نقش روحانيت در جامعه امروز
بيان اسلام اصيل را براي جامعه / تحقيق درباره اسلام / تهذيب اخلاق
خدمت به مردم وگره گشائي از مشكلات مردم / روشنگري براي مردم /مبارزه با ظلم و ظالم
سخنراني شهيد آيت الله دكتر محمد حسين بهشتي
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد
لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی جمیع انبیائه و رسله و علی سیدنا و
مولانا و نبینا ابی القاسم محمد و علی ابن عمه و وصیه من بعده مولانا علی
امیرالمؤمنین و علی الائمه الهداة من ولده و الخیرة من آله و السلام علینا و
علی عبادالله الصالحین.
… موضوع عرايض من نقش روحانيت در جامعه امروز ما است …
مسئله
مسئله صنفي نيست، مسئله، مسئله بنيادي، در رابطه با جامعه اسلامي ماست. در
رابطه با نظام اسلامي ماست. در رابطه با جمهوري اسلامي ماست. در عين آنكه
درباره نقش يك گروه و صنف است، درباره كل جامعه هم هست. براي اينكه نقش
روحانيت را در امروز و فرداي جامعه بهتر بشناسيم، ناچار هستيم نقش همين
روحانيت را در اين دو سال اخير قبل از پيروزي انقلاب مورد بررسي قرار
بدهيم. برادران روحاني! روحانيت يك سلسله نقشهاي ديرينه داشت از سالها و
دهها سال و قرنها پيش.اين نقشها را يكي يكي برميشماريم.
اول : بيان اسلام اصيل را براي جامعه
روحانيت،
نقش بيان اسلام اصيل را براي جامعه بر عهده داشت. اگر مردم ميخواستند
بفهمند دينشان، اسلامشان، قرآنشان، كتابشان، سنتشان، عقايد اسلامي و احكام
اسلامي و اخلاق اسلامي چه گفته است، به روحاني مراجعه ميكردند. روحانيان
كم حركتتر، آنهايي بودند كه در ايفاي اين وظيفه مينشستند، تا مردم به
آنها مراجعه كنند. روحانيان پر حركتتر و مسئوليت شناستر، آنهايي بودند كه
نزد مردم ميرفتند تا رسالت خداوند را تبليغ كنند. ولي به هر حال وظيفه
بيان اسلام، در درجه اول برعهده روحانيت بود.
دوم : تحقيق درباره اسلام
اسلام
شناس، مجتهد، صاحب نظر، مرجع، كساني كه صلاحيت مرجعيت در زمينه مسائل
اسلامي داشته باشند، اينها در درجه اول بايد از حوزههاي علوم اسلامي و از
حوزههاي روحانيت بيرون بيايند. آنجا بايد نشو و نما كنند، ساخته شوند،
بزرگ شوند، شناخته شوند شناختني كه در آن مدرك نبود و مدرك بود. آنچه نبود،
مدرك كتبي كاغذي بود و آنچه بود، مدرك عيني اجتماعي بود. چهرههاي محقق
مجتهد بحد بلوغ رسيده، در اين نظام بي تكلف به مرور زمان، بوسيله شاگردان
برجسته يا همطرازان با انصافشان معرفي ميشدند. هم شناخته ميشدند، هم
شناسانده ميشدند و در اين شناختني و شناساندن كندي بود، سرعت لازم نبود،
اما اطمينان فراوان وجود داشت. چهرهاي كه در يك حوزه علميه بزرگ شكوفا
ميشد، گل ميكرد، شناخته ميشد، تقريباً عموم مردم ميتوانستند به صلاحيت
علمي و حتي به صلاحيت فضيلتي و معنوي و تقوائيش، اعتماد و اطمينان پيدا
كنند. بنابراين وظيفه تحقيق درباره اسلام، بر عهده روحانيت بود و روحانيت
اين وظيفه را خود،عهدهدار شده بود.
سوم : تهذيب اخلاق
روحانيت
نقش عمده خود را در اين ميديد كه بايد با سخنش، با بيانش، با عملش و با
رفتارش، با معاشرتش، با هدايتش، با تذكرش، مردم را به اخلاق پاك دعوت كند.
اخلاق جامعه را مهذب كند، جامعه را از آلودگيها دور كند و به كمالات اخلاقي
بيارايد. اين نقش سوم نقش بسيار مهم روحانيت بود. در حدود نوزده سال قبل،
پس از رحلت مرحوم آيت الله العظمي بروجردي اين استاد بزرگواري كه به خصوص
در شناساندن روش تحقيقي فقه، حق بزرگي بر همه ما دارد، براي ايجاد حركتي
سازندهتر درحوزه، دوستانمان، مدرسين گردهمائيها بحثها و برنامه ريزيهائي
داشتند. برنامههائي به ثمر رسيده بود وبراي شروعش با چهرههائي كه در معرض
مرجعيت بودند و يك مرجع بودند، تبادل نظر داشتيم. از جمله شبي همراه با
برادران عزيز و مجاهد، آيت الله مشكيني و آيت الله رباني شيرازي، خدمت حضرت
آيت الله العظمي آقاي گلپايگاني بوديم. بحث بود درباره اينكه : چه بايد
كرد كه مسئله تربيت اخلاق و تهذيب اخلاق در حوزه علميه قم، نقش بالاتر و
سازندهتري بخود بگيرد؟ بحث بود، صحبت بود. ياد ميكرديم از درس سازنده
اخلاق مرجع عاليقدر، امام خميني در قم و تأثيري كه درس ايشان در آن سالها
در ساختن و تربيت كردن فضلائي كه به آن درس حاضر ميشدند، داشت و تأسف از
اينكه سالهاست اين درس تعطيل است و ادامه ندارد. البته در آن موقع امام در
قم بودند اما درسهاي ديگري را داشتند. به اين مناسبت من پرسيدم كه در آن
موقع كه شما طلبهاي جوان بوديد، در اين حوزه قم سازندگي اخلاق در حوزه قم
بر عهده چه كسي بود؟ چه كسي درس اخلاق داشت ؟ ايشان پاسخي دادند كه به ياد
من همچنان مانده و ميماند. گفتند در آن موقع ما درسي به نام درس اخلاق
نداشتيم، اما الگوهائي به عنوان الگوهاي عملي اخلاق داشتيم و در ميان اين
الگوها از چند نفر به عنوان الگوي برجسته نام بردند؛ از جمله از مرحوم آيت
الله و استاد و عالم رباني فقيه مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم قمي رحمة الله
عليه. گفتند رفتار اين عالم جليل در محيط جامعه، در شهر و در حوزه براي همه
ما طلاب آن موقع، آموزنده و سازنده بود. از هر سخنش، از هر قدمي و از هر
برخوردي و از هر رفتاري ما چيزها ميآموختيم.
داستانها
نقل كردند كه از آن ميگذرم. اين را بدين مناسبت نقل كردم كه توجه به
تهذيب اخلاق چه براي خود طلاب و روحانيون و چه نقشي كه اينها بايد در جامعه
از اين نظر داشته باشند.