اقیانوس به ساحل نجات برساند.

روح الله :

سلام کردن واجب نیست


 خاطراتی نغزاز امام خمینی:
امام خمینی

چادر برای زن بهتر است:

من وقتی از فرانسه آمدم، هنوز مانتو شلوار تنم بود. در مهران که پایم صدمه خورده بود و عصایی زیر دستم بود، با آن مانتو شلوار خدمت حضرت امام «قدس سرة» رسیدم تا گزارش بدهم. ایشان فرمودند: «شما- اگر- چادر ندارید، بگویم احمد برایتان یک چادر بخرد؟ «گفتم: نه حاج آقا چادر دارم، اما چون به کوه می رفتم و اسلحه روی دوش و فشنگ به کمرم بود، قمقمه هم به پهلویم آویزان بود، و گاهی هم سه پایه تیر بار را حمل می کردم و از کوه بالا می رفتم، این بود که اگر هم چادر به سر می کردم، خیلی مشکل بود. امام فرمود: «چادر برای زن بهتر است». من از همان جا آمدم و چادر سرم کردم و دیگر برنداشتم. قبلاً هم چادری بودم، ولی بعد مانتو شلوار می پوشیدم. در فرانسه هم خدمتشان با مانتو و شلوار و مقنعه خاص خودم بودم.

سلام کردن واجب نیست:

حضرت امام «قدس سرة» صحبت بی مورد زن ها با نامحرم را ضرورت نمی دیدند. من 15 ساله  بودم که مرحوم آقای اشراقی «رضی الله عنه» داماد ما شدند. یک روز ما منزل ایشان دعوت داشتیم. همین طور که من و امام با هم وارد شدیم، دیدم آقای اشراقی «رضی الله عنه» دارند به استقبال ما می آیند. من به امام گفتم: «سلام بکنم؟» آقا فرمودند: «واجب نیست». من هم از داخل باغچه رد شدم، تا با آقای اشراقی روبرو نشوم.

هر وقت ایشان بچه ها را می دیدند، می پرسیدند: «نمازت را خوانده ای؟» اگر نخوانده بودند، آقا جا نماز خودشان را به آن ها می دادند و می گفتند: «برو وضویت را بگیر و بیا نمازت را بخوان» و بعد از نماز رو به آن ها نصیحت می کردند که: «ببین! اگر همین نماز را به موقع می خواندی، چقدر بهتر بود؛ خدا هم خوشش می آمد»

کسی اینجا هست:

حضرت امام «قدس سرة» در خصوص ارتباط زن و مرد و برخورد با نامحرمان بسیار حساس بودند. مثلاً در خانه خودشان وقتی که یکی از نوه های پسرشان مکلّف می شد، دیگر با آن ها در یک اتاق نمی نشستیم. البته جالب اینجاست که وقتی ما نزدشان بودیم، نمی گفتند که ما از اتاق بیرون برویم، بلکه به آن نوه پسر می گفتند بیرون برود. یا اگر من پهلوی ایشان بودم و نوه مکلّف شده شان که مثل پسر خود من بود، می خواست وارد بشود، آقا می گفتند: «کسی اینجا هست».

این غیبت است:

یک شب بعد از نماز، حضرت امام «قدس سرة» نشسته بودند و من هم در خدمتشان بودم. فاطمه خانم- خدمتکار منزل- چای آورد و جلوی ما گذاشت. خدمتکار دیگر منزل هم در گوشه اتاق مشغول کار بود. به آقا عرض کردم: این فاطمه خانم خیلی خدمتکار خوبی است. آقا فرمودند: «غیبت نکنید». عرض کردم: آقا من که غیبت نکردم، گفتم ایشان خوب هستند. آقا فرمودند: «همین که شما می گویید این خوب است، چون او- خدمتکار دیگر- می شنود، به نظر می آید که شما می خواهی بگویی. او خوب نیست و این غیبت است».

امام خمینی

خدا هم خوشش می آمد:

حضرت امام «قدس سرة» در خصوص نماز خواندن بچه ها، عنایت ویژه ای داشتند. گاهی که امام پسر هشت ساله ام را می دیدند، به او می گفتند: «نمازت را خوانده ای؟» من می گفتم: آقا او هنوز به سنّ تکلیف نرسیده است. می فرمودند: «بچه ها قبل از رسیدن به سنّ تکلیف باید رو به نماز بایستند تا عادت کنند». هر وقت ایشان بچه ها را می دیدند، می پرسیدند: «نمازت را خوانده ای؟» اگر نخوانده بودند، آقا جا نماز خودشان را به آن ها می دادند و می گفتند: «برو وضویت را بگیر و بیا نمازت را بخوان» و بعد از نماز رو به آن ها نصیحت می کردند که: «ببین! اگر همین نماز را به موقع می خواندی، چقدر بهتر بود؛ خدا هم خوشش می آمد».

یک روز امام داشتند توی حیاط قدم می زدند. من که آمدم از کنارشان رد شوم، به من گفتند: «بیا اینجا». وقتی پیش ایشان رفتم به من گفتند: «نمازت را خوانده ای؟» گفتم: نه. امام فرمودند: «زود برو نمازت را بخوان که از ارزشش کم نشود». که من هم رفتم و نمازم را خواندم.

بخش تاریخ ایران و جهان تبیان

امام ومردم :

جایگاه مردم درنظام اسلامی ازدیدگاه حضرت امام خمینی (ره):


از مجموعه رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره)چنین استنباط می شود كه پس از اتكا به خداوند متعال،محور اصلی ونقش آفرین در پیروزی انقلاب وشكل گیری حكومت اسلامی درایران حضور و پشتیبانی مردم بوده است كه ایشان همواره برآن تاكیدداشته اند.

امام خمینی

نقش و مشاركت مردم درحكومت: دراندیشه وسیره امام خمینی(ره) مشاركت مردمی به عنوان یك مساله اصلی، اساسی وتعیین كننده درحوزه تعیین سرنوشت مشترك عمومی موردتوجه وعنایت كامل قرارگرفته است. اوباتوجه به بنیانهای اسلامی، نگرش سیاسی خود و به پیروی از پیامبراسلام (ص) وپیشوایان راستین او،بارها برضرورت ورود مردم درصحنه سیاست وتصمیم گیریهای اساسی جامعه درقالب نهادهای حكومتی تاكید كرده وآن رابه عنوان بزرگ ترین عامل ثبات حكومت وضامن امنیت درجامعه معرفی نموده است. برای نمونه تاكید دارد:

«آگاهی مردم ومشاركت ونظارت وهمگامی آنهاباحكومت منتخب خودشان ،خودبزرگ ترین ضمانت حفظ امنیت درجامعه خواهدبود» ( صحیفه امام ، ج 4 ، ص 248).

مشاركت مورد نظر امام خمینی (ره)، مشاركتی همه جانبه ودرتمام ابعاد جامعه وازسوی همه مردم جامعه است كه اوازآن تحت عنوان مشاركت كامل همه مردم یاد می كندواصلاحات جامعه، تامین استقلال مملكت وآزادی مردم رادرسایه آن می داند:

«اساس كاریك جمهوری اسلامی،تامین استقلال مملكت وآزادی ملت ماو... اصلاحات لازم ... این اصلاحات با مشاركت كامل همه مردم خواهدبود.» (همان ، ج 5 ، ص 155).

امام خمینی(ره) به این حقیقت كاملاً واقف بودكه باحضورمردم درصحنه، انقلاب اسلامی به راه خودادامه خواهددادوپایه های نظام اسلامی تحكیم خواهدیافت.

حضرت امام دربیانی دیگر،ازبین سه عامل اساسی كه درپیروزی انقلاب وغلبه برطاغوت داشته است. یكی را مشاركت همه مردم می داندوآن رادركنار ایمان واعتماد به خدا و وحدت كلمه قرارمی دهدوبه وضوح مطرح می سازد:

«شما مردم شریف ایران ... توانستید بااتكال به خدای متعال و وحدت كلمه ومشاركت همه قشرها برطاغوت زمان غلبه كنیدوپشت ابرقدرتهارابلرزانید .» ( همان ، ج 6 ، ص 518 )

نگه داشتن مردم درصحنه : امام خمینی(ره) به این حقیقت كاملاً واقف بودكه باحضورمردم درصحنه، انقلاب اسلامی به راه خودادامه خواهددادوپایه های نظام اسلامی تحكیم خواهدیافت.ازاین رو با درایتی وصف ناپذیرهمواره به ملت شخصیت می داد، اوراصاحب اصلی انقلاب معرفی می كردوحس مسئولیت رادرآحادملت تقویت می كرد تا آنان به گونه ای تربیت شوند كه همواره به طورخودجوش درهمه صحنه هاحضوریابندواز انقلاب ونظام دفاع كنند.

امام خمینی-انقلاب

به طورمثال ،ماههای نخستین سال1360 ، بااتحاد شوم ملی گراها به سركردگی بنی صدر و منافقین،جامعه دچار اضطراب وناامنی شده بود و می رفت تا حكومت نوپای جمهوری اسلامی دچاربحران گردد،جبهه ملی در روز25 خرداداعلام راهپیمایی كرد تا لایحه قصاص رامحكوم كندوسازمان منافقین همان روزاعلامیه نظامی صادركردو ... درچنین وضعیتی امام امت در روز 25 خرداد سخنرانی كردوبا كلماتی چون لاحول ولاقوه الابالله وسعدی از دست دوستان فریاد! سیل جمعیت را روانه خیابانها وآن توطئه شوم رادرنطفه خفه كردودربیانیه مهمی كه در همان روزهاصادرشد، فرمود:

«حضورشمامردم عزیزومسلمان درصحنه است كه توطئه های ستمگران وحیله گران تاریخ راخنثی می كند، حضورشمادرصحنه است كه گرد یاس و درماندگی برچهره های منافقین ومتحدان بی آبرویش می پاشد، حضور شمامردم شجاع وباایمان است كه خط اصیل اسلام را برایران وبه امید خدا برجهان حاكم خواهدنمود،حضورشما مردم مومن وازجان گذشته است كه روشنفكران غرب و شرق زده رابرای همیشه رسوا می كند، حضورشمادرصحنه تمام "من ها" و"منیت های" شیطانی راكوبیده ومی كوبد و"ما" واخوت اسلامی را جایگزین آن نموده و می نماید.... » ( صحیفه نور،ج15 ، صص 23 – 22).

وپس ازآنكه آثارگرانقدحضوردرصحنه راگوشزد می كند، باكلماتی بسیارصمیمی ،دوستانه ، بی پیرایه وصادقانه ازمردم می خواهد كه هیچ گاه صحنه های انقلاب ونظام راخالی نكنند ومسئولان آن راتنها نگذارند:

« دوستان عزیزم ! بسیاردقت كنید وكاملاً به هوش باشیدوهوشیارانه باآرامش كامل ولی باتمام توان درصحنه باشید كه بی شماهیچ كس ، هیچ نمی تواندكند وباشما دشمنان رسول اكرم(ص) وائمه اطهارنابودخواهند شد... خمینی دست یكایك شما رامی بوسد وبه یكایك شما احترام می گذارد ویكایك شما را رهبر خودش می داند كه بارهاگفته ام، من باشما یكی هستم ورهبری دركارنیست!... » ( همان ،ج2،ص 23 ).

درسال های پایانی عمرپر بركتش نیزضمن تاكید برهمه كاره بودن مردم ، ازمسئولان می خواهد كه به رای آنها احترام بگذارند وآنان را درهمه كارها شركت دهند:

« بدون اینكه این ملت همراهی كند مانمی توانستیم كاری بكنیم ،هرچی داریم ازاینهاست وهرچی هست، مال اینهاست ؛ دولت ، عامل اینهاست ، قوه قضاییه ، عامل اینهاست، قوه اجرائیه ، عامل اینهاست، قوه مقننه، عامل اینهاست،ادای تكلیف باید بكنند،شركت باید بدهندمردم رادرهمه امور» ( صحیفه نور،ج20،ص55).

پایگاه پیداكنید دربین مردم، وقتی پایگاه پیداكردید ،خدا از شما راضی است ؛ ملت ازشما راضی است به قدرت دردست شماباقی می ماند، ومردم هم پشتیبان شمایند.»

نقش كارآمدی مردم درحكومت: امام خمینی(ره)بیانات زیادی داردكه درآنها به نقش كارآمدی مردم اشاره می كندعموم صحبت هایشان دربیان لزوم توجه مسئولان به جایگاه حمایت مردمی دربقای حكومت بوده است ولی اینگونه عبارتها درمقام بیان حداكثرنقش شرعی مردم درحكومت نبوده است كه برخی استنباط كنند كه منظورنفی مشروعیت بخشی ازناحیه مردم است.

به عنوان نمونه می فرمایند:

« توجه دارند آقایان كه تاملت دركارنباشد، نه ازدولت ونه ازاستانداران كاری نمی آید... ازاین جهت همه مان وشما آقایان همه و آنهایی كه دراختیارشما هستند،همه باید كوشش بكنید كه رضایت مردم راجلب بكنید،در همه امور... اینك دولت ایستاده است و به خوبی دارد عمل می كندبرای این است كه مردم هستند،كمك مردم است، هرجاهرنقیصه ای پیدا می شود مردم دنبالش هستند، برای رفعش دنبال هستند ...... امروز مردم می دانند كه دولت ازخودشان است وانتخابات هم ازخودشان است. شماباید كوشش كنید كه این چیزی كه الان درذهن مردم هست ، كه دولت را ازخودشان می دانند....... ازدل آنها بیرون نرود.» ( صحیفه امام،ج18،صص379 – 378)

امام خمینی-بهشت زهرا

یا می فرمایند:

«پایگاه پیداكنید دربین مردم، وقتی پایگاه پیداكردید ،خدا از شما راضی است ؛ ملت ازشما راضی است به قدرت دردست شماباقی می ماند، ومردم هم پشتیبان شمایند.» (همان،ج7،ص512).

چنان كه درجملات فوق به وضوح تاكید شده است،امام خمینی(ره)به اهمیت نقش مردم درموفقیت حكومت وكارآیی آن پرداخته اندوموفقیت حكومت رابدون ملت ناممكن دانسته است.

بنابراین آنچه روشن است اینكه ازدیدگاه امام خمینی(ره)مردم وحكومت اسلامی جدای ازیكدیگرنیستند.دراین راستا ایشان به نقش محوری مردم درشكل گیری حكومت تاكید می كنندومی فرمایند:

« ازحقوق اولیه هرملتی است كه باید سرنوشت وتعیین شكل ونوع حكومت خود را دردست داشته باشد.» ( همان،ج4،ص367).

اداره مملكت به دست خودمردم: حضرت امام درمورخه 2/8/58 درجمع شهردار وكاركنان شهرداری قائم شهر درخصوص اینكه مردم خوداداره مملكت رابه دست گیرندمی فرمایند:

«همین ملتی كه یك همچونهضتی كردویك همچوپیروزی برایش حاصل شد، باید این مملكت راخوداداره بكنید. هركس به هراندازه ای كه می تواند.البته یك قشرنمی تواند،دوقشرنمی تواند،... درهرصورت،مملكت باید بادست خودمردم، بادست خوداشخاص،اداره بشود.وشهرها باید به توسط خودتان اداره بشود؛ توسط خودتان آباد بشود.ننشینیدكناربگویید كه شورای شهردرست شد،وبرویم كنار» (همان،جلد10،ص237).

نتیجه: نقش مردم ازدیدگاه امام(ره) تاحدی است كه ایشان كل اركان اجرایی وحكومتی را از یك سو و مردم را ازسوی دیگردرجهت تعامل وتعادل ودرراستای یكدیگرقرارمی دهند؛ وازآنجاكه انقلاب اسلامی ایران برخلاف سایر انقلابها متكی به توده های مردم است ؛جایگاه ونقش مردم ازاساسی ترین موضوعاتی است كه قابل بررسی وتامل می باشد.

. ( بخش تاریخ ایران و جهان تبیان ) .

روح الله :

ناگفته‌هایی از زندگی شخصی امام:


سید حسن خمینی نوه امام راحل به تشریح رعایت اخلاق و ادب از امام راحل پرداخت و در همین راستا گوشه هایی از زندگی شخصی و فردی و رعایت اخلاق و ادب از سوی ایشان را برای نمایندگان تعریف داد.

امام خمینی

وی با بیان اینكه زمانی كه امام راحل به رحمت خدا رفت من 18 سال داشتم، گفت: تا زمانی كه امام راحل در قید حیات بودند ما یعنی فرزند یادگار امام منزل جدایی از امام نداشتیم و امكان نداشت كه آشپزخانه ما برای غذا درست كردن روشن باشد. ما همواره ناهار و شام سر سفره امام بودیم.

سید حسن خمینی افزود: اگر آشپرخانه ما روشن بود و غذایی در آن پخت می شد زمانی بود كه امام مهمان ما بودند و تنها جایی كه می رفتند منزل ابوی ما بود چون امام از در جماران بیرون نمی رفتند.

نوه امام با اشاره به بازی های دوران كودكی خود گفت: من توپی داشتم كه با آن بازی می كردم و دوچرخه ای داشتم كه در حیاط مشترك خانه امام با آن دوچرخه سواری می كردم.

پیاده روی امام هر روز سه مرتبه:

سیدحسن خمینی با بیان اینكه امام راحل هر روز سه مرتبه پیاده روی می كردند، گفت: ایشان هفت و نیم تا هشت صبح، 10 تا 10:30و 4 تا 4:30 عصر هر روز پیاده روی می كردند واین موضوع یك دقیقه پس و پیش نمی‌شد.

وی گفت: من تقریبا هر روز 4 بار و یا بیشتر به منزل امام می رفتم و زمانی كه امام این پیاده روی ها را انجام می داد من با ایشان مواجه می شدم.

نوه امام خاطرنشان كرد: امام راحل حتی یكبار هم به من «تو» نگفتند بلكه همواره مرا «شما» خطاب می كردند. ایشان حتی به اخوی های كوچكتر من هم واژه «شما» را به كار می بردند و به هیچكس «تو» نمی گفتند.

حسن برو آخوند شو:

نوه امام با بیان اینكه هر وقت امام مرا می دید به من می گفت «حسن برو آخوند شو» ، تصریح كرد: امام هر وقت از در اتاق بیرون می آمدند و در حیات پیاده روی می كردند و تقریبا هر وقت كه مرا می دیدند به من توصیه می كردند كه بروم آخوند شوم و این جمله «حسن برو آخوند شو» را بارها به من گفتند.

نوه امام خاطرنشان كرد: امام راحل حتی یكبار هم به من «تو» نگفتند بلكه همواره مرا «شما» خطاب می كردند.

ایشان حتی به اخوی های كوچكتر من هم واژه «شما» را به كار می بردند و به هیچكس «تو» نمی گفتند.

امام خمینی
صرف ناهار در اتاق 4.5 تا 5 متری با سقف كوتاه:

نوه امام راحل با بیان اینكه موقع ناهار امام به دلیل داشتن پادرد روی یك صندلی و پشت یك میز می نشستند، گفت: اعضای خانواده روی زمین و دور سفره می نشستند و اتاقی كه ما در آن ناهار می خوردیم 4.5 تا 5 متر بود و سقف كوتاهی هم داشت.

سید حسن خمینی افزود:سنت خانواده امام این بود كه غذا را خود همسر امام می كشیدند و تا زمانیكه همسر ایشان سر سفره حاضر نمی شدند امام (ره) لب به غذا نمی زدند.

ناهار امام آبگوشت بی نمك:

وی با بیان اینكه امام (ره) معمولا ناهار آبگوشت می خوردند، گفت: این آبگوشت بسیار بی نمك بود و امام (ره) معمولا گوشت را نمی خوردند و آن را به من می دادند كه من این گوشت بسیار خوشمزه را با پلو باهم می خوردم.

نوه امام در ادامه با اشاره به رعایت ادب از سوی امام تصریح كرد: امام راحل ادب در منزل و ادب محاوره با كوچكتر را بشدت رعایت می كردند و حتی امام، ریگان رئیس جمهور وقت آمریكا را هم آقای ریگان خطاب و ادب را همواره نسبت به بزرگتر و كوچكتر رعایت می كردند.

وی با اشاره به رعایت احترام آقای پسندیده از سوی امام گفت: در 12 بهمن 1357 وقتی هواپیمای امام در فرودگاه مهرآباد تهران به زمین نشست و همه منتظر پایین آمدن امام (ره) از هواپیما بودند ایشان به آقای پسندیده گفتند كه شما بزرگترید و شما باید ابتدا پایین بروید.

آنچه اخلاق و در راس اخلاق است ادب می باشد امام در زندگی فردی و اجتماعی خود هرگز پا روی اخلاق نگذاشت.

در آن لحظه حساس كه همه منتظر ورود امام بودند امكان نداشت كه آقای پسندیده جلوی امام حركت كند اما ایشان تاكید داشتند كه زودتر از آقای پسندیده پیاده نمی شوند و به همین دلیل ابتدا آقای پسندیده پیاده شدند و بعد ابوی ما از پله های هواپیما بالا رفت و به همراه امام پایین آمدند.

وی افزود: اگر به تصاویری كه 12 بهمن 1357 از تلویزیون پخش می شود دقت كنید متوجه می شوید كه آقای پسندیده زودتر از امام پیاده شده اند و در داخل ماشین نشسته اند.

نوه امام راحل تصریح كرد: امام (ره) نسبت به احترام آقای پسندیده تاكید داشتند و همواره آن را رعایت می كردند.

سید حسن خمینی افزود: آنچه اخلاق و در راس اخلاق است ادب می باشد امام در زندگی فردی و اجتماعی خود هرگز پا روی اخلاق نگذاشت.

وی تصریح كرد: بزرگترین دستاورد میراث امام برای ملت ایران جمهوری اسلامی است.

نوه امام راحل سپس افزود: اگر افرادی با هم اختلاف دارند لزومی ندارد تا پا را فراتر گذاشته و به یكدیگر بی احترامی كنند.

. (بخش تاریخ ایران و جهان تبیان ).

روح الله :


امام خمینی (ره)به روایت خادمش:


حاج عیسی جعفری فرزند اسدالله ، پیرمرد فرزانه ای كه در میان مردم ایران به «خادم امام» اشتهار دارد ، در سال 1306 در روستایی نزدیك قم به نام ابرجس به دنیا آمد. وی قبل از پیروزی انقلاب در قم دكان جگركی داشت. با پیروزی انقلاب و اقامت حضرت امام در جماران، مرحوم حاج احمدآقا كه در جستجوی فردی مطمئن بود تا بتواند امور دفتر و منزل حضرت امام را به او بسپارد، از طریق خواهر حاج عیسی كه اقلیم خانم نام داشت و مدت‌ها در نجف خدمتگزار بیت حضرت امام بود، حاج عیسی را به تهران فرا می‌خواند و او با رها كردن كار و كسب و منزل خود به تهران می‌آید و از سال 1360 جزو اولین كسانی می‌شود كه به خدمت صادقانه در دفتر حضرت امام می‌پردازد.

آن چه می خوانید بخشی از خاطرات حاج عیسی است:

من بچه قم هستم ولی تقریبا نزدیك 45 سال است كه در تهران زندگی می‌كنم. در سال 1343 كه حضرت امام از زندان آزاد شده بودند ما در تهران سكونت داشتیم. با شنیدن خبر آزادی امام ما هم به قم برای دیدار ایشان رفتیم و یك هفته در قم ماندیم.

در طول آن یك هفته هر روز به منزل ایشان می‌رفتیم و در صف جمعیت می‌ایستادیم و ایشان را زیارت می‌كردیم. ظهر كه می‌شد پشت سر امام به نماز می‌ایستادیم. در پائین اتاقی كه حضرت امام می‌نشستند زیرزمینی بود كه مردم در صف منظم به دست‌بوسی ایشان می‌‌آمدند و سپس از طریق آن زیرزمین خارج می‌شدند. من نیز همانند مردم دست ایشان را می‌بوسیدم و از طریق زیرزمین دوباره به حیاط می‌آمدم و خودم را برای نماز آماده می‌كردم.

حاج عیسی جعفری

روزی در صدد برآمدم كه كتاب كشف اسرار حضرت امام را تهیه كنم. اما خوب این كتاب قدغن بود. یك دوستی در قم داشتم، پیش او رفتم و از ایشان راهنمایی خواستم. وی گفت در خیابان ارم یك شیخ كتابفروشی هست پیش ایشان می‌روید و می‌گوئید مرا فلانی روانه كرده و گفته یك نسخه كتاب كشف اسرار به من بدهید. من پیش آن شیخ رفتم و خودم را معرفی كردم.

ایشان گفت فردا بیایید تا برایتان تهیه كنم. فردا دوباره پیش شیخ رفتم اما شیخ دوباره قول روز بعد را داد. این موضوع سه مرتبه تكرار شد. روز سوم به اصطلاح از داخل یك زیرزمین كتاب را آورد و روی میز گذاشت. وقتی هدیه‌اش را به شیخ می‌دادم گفت این كتاب را از من نخریدید. یعنی اگر شما را گرفتند نگوئید از من خریده‌اید.

من در تهران لباس فروش بودم و دوره می‌گشتم. روزی در داودیه بودم كه یكدفعه دیدم از خود قلهك تا كلانتری صبا همه پاسبان‌ها سوار بر اسب ایستاده‌اند. از آن طرف به آن سمت رودخانه به اصطلاح خیابان ظفر رفتم. آنجا پرورشگاهی بود كه به آن پرورشگاه معنوی می‌گفتند. دیدم كه پاسبان‌ها تا آنجا هم به صف ایستاده‌اند. با بقچه لباسی كه روی دوشم بود متوجه خانه‌ای شدم كه در آنجا رفت و آمد بود. از یكی پرسیدم كه اینجا چه خبر است؟ گفت حضرت امام را از زندان به اینجا آورده‌اند. هرچه سماجت و كوشش كردم كه آنجا خدمت امام برسم اجازه ندادند.

روزهای اول وظیفه‌ام جواب دادن به تلفن بود و اگر حضرت امام كاری داشتند بلافاصله پیغام می‌دادند كه من بروم و انجام دهم. اگر ایشان با كس دیگری هم كار داشتند می‌رفتم خبر را می‌رساندم و جوابش را برای حضرت امام می‌آوردم

خواهر من در نجف خدمتگزار بیت امام بود. ایشان تعریف می‌كرد: در نجف كه بودیم حضرت امام در خانه محقری سكونت كرده بودند. ما از یخچال و این‌گونه امكانات محروم بودیم و مواد غذایی و غیره را به اندازه مصرف تهیه می‌كردیم و اگر چیزی مثلا میوه یا گوشت اضافه می‌آمد مجبور بودیم آنها را در ته چاهی كه چهل پله پائین می‌خورد قرار بدهیم كه به اصطلاح هوای آنجا خنك بود. هرچه خانم به حضرت امام می‌گفت كه ما به یخچال احتیاج داریم برای ما یك یخچال تهیه كنید، امام می‌فرمودند،‌ من پول ندارم، اگر شما پولی دارید بدهید تا برایتان یخچال بخرم. روزی حاج‌آقا مصطفی تشریف آورد و به خانم گفت كه چقدر پول دارید. خانم هم پس‌اندازهایش را به حاج‌آقا مصطفی داد و ایشان رفت و یك یخچال قسطی خرید و آورد. زندگی امام در نجف به این شكل بود. اما در كربلا منزلی بود كه مالك آن یك نفر كویتی بود. در آن منزل همه وسایل و امكانات زندگی وجود داشت و ما هر از گاهی كه در كربلا بودیم در رفاه و آسایش بودیم.

آقای رحیمیان تعریف می‌كرد وقتی كه در نجف اشرف بودیم، روزی یكی از بزرگان فوت كرده بود و ما به همراه حضرت امام به مراسم آن فرد رفتیم. دم در مسجد، حضرت امام نگاهی كردند و فرمودند برگردید. عرض كردیم آقاجان چرا؟‌ فرمودند، جا نیست كه من پابرهنه یا با كفش بروم تا وارد مسجد شوم و مجبورم پایم را روی كفش مردم بگذارم كه من هیچ وقت این كار را نمی‌كنم.

ابوعمار از سمت راست نفر اول

در سال 1360 حاج احمدآقا می‌فرمایند كه ما به فردی نیاز داریم كه شب و روز اینجا باشد و در خدمت امام قرار گیرد. خواهرم كه از زمان نجف در خدمت بیت امام بود مرا معرفی می‌كند و می‌گوید كه من برادری دارم كه در تهران زندگی می‌كند. حاج احمدآقا می‌پرسد چه كاره است خواهرم جواب می‌دهد كه دكان دارد و با كسی شریك هست. حاج احمدآقا از سوابق من سۆال می‌كند و سپس می‌گوید تلفن بزنید و بگوئید بیاید. به من تلفن كردند و من دكان و خانه و زندگی‌ام را رها كردم و به بیت آمدم و ماندگار شدم.

روزهای اول وظیفه‌ام جواب دادن به تلفن بود و اگر حضرت امام كاری داشتند بلافاصله پیغام می‌دادند كه من بروم و انجام دهم. اگر ایشان با كس دیگری هم كار داشتند می‌رفتم خبر را می‌رساندم و جوابش را برای حضرت امام می‌آوردم.

آرام آرام رفت و آمد و گفت‌وشنود و نسبت به همدیگر شناخت بیشتری پیدا كردیم، به گونه‌ای كه به اصطلاح امام هركاری داشتند بلافاصله زنگ می‌زدند و مرا صدا می‌كردند و من به خدمتشان می‌رسیدم. مثلا مهر ایشان بر اثر سجده بسیار كثیف می‌شد من آن را تمیز می‌كردم. علاوه بر آن اگر ایشان با آقای انصاری یا آقای توسلی و گاهی وقت‌ها حتی با خود حاج احمدآقا كاری داشتند به من می‌گفتند كه مثلا برو به احمد بگو بیاید كارش دارم. من هم می‌آمدم و ایشان را در جریان قرار می‌دادم. یا اگر حضرت امام پیغامی داشتند به آقایان می‌رساندم.

چند بار هم اتفاق افتاد كه من روزنامه‌ها را پیش امام می‌بردم؛ روزهای زمستان روزنامه‌ها كمی دیرتر می‌رسید؛ وقتی آنها را پیش امام می‌بردم ایشان می‌گفت من روزنامه می‌خواهم، شب نامه كه نمی‌خواهم، سعی كن روزنامه را زودتر بیاوری. لذا من بعد از آن دیگر صبر نمی‌كردم كه روزنامه را به بیت بیاورند، خودم می‌رفتم و از كیوسك می‌خریدم و می‌آمدم.

امام به راحتی امام نشد؛ ایشان به واسطه رابطه با خدا امام امت شده است:

خوراك حضرت امام در وعده شام غذای حاضری بود. دو یا سه لقمه نان و پنیر با دو سه حبه انگور یا دو سه لقمه نان و پنیر با دو سه قاچ خربزه بود. ما چون می‌دانستیم شام حضرت امام همین غذاست جلوتر تهیه می‌كردیم و برای مواقعی كه مواد غذایی گران می‌شد و یا گیر نمی‌آمد ذخیره می‌كردیم، چون اگر مواد غذایی گران می‌خریدیم ایشان میل نمی‌كردند و می‌گفتند چرا گران خریدید. ما هر 15 روز یكبار صورت حساب مخارج منزل امام را به ایشان می‌دادیم و ایشان مرور می‌كردند. یادم هست كه یكبار یك كیلو خیار خریده بودیم به مبلغ بیست تومان. ایشان وقتی صورت حساب را دیده بودند فرمودند دیگر خیار نخرید. قبل از آن خیار كیلویی ده تومان بود و به یكباره بیست تومان شده بود و ما كه یك كیلو خریده بودیم فرمودند خیار نخرید چون گران است. ایشان از هرجهت مواظب بودند.

. می‌فرمودند:‌ نان زیاد نخرید به اندازه مصرف بخرید. مواظب باشید، حیف و میل نشود

حضرت امام به خانمشان خیلی محبت داشتند و با او خیلی مهربان بودند. اگر كسی برخلاف نظر خانم عمل می‌كرد حضرت امام از آن شخص ناراحت می‌شدند.

حضرت امام به زیردستانشان هم محبت داشتند. من هر روز صبح كه به خدمت ایشان می‌رسیدم و عرض سلام می‌كردم، ایشان متقابلا سلام می‌دادند و لبخند می‌زدند و من هم لبخند می‌زدم. سپس احوال همدیگر را می‌پرسیدیم.

برخورد حضرت امام به كودكان خیلی مهربانانه و عجیب بود:

روزی عده‌ای از شهر دزفول برای ملاقات آقا آمده بودند و در حسینیه مستقر شدند. آقای انصاری به من زنگ زد و گفت كه سه تا از بچه‌های شهید خدمت امام نرسیدند ولی دلشان می‌خواهد ایشان را زیارت كنند. شما بیا و اینها را خدمت امام ببر. من آنها را نزد امام بردم. حضرت امام در ایوان روی تخت‌شان نشسته بودند و در حال مطالعه بودند. ایشان تا بچه‌ها را دیدند نوازش كردند و به سر و صورتشان دست كشیدند و به هر كدامشان پانصد تومان پول دادند و من آنها را با دل خوشی و روی بای آوردم.

مردم در انتخابات آزادند

حاج عیسی ادامه می‌دهد: امام به راحتی امام نشد؛ ایشان به واسطه رابطه با خدا امام امت شده است. ایشان ساعت 2 نیمه شب بیدار می‌شدند و نماز می‌خواندند؛ بعد هم تا نزدیك نماز صبح مشغول قرائت قرآن می‌شدند؛ ایشان به قدری غرق در مناجات و گریه بودند كه بسیار عجیب بود؛ البته ما از پشت شیشه می‌دیدیم و آن موقع كسی در اتاق نبود.  

خادم امام خمینی (ره) با بیان خاطره‌ای از دیدار مردم با رهبر كبیر انقلاب اسلامی و اشتیاق ایشان برای دیدار می‌گوید: امام بعد از ساعت 8 صبح و گرفتن گزارش و نامه‌ها، در حیاط قدم می‌زدند و اگر جمعیتی در حسینیه بود، ایشان به ملاقات آنها می‌رفتند و گاهی حسینیه 2 بار مملو از جمعیت بود؛ یكبار جمعیتی از مشهد و تربت حیدریه آمده بودند و دو بار حسینیه پر شد. بار دوم كه امام از حسینیه بیرون می‌آمدند، جمعیتی در سه راهی بیت ایستاده بودند و شعار می‌دادند كه ما تا امام را نبینیم از جماران نمی‌رویم. 

حضرت امام اتفاقاً صدای آنها را شنیدند و فرمودند «برو بگو اینها بیایند تو حیاط تا من ببینمشان»؛ در سه راهی بیت، آقای بابایی ایستاده بودند، به او گفتم «امام فرمودند كه اجازه بدهید اینها داخل بیایند»، گفت «اینها كارت ندارند و نمی‌شود بییند»؛ گفتم «خب شما برای چه اینجا ایستاده‌ای» گفت «برای امام»؛ گفتم «خب خود امام گفته‌اند كه اجازه دهید بیایند داخل حیاط» بالاخره با اصرار، نگهبان را راضی كردم و آن جمعیت داخل حیاط شده و با امام دیدار كردند. امام مردم را خیلی دوست داشتند. 

حضرت امام به زیردستانشان هم محبت داشتند. من هر روز صبح كه به خدمت ایشان می‌رسیدم و عرض سلام می‌كردم، ایشان متقابلا سلام می‌دادند و لبخند می‌زدند و من هم لبخند می‌زدم. سپس احوال همدیگر را می‌پرسیدیم.

از حاج عیسی پرسیدن: «چرا امام دوست نداشتند فرزندان و نوه‌هایش و در یك كلمه اهل بیت‌شان وارد سیاست شوند؟» كه نگاهی عمیق به من كرد و چند لحظه‌ای سكوت. سرش را بالا گرفت و گفت «بهتر است در مورد این موضوع صحبت نكنیم». دل پر خونی داشت از آنان كه دم از امام می‌زنند و ادعا دارند و گفت «مطمئن باشید خدا نخواهد گذاشت كه كسی از اسم امام سوء استفاده كند و مردم نیز به این راحتی‌ها رضا نمی‌دهند؛ آنهایی كه در این راه بیایند موفق نخواهند شد و فقط خودشان را خراب می‌كنند و عقب می‌اندازند و دورانی طول می‌كشد كه بیایند سرجای اولش و نخواهد شد.» 

خادم امام خمینی (ره) به شب رحلت امام اشاره كرده و یادآور می‌شود: شبی كه امام از دنیا رفتند، به بیمارستان رفتیم؛ پزشكان، بالای سر امام بودند و در حال تقلا برای اینكه كاری انجام دهند. حاج احمد آقا «گفتند این تلاشی كه دارید می‌كنید فایده‌ای هم دارد؟

دكترها گفتند :خیر، دیگر تلاش نتیجه‌ای ندارد» حاج احمد آقا گفتند «اگر فایده‌ای ندارد، پس دیگر اینقدر اذیتش نكنید و رهایش كنید تا راحت باشد» و دكترها امام را آزاد گذاشتند و چند لحظه بعد امام عروج كردند و به ملكوت اعلی رفتند.  

همان موقع بود كه آقای هاشمی گفتند:

همین الان اعلام كنیم كه امام فوت كردند اما حاج احمد آقا موافقت نكردند و گفتند «صبر كنید تا زمانش فرا برسد» بعد از آن در همان بیمارستان آقای خامنه‌ای را خواستند و هیئت امنا سریعاً جلسه‌ای را تشكیل دادند و در اتاق دیگری رفتند.

چند دقیقه بعد دیدم كه حضرت آقا از اتاق بیرون آمدند و از پذیرش مسئله‌ای طفره می‌رفتند كه حاج احمد آقا دنبال ایشان آمدند و با اصرار فراوان از ایشان خواهش كردند؛ ایشان را مجدداً به اتاق بردند و همان جا بود كه حاج احمدآقا با تلاش فراوان حضرت آقای خامنه‌ای را راضی كردند كه این مسئله را بپذیرند و هیئت امنا نیز به ایشان رأی دادند.

.(بخش تاریخ ایران و جهان تبیان).

روح الله :

بیش از دو دهه از غروب خورشید تا بناک حضرت امام خمینی روح الله «قدّس سرّه » میگذرد. آن بزرک مردی که به راستی «روح » خدا بود و با نگاه رحمت و مدد حضرت حق همچون نسیم جانفزای بهار در کالبد بی جان ملت ایران دمیده شد. مردمانی که در دیار ((نا امیدی )) به سرنوشت (( فراموشی )) خویش خو گرفته بودند به لطف این روح بیداد گر ، بر آن شدند تا رستاخیز ((بیداری )) خود را ببینند و به نام خدا ، برای خدا و در راه خدا بپا خیزند.