ازدواج :

ازدواج و شيوه همسرداري در سيره حضرت علي(ع)

 

يکي از مسائلي که در قرآن و روايات اسلامي بدان سفارش و تأکيد شده امر مقدس ازدواج است که متأسفانه در وضعيت کنوني با ايجاد رسم هاي غلط و تشريفات و تجملات به يک مشکل پيچيده تبديل شده است . اين مشکل پيچيده و جاده صعب العبور براي جوانان زماني هموار مي شود که در عمل واقعاً شيعه و پيرو مولاي متقيان علي عليه السلام باشيم .

رواياتي که بيانگر شيوه ازدواج حضرت علي عليه السلام است متعدد و گوناگون مي باشد وهمه آنها حاکي از کمال سادگي آن مي باشد .در اينجا براي آنکه جوانان از شيوه امام علي عليه السلام در ازدواج پيروي کنند به ذکر چند روايت که نشانگر آن شيوه است پرداخته مي شود .

پاسخ مثبت به خواستگاري علي عليه السلام:

امام باقر عليه السلام فرمود: ابوبکر نزد پيامبر (ص) آمد و گفت اي رسول خدا فاطمه (س) را به ازدواج من درآور پيامبر (ص)  از او روي گردانيد . عمربن خطاب نيز خواستگاري کرد و با بي اعتنايي پيامبر (ص) رو به رو شد . عمر و ابوبکر نزد عبدالرحمن بن عوف آمدند و گفتند : تو ثروتمندترين مرد قريش هستي اگر به حضور رسول خدا بروي و از فاطمه (س) خواستگاري کني خداوند بر مال و شرافتت مي افزايد . عبدالرحمن نزد پيامبر(ص) آمد و خواستگاري کرد پيامبر (ص) از او روي گردانيد . عبدالرحمن نزد عمر و ابوبکر آمد وگفت با من همانگونه برخورد کرد که با شما برخورنمود .

عمر و ابوبکر نزد علي عليه السلام آمدند آن حضرت در آن هنگام نخلستاني را آبياري مي کرد به حضرت گفتند  : ما خويشاوندي تو به رسول خدا (ص) و تقدم تو در قبول اسلام را مي دانيم به اين خاطر اگر به حضور پيامبر بروي و از دخترش فاطمه (س) خواستگاري کني خداوند بر مقام معنوي تو مي افزايد  حضرت علي عليه السلام از آنجا حرکت کرد و غسل نمود و لباس معطري پوشيد و سپس دورکعت نماز خواند و به حضور پيامبر (ص) آمد و گفت : اي رسول خدا ! فاطمه (س) را همسر من گردان ، پيامبر (ص) بي درنگ فرمود : اورا همسر تو گردانيدم چه چيزي را مهريه او قرار مي دهي ؟ علي عليه السلام عرض کرد : شمشير و اسب و زره و شتر آبکش دارم به عنوان مهر مي پردازم . پيامبر فرمود : شمشير و شتر آبکش و اسب براي تو لازم است زيرا تو با مشرکان مي جنگي و مرد جنگ هستي که نياز به آنها داري فقط زره ميماند که من آن را به عنوان مهريه زهرا (س) مي پذيرم .

علي از نزد پيامبر (ص) بيرون آمد و زره خود را به 480 درهم قطري فروخت و آن مبلغ را آورد و به رسول خدا (ص) تحويل داد  پيامبر (ص) نه از مقدار آن پرسيد و نه علي عليه السلام از مقدار آن خبر داد  رسول خدا کفي از آن پول برداشت و به مقداد داد و به او فرمود : با اين پول جهيزيه عروسي فاطمه را خريداري کن و از عطريات بيشتر تهيه کن . مقداد به بازار رفت و چند قلم از لوازم زندگي خريد و به حضور پيامبر (ص) آورد .

مراسم ازدواج علي عليه السلام در مسجد:

اين قداست ازدواج در جايي است که پيامبر (ص) فرمود : « مراسم عقد و ازدواج را آشکار کنيد و آن را در مسجدها برگزار نمائيد » . هنگامي که پيامبر (ص) به خواستگاري علي (ع) از دخترش فاطمه (س) پاسخ مثبت داد به مسجد آمد و به بلال حبشي فرمود : مهاجران و انصار را به مسجد فراخوان . بلال آنها را به مسجد فرا خواند همه آنها در مسجد اجتماع کردند پيامبر (ص) بر پله اول منبر قرار گرفت و پس از حمد و ثنا فرمود : اي مردم ! اکنون جبرئيل نزد من آمد و به من خبر داد که خداوند فرشتگاني را در بيت العمور آسمان جمع کرده و آنها را گواه گرفته که کنيزش فاطمه دختر رسول خدا را به ازدواج بنده اش علي بن ابي طالب در آورد و به من فرمان داده تا در زمين فاطمه را به ازدواج علي در آورم و شما را بر آن گواه بگيرم . سپس نشست و به علي (ع) فرمود : برخيز و خودت خطبه ازدواج را بخوان . علي (ع) پس از حمد و ثنا و درود بر پيامبر (ص) و سپاسگزاري از خدا در برابر نعمتهايش و.... فرمود : رسول خدا دخترش فاطمه را به ازدواج من در آورد و اين زره را مهراو قرار داد و من به اين ازدواج راضي شدم ، از او بپرسيد و گواهي دهيد . مسلمانان از رسول خدا (ص) پرسيدند : آيا فاطمه را همسر علي نمودي ؟  پيامبر(ص) فرمود : آري . گفتند : خداوند اين عقد را براي آنها مبارک کند و زندگي آنها را با رشته محبت پيوند دهد .

جالب اينکه طبق بعضي از روايات وليمه عروسي علي عليه السلام و حضرت زهرا (س) نيز در مسجد داده شد . وقتي که غذا آماده شد پيامبر (ص) دستور داد شخصي به پشت بام خانه اش برود و با صداي بلند بگويد : دعوت رسول خدا را اجابت کنيد مسجد را با پوست حيوانات حلال گوشت فرش کردند . بيش از چهار هزار نفر مرد وبسياري از زنان مدينه به مسجد آمدند و غذاي آماده آبگوشت بود ، دسته دسته مي آمدند و مي خوردند و مي رفتند .

شاباش عروسي:

جابرين عبدالله انصاري مي گويد : نزد ام ايمن از بانوان بسيار پاک و با فضيلت عصر پيامبر (ص) رفتم ديدم گريه مي کند پيامبر (ص) در آنجا بود به او فرمود : چرا گريه مي کني ؟ خدا چشمانت را نگرياند . ام ايمن گفت : گريه ام از اين روست که به خانه يکي از انصار که عروسي دخترش بود رفتم گردو شيريني بر سر عروس شاباش مي کردند ولي در عروسي فاطمه و علي که ساده برگزار شد چيزي شاباش نشد . پيامبر فرمود : ام ايمن گريه نکن ! سوگند به خداوندي که مرا به کرامت مبعوث نمود و مخصوص رسالت گردانيده ، من فاطمه را همسر علي نکردم بلکه خداوند در بالاي عرش اين کار را کرد و من راضي نشدم مگر بعد از رضايت علي و علي راضي نشد مگر بعد از رضايت فاطمه و فاطمه راضي نشد مگر بعد از رضايت پروردگار جهانيان . اي ام ايمن ! هنگامي که خداوند فاطمه را به ازدواج علي در آورد به جبرئيل و ميکائيل و اسرافيل همراهشان بودند به گردشان اجتماع کردند . خداوند به حوري هاي بهشت فرمان داد خود را بيرايند و فرمان داد بهشت آراسته گردد. خواستگار حضرت زهرا خداست وگواهان ازدواج او ، آنچه دارد بر سر فرشتگان فرو ريزد و شاباش کند درخت طوبي مورواريد تازه و در سبز و ياقوت سرخ با در سفيد بر آنها شاباش کرد . فرشتگان براي چيدن آن جواهرات درخشان از همديگر پيش مي گرفتند و مي گفتند : اين از شاباش عروسي فاطمه دختر محمد است .

توجه دادن به معنويات:

مراسم ساده و مهريه اندک ازدواج حضرت زهرا (س) و علي (ع) که يک برنامه اسلامي و انقلابي برخلاف رسوم باطل و تشريفات آن عصر بود زمينه را براي يک عده از انسان هاي شکست خورده فراهم نمود تا به گوش همديگر وسوسه کنند چرا پيامبر (ص) چنين ازدواج ساده اي را پذيرفت ؟ حتي توسط زنها به شخص حضرت فاطمه (س) گفتند چرا  به چنين مهريه اندک و همسر فقير راضي شدي ؟  گستاخي آنها به جايي رسيد که جمعي از قريش به حضور پيامبر (ص) آمده و گفتند : اي رسول خدا براستي فاطمه را به مهر اندک به علي تزويج نمودي . پيامبر در پاسخ فرمود :

من او را تزويج نکردم بلکه خداوند در کنار درخت طوبي در بهشت او را همسر علي نمود و فرشتگان در ازدواج او حاضر شدند و خداوند به درخت طوبي فرمان داد تا ميوه هاي خود را به عنوان شاباش عروسي فرو ريزد . آن درخت گوهر و ياقوت و زبرجد سبز فرو ريخت حوريان بهشتي براي برچيدن آنها از همديگر پيش مي گرفتند و آن فرشتگان تا روز قيامت آن برچيده ها را به هم هديه مي دهند و افتخار مي کنند و مي گويند : اينها شاباش عروسي فاطمه دختر رسول خداست . وقتي که شب عروسي فرا رسيد رسول خدا قطيفه اي را بر پشت استر خود افکند و به فاطمه فرمود تا سوار استر گردد در حالي که سلمان افسار استر را گرفته بود و بلال حبشي در پشت سر بود حرکت مي کردند در بين راه زمزمه مخصوصي شنيده و متوجه شد که جبرئيل و ميکائيل با هفتاد هزار فرشته براي بدرقه زهرا (س) حاضر شده اند پيامبر (ص) فرمود : چه موجب شده که به زمين فرود آمده ايد ؟

گفتند : آمده ايم تا فاطمه دختر رسول خدا را براي بردن به خانه داماد بدرقه کنيم .

در اين هنگام جبرئيل و ميکائيل و همه فرشتگان حاضر تکبير گفتند رسول خدا (ص) نيز تکبير گفت ، از اين رو تکبير گفتن در عروسي ها سنت گرديد .

پيامبر اکرم (ص) دخترش فاطمه (س) را نيز وقتي که سخن از فقر علي (ع) و مهريه اندک به ميان مي آمد به امور معنوي و مقام ارجمند علي (ع) در پيشگاه خدا متوجه مي نمود .

اين شيوه گفتار رسول خدا (ص) براي آن بود که غول ماديت و زرق و برق دنيا را بشکند و به آنان تصميم بر ازدواج مي گيرند . تفهيم کند که به امور معنوي توجه کنند و آن را در ازدواج ملاک و هدف قرار دهند و در امور مادي تشريفات و تجملات و مهريه هاي سنگين را کار بگذارند .

کمک در راه اطاعت:

در تاريخ آمده رسول خدا (ص) روز بعد ازعروسي اميرمومنان علي عليه السلام با حضرت زهرا (س) نزد آنها رفت و تبريک گفت سپس به علي (ع) فرمود : همسرت را چگونه يافتي ؟ علي (ع) در پاسخ گفت : همسرم بهترين کمک من در راه اطاعت از خداست . و از فاطمه (س) نيز همان سوال را کرد حضرت زهرا (س) عرض کرد : شوهرم را بهترين شوهر يافتم .

توجه به خصلت هاي عالي انساني:

بزرگان در انتخاب همسر خصلت هاي عالي انساني را بيشتر مورد قرار مي داده اند از اين رو که آنها بر فرزندان آينده و قانون وراثت توجه داشتند بر همين اساس هيچ گاه زيبايي روح را فداي زيبايي اندام ظاهري  نمي کردند به همين خاطر امير المومنين علي (ع) فرمود : از ازدواج با زنان کم عقل دوري کنيد چرا که همنشيني با آنها بلا است و فرزند آنها دچار تباهي است .

لذا پس از شهادت حضرت زهرا (س) وقتي اميرالمومنين علي (ع) خواست با زني ازدواج کند به برادرش عقيل که نسب شناس بود فرمود : زني را که از خاندان شجاع باشد براي من خواستگاري کن . عقيل پرسيد چنين زني را براي چه مي خواهي ؟ امام علي عليه السلام فرمود : براي اينکه فرزندي شجاع از او متولد گردد. عقيل ام البنين را که در کمالات و فضائل بهره کافي داشت و از خاندان شجاع بني کلاب بود خواستگاري کرد ثمره اين ازدواج جهار فرزند رشيد بود که يکي از آنها حضرت عباس عليه السلام است که هر چهار نفر در کربلا قهرمانانه با دشمن جنگيدند تا به شهادت رسيدند .

تقسيم کار:

خدمت شوهر به زن و زن به شوهر از عبادات بسيار مهم و داراي پاداش هاي بسيار در پيشگاه الهي است با توجه به اينکه خدمت متقابل زن و شوهر داراي ارزش بسيار است .

بسيار شايسته است بلکه لازم است زن و شوهر کارهاي خانه و بيرون خانه را تقسيم کنند و گاهي در موارد لازم همديگر را کمک کنند ولي کار اصلي هر کدام مشخص باشد . حضرت زهرا (س) وقتي به خانه شوهرش امام علي (ع) آمد در مورد تقسيم کار سخن به ميان آوردند . سپس نزد حضرت رسول خدا آمدند تا آن حضرت بين آنها داوري کند و هر کدام را براي کارهاي لازم موظف نمايد. پيامبر (ص) چنين قضاوت کرد که کارهاي داخل خانه را حضرت زهرا (س) به عهده بگيرد و کارهاي بيرون خانه به عهده علي عليه السلام باشد .

هر دو به اين قضاوت خشنود شدند و اما ناگفته نماند که گاهي به خاطر مهمان يا امور ديگر کارهاي خانه زياد مي شود بسيار شايسته است که شوهران همسران خود را در خانه کمک کنند .

امام صادق عليه السلام فرمود : اميرمومنان هيزم فراهم مي کرد و آب مي کشيد و خانه را جارو مي نمود و فاطمه گندم يا جو را با آسياي دستي آرد مي کرد سپس خمير مي نمود و نان مي پخت .

همچنين روايت شده : روزي پيامبر (ص) به خانه فاطمه آمد ديد علي (ع) و فاطمه (س) با هم مشغول آسيا کردن گاورس ( که دانه هايش نظير ارزن است ) مي باشند ، فرمود : کداميک از شما خسته تر هستيد ؟ علي (ع) عرض کرد : فاطمه از من خسته تر است . پيامبر به جاي فاطمه نشست و به علي (ع) در آسيا کردن کمک کرد و با اين شيوه اين درس را به همه بستگان زن آموخت که اگر بانويي را ديديد که کارهاي خانه اش بسيار و دشوار است به او کمک کنيد و با کمک خود مقداري از فشار کار را بکاهيد .

معني رضايت زن و شوهر و صميميت در کانون خانواده را بايد از خانواده اي ياد گرفت که در طول 9 سال با اينکه در فقر و شرايط سخت مي زيستند فاطمه (س) حتي يک بار از علي عليه السلام نافرماني نکرد و يکبار او را نرنجانيد علي (ع) نيز هرگز موجب خشم فاطمه (س) نشد و حتي يکبار او را به کاري مجبور نساخت .

وجود فاطمه (س) شادي آفرين کلبه امام علي (ع) بود و يک نگاه علي به قامت فاطمه همه غم ها و اندوه هاي علي (ع) را مي زدود .

مولاي متقيان علي (ع) چنين مي فرمايد : سوگند به خدا هيچگونه فاطمه را خشمگين نکردم و هرگز تا آخر عمر او ، او را به کاري مجبور نساختم و او نيز هيچ گاه مرا ناراحت نکرد و هيچ گاه از اطاعت من سر پيچي ننمود و من هر زمان به او نگاه مي کردم همه اندوه ها و رنجهايم بر طرف مي شد .

تعاون  زن و شوهر:

در شيوه زندگي  سوره نسا مي خوانيم مام علي (ع) آمده : عصر خلافت آن حضرت بود يکي از بانوان آن عصر مي گويد ديدم آن حضرت باري بر دوش نهاده و با شوق و علاقهع به سوي خانه مي برد . گفتم داخل بار چيست ؟ فرمود : خرما است سپس فرمودند : آيا نمي خوري ؟ گفتم نه ميل ندارم . عرض کردم آن را به من بده من به خانه برسانم . فرمود : سرپرست خانواده شايسته تر است که آن را به سوي خانواده اش حمل کند .

توصيه به محمد حنفيه:

امير المومنين علي (ع) به پسرش محمد حنفيه در مورد همسر او فرمود : در هر حال با او مدارا و رفاقت کن و همنشين شايسته اي براي او باش تا زندگيت با صفا گردد.

در فرازي از آيه 19 سوره نسا مي خوانيم : با همسران خوشرفتاري كنيد حتي اگر به جهاتي از همسران خوى رضايت كامل نداريد و بر اثر اموري آنها به نظر شما خوشايند نباشند فوراً تصميم به بدرفتاري يا جدايي نگيريد ممکن است که شما در تشخيص خود اشتباه کنيد پس باذآنها مدارا نماييد چه بسا آنچه را شما نمي پسنديد خداوند در آن سود و برکت فراوان قرار داده باشد .

. ( منبع : تبیان ) .

خانواده :

حقوق زناشويي و مباني آن از منظر قرآن

 

پيشگفتار

حمد و سپاس پروردگاري را سزاست كه انسان و همه موجودات عالم را از نيستي و عدم به هستي و وجود آورد و ازدواج را وسيله و ابزاري براي رسيدن به كمال قرار داد و احكام و دستوراتش را از طريق كتاب مقدسش «قرآن» وسيله اي براي ارشاد بندگانش قرار داد و بهترين تحيت و درود بر روان پاك پيامبر عالي قدر اسلام (ص) كه وظيفه خود را در قبال ارشاد بندگان خدا به نحو احسن انجام داد. و سلام خدا و رسولش بر ائمه اطهار كه در راه گسترش حق و عدالت كه از قرآن سرچشمه گرفته است از هيچ كوششي فروگذار ننمودند.

نخستين سنگ بناي جامعه بشري نظام خانواده است كه يكي از آيات روشن الهي است بر اين اساس استحكام نظام خانواده جامعه را پويايي و استواري مي بخشد و اين استحكام به دست نمي آيد مگر با رعايت حقوق زوجين در قبال يكديگر. بهترين منبعي كه در اين باب مي توان يافت قرآن كريم مي باشد كه راهكار شناخت حقوق و تكاليف زوجين را بيان مي سازد.

لذا سعي اينجانب بر آن بوده كه مطالب اين پژوهش را با استناد به آيات قرآن كريم و روايات ائمه اطهار پيرامون حقوق زن و مرد جمع آوري نمايم.

ادامه نوشته

مشاوره :

افتتاح مركز مشاوره خانواده در تبليغات اسلامی قزوين:

گروه سياسی و اجتماعی: مركز مشاوره خانواده تبليغات اسلامی با هدف ارائه مشاوره دينی به خانواده‌ها افتتاح شد.

حجت‌الاسلام عباس نظری، معاون فرهنگی سازمان تبليغات اسلامی قزوين در حاشيه افتتاح مركز مشاوره خانواده در تبليغات اسلامی قزوين در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه قزوين گفت: بحث مشاوره و مشورت يكی از موضوعاتی است كه در دين مقدس اسلام مورد توجه قرار گرفته و در آيات و احاديثی به اين امر اشاره شده است.

وی با اشاره به اهداف افتتاح اين مركز مشاوره گفت: با توجه به اينكه يكی از رسالت‌های سازمان تبليغات اسلامی ارائه خدمات فرهنگی و دينی است و خانواده هم يكی از اركان اصلی جامعه است سازمان تبليغات اسلامی قزوين، اين مركز مشاوره را با هدف ارائه مشاوره های دينی به خانواده ها راه‌اندازی کرده است.

نظری گفت: این مرکز از روز شنبه تا دوشنبه از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۱۲:۳۰ از طریق تلفن گویا آماده ارائه خدمات مشاوره‌ای به خانواده‌ها می‌باشد.

معاون فرهنگی تبلیغات اسلامی قزوین گفت: تلاش سازمان تبلیغات بر این است تا این مراکز مشاوره در سطح شهرستان‌های استان هم افتتاح و خدمات مشاوره‌ای دینی ارائه نماید.

پیرامون خانه داری :

14 نکته مهم خانه داری:

خانه داری

پرسش: بتازگی ازدواج کرده ام و مایلم نکاتی را پیرامون خانه داری به بنده ارائه بفرمایید؟

 

پاسخ: خانه‌ داری پر از نکته‌ های گوناگون است. در زیر با بعضی از آن ‌ها آشنا شوید:

1. برای از بین بردن خش‌ های عمیق مبلمان چوبی، یک گردو را از وسط نصف کنید و روی چوب بمالید.

در مورد چوب‌ های خیلی تیره، مقداری قهوه را با آب به صورت خمیر در آورید و روی قسمت‌ های خش شده بمالید، بعد از خشک شدن اضافه آن را پاک کنید و طبق معمول از واکس استفاده کنید.

 

2. در صورت چرب شدن مبل، بلافاصله روی آن مقداری نمک بریزید.

 

3. برای پاک کردن شوره کفش ‌ها و چکمه ‌ها، از مخلوط آب و سرکه استفاده کنید.

 

4. در مورد ترک دیوارها خوب است بدانید استفاده از مقداری چسب و جوش‌ شیرین ترک بیش ‌تر را به تاخیر می ‌اندازد.

 

5. برای تمیز کردن چارچوب فلزی پنجره ‌ها، از الکل استفاده کنید.

 

6. بوی سیگار یا غذای سوخته از داخل خانه با روشن کردن شمع از بین می ‌رود.

 

7. برای از بین رفتن بوی بسیار بد سیر از روی دست کافی است یکی از ظروف استیل موجود در آشپزخانه از کاسه گرفته تا زودپز و غیره را انتخاب و دست خود را به آن بمالید.

 

8. خردل خشک، بوی پیاز را از روی دست یا تخته برش از بین می ‌برد. آن را روی سطح مورد نظر بمالید و بعد آبکشی نمایید. 

 

9. استفاده از یک قاشق غذاخوری آمونیاک داخل یک ظرف آب، بوی اتاق تازه رنگ شده را از بین می ‌برد.

 

10. شمع ‌ها را چند ساعت قبل از استفاده، داخل فریزر قرار دهید تا قطرات کم‌تری ایجاد شود.

 

11. قرار دادن ظروف نقره گران‌ قیمت داخل کیسه ‌های پلاستیکی زیپ‌ دار باعث دیرتر سیاه شدن آن ‌ها می‌ شود.

 

12. برای از بین رفتن مورچه ‌ها، 2/3 پیمانه آب، 1/3 پیمانه سرکه سفید و 3 - 2 قاشق غذاخوری پودر ظرفشویی را داخل قوطی اسپری ریخته، جاهایی که مورچه ‌ها رژه می ‌روند، بپاشید. 

 

13. ریحان، مگس و پشه را از محیط فراری می ‌دهد.

 

14. با گذاشتن یک تکه گچ داخل جعبه بدلیجات یا نقره و جذب رطوبت بوسیله آن، از تیره شدن آن‌ ها جلوگیری کنید.

 

منبع: همشهری آنلاین

خانواده :

مهم ترین نقش زن در خانواده از دیدگاه قرآن:


قرآن کریم عمل زشت افشاى اسرار رسول خدا را تا آن جا ناپسند دانست که در پایان همین سوره با اشاره به داستان خیانت همسران نوح و لوط به این بندگان شایسته الهى، رفتار ناپسند همسران پیامبر را با خیانت آن زنان مقایسه کرد و با تعریض به آنان فهماند که ارتباط با رسول خدا مانع عذاب خدا نخواهد شد.

«ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحتَ عَبدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحینَ فَخانَتاهُما فَلَم یُغنِیا عَنهُما مِنَ اللّهِ شَیئاً وَ قِیلَ ادْخُلا النّارَ مَعَ الدّاخِلینَ» (تحریم/ 10)


از زن ها چه می دانید؟
حفظ آرامش در خانواده

ایجاد سکون و آرامش همسران در کنار یکدیگر، یکى از اهداف مهم ازدواج برشمرده شده است. وجود صفا، یک رنگى و صمیمیت در خانواده، علامت توفیق ازدواج در رسیدن به اصلی‏ترین هدف بوده و نشانه آن است که زن و مرد هر دو به وظایف خود در برابر همسر، عمل می‏کنند.

در این میان، با توجه به وجود عواطف بسیار قوى در زنان، نقش آنان در تأمین بهداشت روانى خانواده چشم گیرتر است. زن می‏تواند روحیه خسته و ناامید همسرش را در برابر مشکلات تغییر دهد و یا دست کم، سنگ صبور ناراحتی‏ها و آلام او باشد.1 هم چنان که می‏تواند در تضعیف روحیه همسرش نقش مؤثرى داشته باشد و حداقل او را از خود رنجانده و آزرده خاطر ساخته و موجبات تزلزل نظام خانواده را فراهم کند.

هنگامى که پارسایى و خلوص ایوب پیامبر (علیه‏السلام) بر شیطان، گران آمد، از خداوند درخواست کرد که به او اجازه دهد ایوب را بیازماید. خداوند اجازه داد و از سه سو باران بلا بر سر ایوب بارید. نخست مال، سپس خانواده و در آخر، تنش در معرض بلا افتاد. ابلیس هم چنان در ادامه آزار دادن ایوب، این بار به کمک عفریت‏هاى تحت فرمانش، کوشید تعداد بسیار کم وفاداران به ایوب را نیز وسوسه کند تا دست از پشتیبانى او بردارند.

همسر ایوب نیز که در همه این صحنه‏ها همراه و پشتیبان او بود، در برابر این وسوسه شیطان که گفت: «اگر خدا ایوب را دوست می‏داشت، او را به این مصایب مبتلا نمی‏ساخت»، نتوانست مقاومت کند و به جاى دلدارى دادن به همسر، القائات ابلیس را به او منتقل کرد. ایوب که از این سخنان ملال آور و پذیرش وسوسه‏هاى شیطان، بیش از آن بلاها ناراحت شده بود، قسم یاد کرد که اگر خداوند او را شفا داد، همسرش را با ضرباتى تأدیب نماید.2

خداوند متعال ایوب را شفا داد و او را به وفا به عهدى که با خدا بسته بود فرا خواند، ولى به پاس حمایت‏هاى بى دریغ این زن فداکار از همسرش، دستور داد تا ایوب به جاى ضربات متعدد تازیانه، دسته‏اى چوب ترکه در دست بگیرد و تنها یک بار به همسرش بزند.3

در واقع، قرآن کریم با تأیید این عهد، ناخشنودى خود را از ترک پشتیبانى مقطعى آن زن از همسرش (که تحت تأثیر القائات شیطانى بود) اعلام کرد و با تخفیف بسیار زیادى که براى مجازات او قائل شد، رضایت خود را از پشتیبانى او از همسرش در مراحل مختلف ابراز نمود.

مهم‏ترین اصل در محیط خانواده، احترام به همسر و پرهیز از ارتکاب اعمالى است که آزردگى خاطر و ناراحتى او را به دنبال دارد. از این رو، ایوب باید به سوگندى که درباره مجازات سخن همسرش خورده وفا نموده و حتى آن را به شکلى بسیار خفیف به مرحله اجرا درآورد، ولى پیامبر، لازم نیست به سوگندى که در پى آزار و اذیت زنانش یاد کرده، وفادار بماند و امر مباحى را بر خود حرام گرداند

نمونه دیگرى از آزردن همسر و برخورد قرآن با این شیوه رفتارى را در اولین آیه سوره تحریم مشاهده می‏کنیم:

«یا أیّها النَّبیُ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکَ تَبتَغِى مَرضاتِ أَزواجِکَ... »

اى پیامبر! چرا در طلب خشنودى (بعضى از) همسرانت چیزى را که خداوند بر تو حلال گردانده است، تحریم می‏کنى؟

جمله «آیا خشنودى همسرانت را می‏خواهى»، بر این اشاره دارد که آن چه آن حضرت برخود حرام کرده، عملى حلال بوده 4 و بعضى از همسرانش از آن عمل ناراضى بودند و آن قدر آن حضرت را در مضیقه قرار دادند و اذیت کردند تا ناگزیر شد سوگند بخورد که دیگر آن عمل را انجام ندهد.5 خداوند ضمن دلسوزى براى پیامبر(صلی‏الله‏علیه‏وآله) که چرا حلالى را بر خود حرام کرده است و آن در حقیقت در اثر عتاب و سرزنش زنانى بوده که آن بزرگوار را آزرده‏اند، پیامبر را به شکستن این سوگند فرا می‏خواند و اعلام می‏دارد که حسدورزى نکوهیده گروهى از زنان، نباید مانع برخوردارى آن حضرت از حلال الهى گردد: «قَد فَرَضَ اللّهُ لَکُم تَحِلَّةَ أَیمانِکُم». (تحریم/2)

به راستى که خداوند شکستن سوگندهایتان را (با دادن کفاره) بر شما روا داشته است.

نکته جالب توجه در داستان قَسَم ایوب (علیه‏السلام) و سوگند رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏وآله) آن است که در مورد ایوب، خداوند به دلیل آن که همسرش تحت تأثیر وسوسه شیطان واقع شد، سوگند او را تأیید نمود، ولى همسرش را مستحق تخفیف مجازات دانست و در داستان رسول اکرم (صلی‏الله‏علیه‏وآله) که آن حضرت براى خشنودى برخى از همسرانش و رهایى از آزار آنان چیزى را بر خود حرام کرده بود، آن جناب را به شکستن قسم و پیروى نکردن از خواسته نفسانى آنان فرا خوانده است.

از مقایسه این دو حکم مختلف، مبنى بر عمل به عهد در داستان ایوب و شکستن آن در داستان پیامبر، مشخص می‏شود که مهم‏ترین اصل در محیط خانواده، احترام به همسر و پرهیز از ارتکاب اعمالى است که آزردگى خاطر و ناراحتى او را به دنبال دارد. از این رو، ایوب باید به سوگندى که درباره مجازات سخن همسرش خورده وفا نموده و حتى آن را به شکلى بسیار خفیف به مرحله اجرا درآورد، ولى پیامبر، لازم نیست به سوگندى که در پى آزار و اذیت زنانش یاد کرده، وفادار بماند و امر مباحى را بر خود حرام گرداند.

قرآن کریم عمل زشت افشاى اسرار رسول خدا را تا آن جا ناپسند دانست که در پایان همین سوره با اشاره به داستان خیانت6 همسران نوح و لوط به این بندگان شایسته الهى، رفتار ناپسند همسران پیامبر را با خیانت آن زنان مقایسه کرد و با تعریض به آنان فهماند که ارتباط با رسول خدا مانع عذاب خدا نخواهد شد

هم چنان که در آغاز این بحث گفته شد، زن با جلب اعتماد همسرش می‏تواند محرم اسرار او گردد و در این صورت، حتى اگر نتواند در حل مشکلات او را یارى کند، می‏تواند سنگ صبور همسرش باشد و با شنیدن درد دل او و پوشیده داشتن رازهایش، مرهمى بر غم او نهد. همان گونه که اگر رازدار اسرار شوهرش نباشد، ضمن تشدید دلسردى و افسردگى وى، تزلزل نظام خانواده را نیز موجب می‏شود.

آن جا که رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏وآله) رازى را با یکى از همسرانش در میان نهاد و او آن راز را براى یکى دیگر از زنان افشا کرد، خداوند متعال، ضمن برخورد شدید با آنان، خاطر نشان ساخت که اگر به این توطئه ادامه دهند و با فاش کردن اسرار آن بزرگوار در پى ضربه زدن به شخصیت او برآیند، آن حضرت آنان را طلاق می‏دهد و همسرانى اختیار خواهد کرد که غم خوار و رازدار رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله) باشند.

قرآن کریم عمل زشت افشاى اسرار رسول خدا را تا آن جا ناپسند دانست که در پایان همین سوره با اشاره به داستان خیانت 6 همسران نوح و لوط به این بندگان شایسته الهى، رفتار ناپسند همسران پیامبر را با خیانت آن زنان مقایسه کرد و با تعریض به آنان فهماند که ارتباط با رسول خدا مانع عذاب خدا نخواهد شد.

«ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحتَ عَبدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحینَ فَخانَتاهُما فَلَم یُغنِیا عَنهُما مِنَ اللّهِ شَیئاً وَ قِیلَ ادْخُلا النّارَ مَعَ الدّاخِلینَ» (تحریم/ 10)

خداوند درباره کافران مثلى می‏زند و آن همسر نوح است و همسر لوط که در حباله دو بنده از بندگان شایسته ما بودند، سپس به ایشان خیانت کردند و آن دو (پیامبر) در برابر امر (و عذاب) الهى چیزى را از آنان باز نداشتند و [به آن دو زن] گفته شود: همراه سایر وارد شوندگان وارد جهنم شوید.

 

پی‏نوشت‏ها:

1ـ وسایل الشیعه، ج 20، ص 32.

2ـ تفسیر فى ظلال، ج 5، ص 3021.

3ـ سوره ص/ 44.

4ـ در این که آن عمل چه بوده، اقوال مختلفی مطرح است و از آن جمله این که آن حضرت یکی از همسرانش (ماریه) را بر خود حرام کرد یا خوردن عسل را بر خود ممنوع نمود و یا از پذیرش زنی به نام «ام شریک» که خود را به رسول خدا بخشیده بود، خودداری می کرد.

5ـ تفسیر المیزان، ج 19، ص 522.

 


بخش قرآن تبیان

خانواده :

تعریف خانواده

خانواده به عنوان يک واحد و سازمان اجتماعى دارى نقش‌ها و وظايف متعدد و متکثرى است. يک خانواده هم مى‌تواند نقش توليدى را ايفاء کند، مثل افراد يک خانواده روستايى که همگى کار مى‌کنند. خانواده نقش خدماتى را نيز براى خود و براى تعدادى از افراد اجتماع برعهده دارند. غذايى که در خانه طبخ مى‌شود، لباسى که شسته مى‌شود و محيطى که براى استراحت افراد خانواده تدارک ديده مى‌شود، همه خدماتى هست که به اعضاء خانواده ارائه مى‌شود. خدمات بهداشتى و درمانى نيز در خانواده به اعضاء آن عرضه مى‌شود. نقش آموزشى و تربيتى خانواده نيز مشخص و مسلم است.


علاوه بر اين نقش‌ها، خانواده در رفع نيازهاى جسمانى و روانى اعضاء آن نيز نقش غيرقابل انکارى به عهده دارد. به اين ترتيب خانواده، ضمن آنکه يک سازمان اجتماعى است، از اين جهت که نقش‌هاى متعدد و متکثرى را نيز عهده‌دار است، به شکل مشخص داراى برجستگى متفاوت و ممتازى نسبت به ساير واحدهاى اجتماعى مى‌باشد، ضمن اينکه يک واحد بنيادى و اوليه براى ساختن يک جامعه است. لذا خانواده يک واحد بنيادى اجتماعى است که داراى نقش‌ها و وظايف متعدد و گوناگون است

خانواده :
پيشتر از اين، گروهي از محققان علوم اجتماعي، خانواده را به «گروهي از افراد که روابط آنان با يکديگر بر اساس هم خوني شکل مي‏گيرد و نسبت به هم خويشاوند محسوب مي‏شوند»؛ تعريف کرده بودند. گروهي ديگر از جامعه شناسان، براي تعميم خانواده، به گونه‏اي که افزون بر روابط هم خوني، مواردي هم چون فرزند پذيري و پذيرش‏هاي اجتماعي و قراردادي را نيز در برگيرد، خانواده را اين گونه تعريف کردند: «گروهي است متشکل از افرادي که از طريق پيوند زناشويي، هم خوني يا پذيرش، با يکديگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر، خواهر و فرزند در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکي پديد آورده و در واحد خاصي زندگي مي‏کنند». باقر ساروخاني، دائرةالمعارف علوم اجتماعي، تهران، انتشارات کيهان، 1375 ديگر صاحب نظران نيز در حوزه‏هاي مختلف علوم انساني، تعاريف و تعابير مشابهي در تعريف خانواده به کار برده‏اند، براي نمونه، به دو تعريف ديگر اشاره مي‏شود:
ـ خانواده ترکيبي از افرادي است که از راه خون، زناشويي، و يا فرزند پذيري، با يکديگر ارتباط مي‏يابند و طي يک دوره زماني نامشخص، با هم زندگي مي‏کنند ـ خانواده پيوندي است که با نهاد ازدواج، يعني صورتي از روابط جنسي، که به تصويب جامعه رسيده، مرتبط است.
 ـ خانواده گروهي اجتماعي است که بزرگ سالان آن(مذکر و مؤنث) از نظر جنسي، با هم زندگي مي‏کنند و از نظر اقتصادي، همکاري دارند و داراي يک بچه يا بيش تر هستند. (براي آگاهي بيش تر، ر.ک: بروس کوئن، درآمدي به جامعه شناسي، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، توتيا، 1377. باقر ساروخاني، دائرةالمعارف علوم اجتماعي، استفان مور، ديباچه‏اي بر جامعه شناسي، ترجمه مرتضي ثاقب فر، تهران، ققنوس، 1376) که قدر مشترک اين گونه تعاريف را مي‏توان در سه محور خلاصه کرد:
1. خانواده بر مبناي ازدواج بين دو جنس مخالف شکل مي‏گيرد.
2. روابط نسبي(قرار دادي يا واقعي) يا سببي بين اعضاي آن وجود دارد.
3. افزون بر کارکردهاي زيستي(توليد مثل)، کارکرد‏هاي آموزشي، تربيتي و اقتصادي نيز براي آن متصور است.
 با اين حال، نگاهي گذرا به سير تطورات خانواده، نشان مي ‏دهد که اين نهاد کهن، در عمر طولاني خود ـ به ويژه در دوران معاصرـ دست خوش چنان تغييراتي شده است که مشکل بتوان تعريفي جامع از آن ارائه داد. از اين ديدگاه، تصور قالبي ما از خانواده، که از يک شوهر، همسر و فرزندانشان ترکيب مي‏شود، با توجه به ساختار خانواده در سراسر تاريخ بشر، تصور چندان درستي نيست. درآمدي به جامعه شناسي، ص 127 بر اين اساس، تعريف خانواده، امري سهل و ممتنع است. سهل است به علت تصور قالبي که از خانواده، حتي در ذهن خواص وجود دارد و آن را ترکيبي از شوهر، همسر و فرزندان مي‏پندارد؛ و ممتنع است به سبب گونه‏هاي بي‏شمار و متفاوتي که قدر مشترک آن ها، تنها اطلاق نام «خانواده» است و جز آن، قدر مشترک ديگري ندارند. به همين دليل، مارتين سگالن معتقد است که جامعه شناسي معاصر ناگزير است که در تعريف خانواده، تا حدودي محتاطانه وارد عمل شود؛ زيرا «خانواده» واژه‏اي با معاني متعدد است و از يک چارچوب مفهومي، که قادر به تعريف حيطه گسترده پديده‏هاي خانوادگي باشد، محروم است. مارتين سگالن، جامعه شناسي تاريخي خانواده، ترجمه حميد الياسي، تهران، ‌ نشر مرکز، 1370 در واقع، جامعه شناسان معاصر از ارائه يک تعريف کلي درباره خانواده پرهيز مي‏کنند؛ ديباچه‏اي بر جامعه شناسي، ص 32 زيرا ارائه تعريفي جامع که همه مصاديق خانواده را ـ از خانواده سنتي گرفته تا مواردي که در عصر جديد، نام خانواده گرفته‏اند، مانند روابط زناشويي خارج از چارچوب رسمي، زندگي‏هاي مشترک هم جنس بازان، خانواده‏هاي تک والديني ـ در برگيرد، ممکن نمي دانند. از اين رو، مناسب تر آن است که براي آشنايي بيش تر با مفهوم خانواده، به جاي ارائه تعريفي جامع، به بررسي گونه‏هاي مختلف خانواده و تعاريف آن‏ها بسنده کنيم.**در همين باره، سگالن مي‏نويسد: «به جاي اين که در قالب واژگاني دقيق، هميشه از خانواده سخن بگويم، اصطلاحاتي را به کار خواهم گرفت که به نظر مي‏رسند اين نهاد را در جنبه خاصي که مورد بررسي است، به روشن ترين وجهي تعريف مي‏کنند و به همين منظور، از اصطلاحاتي چون خانواده تک هسته‏اي، گروه خانگي و روابط خويشاوندي استفاده خواهم کرد».(جامعه شناسي تاريخي خانواده، ص 19) اين بررسي، در دو مقطع زماني(پيش از انقلاب صنعتي و پس از آن) صورت مي‏گيرد: خانواده و گونه‏هاي آن پيش از انقلاب صنعتي خانواده در دوران پيش از انقلاب صنعتي، از چند ويژگي و مؤلفه اصلي تشکيل شده است.مهم ترين مؤلفه‏ها و ويژگي‏هاي خانواده در اين دوران را ـ که بعد‏ها در دوران صنعتي با چالش روبه رو شدـ مي‏توان در اين محورها خلاصه کرد: ـ پيمان زناشويي رسمي و مورد پذيرش جامعه، ميان يک زن و مرد. ـ روابط جنسي و زيستي(توليد مثل) ميان زن و شوهر. ـ تشکيل روابط و مناسبات نسبي(واقعي يا قراردادي)، سببي و خويشاوندي. ـ کارکردهاي فرازيستي(مانند کارکردهاي آموزشي و تربيتي، اقتصادي، رواني و عاطفي). مطرح ترين اشکال خانواده در دوران پيش از انقلاب صنعتي، که عناصر و مؤلفه‏هاي ياد شده، در آن‏ها به چشم مي‏خورد، به شرح ذيل است:
1. خانواده هسته‏اي و گسترده , ويليام جي گود خانواده هسته‏اي را به «واحدي بنيادي که از يک زن و شوهر و فرزندان تشکيل شده است»، معنا کرده است. ويليام جي گود، خانواده و جامعه، ترجمه ويدا ناصحي، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1352.(گفتني است که بروس کوئن در کتاب درآمدي به جامعه شناسي و استفان مور در ديباچه‏اي بر جامعه شناسي تعريفي مشابه ارائه داده اند) گرهارد لنسکي در کتاب جامعه‏هاي انساني، پا را اندکي فراتر گذاشته و در تعريف خانواده هسته‏اي مي‏گويد: «معمولاً تشکيل شده است از يک مرد، زن يا زنان او و فرزندان مجرد آنان». پاتريک نولان، گرهاردلنسکي، جامعه‏هاي انساني، ترجمه ناصر موفقيان، تهران، نشر ني، 1380 اما در اين ميان، شايد کامل ترين تعريف را آنتوني گيدنز ارائه داده باشد. در تعريف او، خانواده هسته‏اي، «خانواده‏اي است که در آن، يک زوج متأهل(يا يکي از والدين) با فرزندان خود يا کودکاني که به فرزندي پذيرفته، زندگي مي‏کنند». آنتوني گيدنز، جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، تهران، نشر ني، 1376 جامعه شناسان، خانواده هسته‏اي را کهن ترين و در عين حال، شايع ترين نوع خانواده مي‏دانند. از همين جا مي‏توان تعريف خانواده گسترده را حدس زد: «خانواده‏اي که در خود، سه نسل يا بيش تر را، که با يکديگر رابطه نسبي دارند، جاي مي‏دهد». بر اين اساس، يک خانواده گسترده مي‏تواند شامل جد، جده، زن و شوهر و احتمالاً فرزندان مزدوج آنان باشد. دائرةالمعارف علوم اجتماعي، ص 274 «گود» از زاويه‏اي ديگر(پايين به بالا) خانواده گسترده را به نظامي تعريف کرده است که مانند خانواده چيني، از يک زن و شوهر با خانواده‏ها و پسران متأهل و پسران و دختران مجرد و سرانجام نوه‏ها و نتيجه‏ها تشکيل شده است. خانواده و جامعه، ص 131 اين نوع خانواده، که بيش تر در جوامع غربي و آفريقايي به چشم مي‏خورد، در مقايسه با خانواده هسته‏اي، از امتيازاتي چند سود مي‏برد: الف) در خانواده گسترده، اعضاي خانواده مي‏توانند در مواقع نياز، از اشخاص متعددي کمک بگيرند؛ مثلاً سالخوردگان، بيماران، معلولان و بي‏پناهان، در خانواده گسترده، کمتر از خانواده زن و شوهري سر بارند؛ زيرا هزينه آنان بر دوش يک يا دو نفر نيست. در نتيجه، هر فرد، زير بار زحمت و مسؤوليت کم تري قرار مي‏گيرد. ب) خانواده گسترده، در مجموع، پايدارتر از خانواده زن و شوهري است. اعضا در اين نوع خانواده، مي‏آيند و مي‏روند؛ ولي واحد اصلي، مسؤوليت جمعي خود را حفظ مي‏کند، در حالي که مرگ مادر يا پدر(زن و شوهر) دريک خانواده هسته‏اي، باعث جدايي و يا از هم پاشيدگي خانواده مي‏شود. ج) خانواده گسترده، بيش از خانواده کوچک زن و شوهري، قدرت سياسي دارد. رئيس خانواده‏اي که بتواند عده بسياري را به دور خود گرد آورد، بيش از رئيس يک واحد کوچک، احترام و قدرت دارد. خانواده و جامعه، ص 145 د) کارکردهاي عاطفي و رواني خانواده گسترده، به ويژه در بحران‏ها و لحظات سخت زندگي، به مراتب بيش تر از خانواده هسته‏اي است. اعضاي خانواده گسترده، در شادي‏هاي هم شريکند و احساس همراهي، از شدت غم و اندوه‏هاي آنان مي‏کاهد.
2. خانواده تک همسري و چند همسري تک همسري به پيوند زناشويي يک زن و يک مرد گفته مي‏شود. از ميان گونه‏هايي که مي‏توان براي خانواده هسته‏اي برشمرد، خانواده تک همسري، رايج ترين صورت زناشويي در بيش تر کشورهاي جهان است. درآمدي به جامعه شناسي، ص 126 در جوامع مسيحي غرب، ازدواج و خانواده، با تک همسري پيوستگي دارد. به بيان ديگر، يگانه شکل مشروع ازدواج و خانواده در جهان غرب، تک همسري است. ديباچه‏اي بر جامعه شناسي، ص 33.؛ جامعه شناسي گيدنز، ص 415 چند همسري به ازدواج يک مرد يا يک زن با بيش از يک جنس مخالف، در زماني واحد اطلاق مي‏شود. دو نوع چند همسري وجود دارد: چند زني که به ازدواج يک مرد با بيش از يک زن در زمان واحد گفته مي‏شود. اين نوع از چند همسري، در مقايسه با معادل خود(چند شوهري) بسيار رايج تر است. چند شوهري نوعي کم ياب از چند همسري است که به وصلت يک زن، در زمان واحد، با شوهرهاي متعدد گفته مي‏شود. اين گونه زناشويي، امروزه در تبت و تود‌ه هاي جنوب هند به چشم مي‏خورد. چند شوهري وضعيتي را ايجاب مي‏کند که در چند زني وجود ندارد. پدر خوني کودک معمولاٌ معلوم نيست. اين که چه کسي پدر کودک دانسته مي‏شود، در «توداها» به وسيله مراسمي تعيين مي‏شود که طي آن، يکي از شوهران يک تير و کمان اسباب بازي به زن باردار هديه مي‏کند. اگر شوهران ديگر بعداً بخواهند پدر شوند، اين مراسم در دوران بارداري‏هاي بعدي دوباره اجرا مي‏شود. به نظر مي‏رسد که چند شوهري، تنها در جوامعي وجود دارد که در فقر شديد به سر مي‏برند و در آن‏ها کشتن دختران رواج دارد. جامعه شناسي گيدنز، ص 416
3. خانواده مادر مکان، پدر مکان و نو مکان در اثر ازدواج، يکي از دو خانواده، عضوي را از دست مي‏دهد و ديگري آن را به دست مي‏آورد. اگر زن به محل زندگي خانواده شوهر برود، خانواده را پدرمکان و اگر شوهر به محل زندگي خانواده زن برود، خانواده را مادرمکان گويند، اما اگر هر دو به محل تازه‏اي براي زندگي جديد نقل مکان کنند، خانواده را نو مکان مي‏نامند. پيش از انقلاب صنعتي، خانواده پدر مکان از فراواني بيش تري داشت؛ اما پس از آن، معادله به نفع خانواده‏هاي نو مکان تغيير مي‏کند.
 4. خانواده زيستي و خانواده راهياني خانواده زيستي، خانواده‏اي است که پدر و مادر، تنها نقش زيستي و توليد مثل دارند. با تکامل فرهنگ ملل و جوامع بشري، نقش‏هاي والدين نيز تعدد و تنوع يافت. رابطه پدر و فرزند، ديگر تنها رابطه زيستي نبود. پدر و مادر، مسؤول اجتماعي شدن کودک خويش نيز شدند و مسؤوليت راهبري او، اجتماعي شدن، فرهنگ آموزي و حتي آموزش حرفه را نيز بر عهده گرفتند. دائرةالمعارف علوم اجتماعي، ص 275 اگر چه در جوامع صنعتي، بسياري از اين گونه‏ها به حيات خود ادامه داد، اما ظهور و بروز رقباي جديد، ماهيت و کارکردهاي خانواده را شديداٌ به چالش طلبيد و تغييرات و تحولات عميق و در عين حال، پيش بيني نشده‏اي را بر جوامع انساني تحميل کرد که در شماره آينده، به بررسي آن‏ها خواهيم پرداخت .





منبع:مطالعات زنان

ادامه نوشته