اعتکاف :

همه چي در مورد اعتكاف: استفتائات اعتکاف

بخش - 1 

استفتائات مربوط به اعتكاف - بخش اول:   آنچه در اين نوشته به صورت مساله آورده شده بر اساس فتاواى بنيانگذار جمهورى اسلامى حضرت آية الله العظمى امام خمينى قدس سره است كه از ترجمه بحث اعتكاف كتاب‏«العروة الوثقى‏»با ملاحظه حواشى معظم له و كتاب‏«تحرير الوسيله‏»استفاده شده است. فتاواى ساير مراجع معظم تقليد نيز با استفاده از تعليقات آن بزرگواران بر كتاب‏«عروة‏»و استفتاءاتى كه توسط معاونت فرهنگى مسجد مقدس جمكران و ستاد مركزى اعتكاف قم در اختيار گذاشتند،آورده شده است. ربنا تقبل منا انك انت السميع العليم .

تعريف اعتكاف: 1-اعتكاف،در لغت‏به معناى توقف در جايى است و در اصطلاح احكام،عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند،با شرايطى كه خواهد آمد.

2-انسان مى ‏تواند،در حال اعتكاف،بنشيند،بايستد،بخوابد،يا راه برود. 

اقسام اعتكاف:

3-اعتكاف بر دو قسم است،مستحب و واجب،كه در اصل،يك عمل مستحبى است،ولى ممكن است‏به سببى واجب شود،كه از جمله اسباب وجوب اعتكاف،اين امور است:

نذر،عهد يا قسم،مثلا انسان نذر كند يا با خداى خود عهد كند يا قسم بخورد كه اگر در فلان كار موفق شد،يا از فلان بيمارى شفا پيدا كرد چند روز در مسجد معتكف شود.(در بحثهاى آينده خواهد آمد كه حداقل مدت اعتكاف سه روز است) .

شرط ضمن عقد،مثلا هنگام قرار داد اجاره منزل،صاحب خانه شرط مى ‏كند كه مستاجر هر سال پنج روز در مسجد معتكف شود و مستاجر نيز اين شرط را مى ‏پذيرد.اجاره،مثلا شخصى اجير مى ‏شود كه با دريافت مزد-يا بدون دريافت مزد-از طرف ميت در مسجد معتكف شود.(مانند نماز استيجارى) .

زمان اعتكاف:

4-در طول سال در هر زمانى كه انسان بتواند،حداقل سه روز در مسجد بماند و روزه بگيرد صحيح است (تفصيل اين مساله در بحث مدت اعتكاف و روزه اعتكاف خواهد آمد.) ولى بهترين زمان براى اعتكاف ماه مبارك رمضان و در ماه رمضان،دهه آخر آن است. 

5-س:آيا اعتكاف نذرى را مى ‏توان در ماه رمضان انجام داد؟

آية الله بهجت:مانعى ندارد.

آية الله مكارم:مانعى ندارد،مگر اينكه نيت او غير ماه رمضان باشد.

آية الله صافى:اگر نذر مطلق يا مقيد به ماه رمضان باشد اشكال ندارد. 

6-س:افضل اوقات اعتكاف چه زمانى است؟ آيا ايام البيض ماه رجب فضيلت ‏خاصى براى اعتكاف دارد؟ (ايام البيض سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم.)

آية الله مكارم:بهترين اوقات اعتكاف،ماه مبارك رمضان و از همه بهتر دهه آخر آن است.

آية الله بهجت:افضل اوقات ماه رمضان است‏خصوصا در دهه آخر آن و ايام البيض رجب نيز تاكيد شده است.

  شرايط اعتكاف :

7-در صحت اعتكاف،امورى شرط است كه برخى از آنها مربوط به شخص معتكف و برخى مربوط به خود اعتكاف است كه در اينجا به بيان آن شرايط،و احكام لازم آنها مى‏پردازيم.

 شرايط معتكف: 1-عقل.(از ديوانه صحيح نيست).

2-ايمان (1) .(از غير مؤمن صحيح نيست).

3-قصد قربت.(هر گونه ريا و خود نمايى،اعتكاف را باطل مى‏كند).

4-روزه دارى در ايام اعتكاف.

5-اجازه گرفتن از كسى كه اجازه او لازم است.

  شرايط اعتكاف:

1-از سه روز كمتر نباشد.(زمان).

2-در مسجد جامع باشد.(مكان).

3-ادامه ماندن در مسجد و خارج نشدن از آن.

 نيت اعتكاف :

8-اعتكاف،همانند ساير عبادات،بايد با نيت و قصد قربت‏باشد و هر گونه ريا و خود نمايى و قصد غير الهى آن را باطل مى‏كند.

9-در نيت اعتكاف،قصد وجه شرط نيست،يعنى لازم نيست قصد كند كه اعتكاف واجب است‏يا مستحب.

10-كسى كه بخواهد در نيت اعتكاف،قصد وجه كند،در اعتكاف واجب نيت وجوب و در اعتكاف مستحب،نيت استحباب مى‏كند و واجب بودن اعتكاف در روز سوم ضررى ندارد،هر چند بهتر است كه از روز سوم نيت وجوب كند.

11-از آغاز تا پايان اعتكاف،بايد با نيت و قصد قربت‏باشد،بنابر اين اگر به همين قصد،اعتكاف را شروع كند صحيح است،همچنين اگر به قصد اينكه فردا معتكف شود به مسجد برود و از اول وقت(طلوع فجر)در آنجا باشد صحيح است.

استفتائات اعتکاف بخش :

-2 استفتائات مربط به اعتکاف بخش دوّم :

12-س:زمان نيت اعتكاف چه وقتى مى‏باشد؟و آيا اول شب مى‏شود نيت كرد؟

آية الله تبريزى:زمان نيت اعتكاف،وقت‏شروع اعتكاف است كه طلوع فجر مى‏باشد و با استمرار نيت اول شب هم مانعى ندارد.

13-س:آيا در اعتكاف نيازى به قصد نمودن عبادات ديگر هم هست؟

آية الله صافى:احتياط مستحب است.

آية الله مكارم:قصد عبادت ديگرى در آن شرط نيست.

آية الله بهجت:ظاهرا معتبر است در اعتكاف منضم شدن قصد عبادت ديگرى كه خارج از اوست.

14-س:آيا تجديد نيت در روز سوم اعتكاف مستحب لازم است؟

آية الله صافى:بهتر است كه تجديد نيت وجوب نمايد.

آية الله بهجت:تجديد نيت در روز سوم لازم نيست،گر چه احوط است.

آية الله مكارم:تجديد نيت لازم نيست.

نيابت در اعتكاف:

15-انسان مى‏تواند اعتكاف را براى خود يا براى ديگرى بجاى آورد.به قسم دوم،اعتكاف نيابتى گفته مى‏شود.

16-اعتكاف به نيابت میتی ‏اشكال است ولى به نيابت از انسان زنده،بنابر احتياط به قصد رجاء،اشكال ندارد .

(2) .پس به طور خلاصه مى‏توان در اين بخش اعتكاف را اينگونه تقسيم كرد:

اعتكاف:

1-براى خود:

2-براى ديگران:

1-به نيابت از ميت.

2-به نيابت از زنده ياد آورى: گر چه روزه به نيابت از انسان زنده صحيح نيست ولى روزه گرفتن در اعتكاف مانند نماز براى طواف است كه به تبع عمل ديگر لازم مى‏شود و همچنانكه طواف و نماز آن به نيابت زنده‏ها صحيح است اعتكاف و روزه آن نيز صحيح است.

17-اعتكاف به نيابت از دو يا چند نفر،صحيح نيست،ولى مى‏تواند اعتكاف را به نيت‏ خود بجا آورد و ثواب آن را به ديگران اهدا كند،خواه يك نفر باشد يا چند نفر،زنده يا مرده.

18-س:آيا اعتكاف را به نيابت از كسى كه مرده است و يا به نيابت از كسى كه زنده است مى‏توان انجام داد؟

آية الله تبريزى:به نيابت از ميت مانعى ندارد ولى به نيابت از حى[زنده]اشكال دارد.

عدول از نيت اعتكاف:

19-عدول از اعتكافى به اعتكافى ديگر جايز نيست،و فرقى نيست كه هر دو واجب باشد،مثلا از اعتكاف استيجارى (كه براى ديگرى با دريافت مزد انجام مى‏دهد) به نذرى،يا هر دو مستحب،مثلا از اعتكاف براى خود به اعتكاف نيابتى تبرعى (داوطلبانه و بدون دريافت مزد) يا يكى واجب و ديگرى مستحب،مثلا از ابتدا به نيت اعتكاف نذرى در مسجد مانده و در روز دوم نيت را از نذر به استحباب برگرداند.

20-عدول از نيابت‏شخصى به نيابت از شخص ديگر جايز نيست،مثلا دو روز به نيابت‏«على‏»معتكف بوده و روز سوم به نيابت از«حسن‏»اعتكاف كند.

21-اگر قصد داشته كه اعتكاف را براى خودش انجام دهد،پس از شروع نمى‏تواند نيت را برگرداند،و به نيابت از ديگرى به اتمام برساند،همچنانكه عكس اين نيز جايز نيست.

استفتائات اعتکاف بخش:

- 3 استفتائات مربوط به اعتكاف - بخش سوم:

  روزه اعتكاف:

22-انسان،در ايام اعتكاف بايد روزه بگيرد،بنابر اين،كسى كه نمى ‏تواند روزه بگيرد،مانند، مسافر،مريض و زن حايض يا نفساء و كسى كه عمدا روزه نگيرد،اعتكافش صحيح نيست.

23-مسافر و مريض اگر معتكف شوند صحيح نيست ولى زن حايض يا نفساء نه تنها اعتكافش صحيح نيست ‏بلكه به جهت توقف در مسجد گناه كار است.

24-اعتكاف در روز عيد فطر و قربان يا دو روز قبل از عيد به طورى كه روز سوم آن عيد باشد صحيح نيست.

25-لازم نيست كه روزه،مخصوص به اعتكاف باشد،بلكه هر روزه‏اى باشد صحيح است،مثلا در ايام اعتكاف،روزه قضا يا نذرى يا استيجارى (3) بجا آورد.

26-اگر شخصى نذر كند كه در ايام معينى معتكف شود (4) و در همان ايام روزه نذرى يا استيجارى بر عهده او باشد،مى ‏تواند در همان اعتكاف،روزه نذرى يا اجاره‏اى خود را بجا آورد. ولى اگر نذر اعتكاف بدين گونه بوده است كه روزه براى اعتكاف يا به خاطر اعتكاف باشد، كفايت از روزه نذرى يا اجاره‏اى نمى ‏كند (5) .

27-انسان مى‏ تواند نذر كند،در سفر روزه بگيرد و به نظر برخى مراجع معظم تقليد،حتى هنگام سفر هم مى‏تواند نذر كند كه روزه بگيرد و در اين صورت اعتكافش صحيح است.

به يك استفتاء توجه كنيد:

 28-س:آيا در مسافرت مى ‏شود روزه در سفر را نذر كند؟

آيات عظام خامنه ‏اى،سيستانى،بهجت:مى‏ تواند.

آية الله مكارم:اشكال دارد ولى اگر نذر كرد،احتياط آن است كه به نذر خود عمل كند.

آية الله فاضل:خير.

29-س:آيا هر گونه روزه،و لو استيجارى و...براى اعتكاف كافى است؟

آية الله فاضل:خير،بلكه روزه اعتكاف بايد به نيت كسى باشد،كه اعتكاف به نيت او انجام مى ‏گيرد،لذا كفايت روزه استيجارى و غيره براى كسى كه در نيت‏خود اعتكاف نموده محل تامل و اشكال است. آية الله مكارم:كفايت روزه استيجارى براى اعتكاف مشكل است. آية الله بهجت:كافى است.

اجازه اعتكاف:

30-اين افراد بدون اجازه،نمى ‏توانند معتكف شوند: زن بدون اجازه شوهرش.(6) در صورتى كه اعتكاف موجب از بين رفتن حق او باشد،بنابر احتياط واجب.(7) اجازه او لازم است. فرزند بدون اجازه والدين.(8) در صورتى كه اعتكاف او موجب اذيت و آزار آنان باشد و اگر موجب اذيت و آزار آنان باشد و اگر موجب اذيت و آزار آنها هم نباشد احتياط مستحب.(9) است اجازه بگيرد. كسى كه در استخدام ديگرى است،مانند برخى از كارگران و كارمندان،در صورتى كه قرار داد اجاره به گونه‏اى است كه منفعت اعتكاف را نيز در بر مى‏گيرد،يعنى اعتكاف با عمل به اجاره منافات دارد.

31-در اعتكاف،بلوغ شرط نيست،بنابر اين اگر كودك مميز معتكف شود،صحيح است.

مدت اعتكاف:

32-مدت اعتكاف حداقل سه روز است و در كمتر از آن صحيح نيست ولى در زياده حدى ندارد.ولى اگر پنج روز معتكف شود،روز ششم را نيز واجب است‏بماند،بلكه بنابر احتياط واجب،هر گاه دو روز اضافه كرد،روز سومش هم بايد بماند،پس اگر هشت روز معتكف شد،روز نهم هم واجب است.

33-اين سه روز از طلوع فجر روز اول تا مغرب (10) روز سوم است،بنابر اين اگر بعد از طلوع فجر،و لو با چند دقيقه تاخير به مسجد برسد آن روز جزو اعتكاف به حساب نمى‏آيد و چنانچه قبل از مغرب روز سوم،اعتكاف را قطع كند،افزون بر آنكه كار حرامى كرده،اعتكاف نيز باطل است.

34-سه روز اعتكاف با شبهاى آن است كه حداقل سه روز و دو شب در وسط است،بنابر اين نمى ‏تواند شبها را از مسجد خارج شود،يا نذر كند كه سه روز بدون شبها در مسجد معتكف شود.

35-اگر انسان نذر كند كه دو روز معتكف شود نه بيشتر از آن،اينگونه نذر باطل است (11) ولى اگر مقيد نكرده كه بيشتر نباشد نذر صحيح است و واجب است كه روز سوم را نيز بماند.

  36-س:منظور از روز در اعتكاف چيست؟

آيات عظام تبريزى،بهجت،مكارم:منظور از روز طلوع فجر است تا غروب آفتاب چنانچه در احكام نماز ذكر شده است.

  37-س:اگر كسى نذر كند،سه روز منفصل اعتكاف كند آيا نذرش منعقد مى ‏شود؟نذر اعتكاف كمتر از سه روز چه؟

آية الله بهجت:منعقد نمى‏شود.

آية الله صافى:الف:منعقد نمى ‏شود ب:اگر مقيد به كمتر از سه روز باشد منعقد نمى ‏شود.

 38-س:آيا بيشتر از سه روز مى ‏توان اعتكاف كرد به طورى كه آن زياده،قسمتى از يك روز يا قسمتى از يك شب باشد؟

آية الله تبريزى:مانعى ندارد.

  39-س:كسى كه پنج روز در اعتكاف بوده:آيا روز ششم بر او واجب است؟

آية الله تبريزى:واجب است.

  مكان اعتكاف:

40-اعتكاف تنها در مسجد صحيح است،بنابر اين اگر كسى در خانه خود يا در تكيه،يا حسينيه يا در حرم معتكف شود صحيح نيست و از مساجد نيز تنها در اين مساجد،اعتكاف صحيح است. مسجد الحرام مسجد النبى صلى الله عليه و آله مسجد جامع كوفه مسجد بصره (12) و به قصد رجاء (يعنى به نيت مطلوب بودن و به اميد پاداش و ثواب) مى‏توان در مسجد جامع هر شهر معتكف شد. (13)

41-در اين مساله فرقى بين مردان و زنان نيست،بنابر اين اگر دختران و بانوان بخواهند معتكف شوند،بايد در يكى از همين مساجد باشد.

استفتائات اعتکاف بخش.(4).

استفتائات مربوط به اعتكاف - بخش چهارم :

 42-س:آيا اعتكاف در غير مساجد جامع،مثل نمازخانه دانشگاه‏ها رجاءا اشكال دارد يا نه؟در صورت صحت،آيا احكام اعتكاف،از قبيل ترك محرمات جارى مى ‏شود يا خير؟

آية الله خامنه ‏اى:رجاءا اشكالى ندارد.

آية الله بهجت:ظاهرا جايز نيست و احكام اعتكاف را ندارد.

آية الله فاضل:اعتكاف در مسجد جامع رجاءا صحيح است و در غير از مساجد جامع جايز نيست.

آية الله سيستانی :مشروع نيست و احكام آن را ندارد.

آية الله مكارم:اعتكاف بايد فقط در مساجد جامع باشد و منظور از مسجد جامع مسجدى است كه قشرهاى مختلف شهر در آن شركت كنند.

آية الله تبريزى:اعتكاف بايد در مسجد جامع شهر باشد و اعتكاف در غير مساجد جامع صحيح نيست.

  43-س:آيا انسان مى‏ تواند نذر كند كه در شهر ديگرى معتكف شود؟

آية الله تبريزى:مانعى ندارد،بايد روزه‏اش در آنجا صحيح باشد و نذر اعتكاف در شهر ديگر، نذر روزه نيست.

  44-اگر در يك شهر،دو يا چند مسجد جامع وجود داشته باشد،در هر كدام كه بخواهد مى ‏تواند معتكف شود.

45-اگر جاى خاصى از مسجد را براى اعتكاف خود مشخص كند،چنين قصدى لغو است،و لازم نيست ‏حتما در آنجا معتكف شود.

46-اگر معتكف جنب شود و با حال جنابت در مسجد بماند اعتكاف او باطل است.چون توقف او در مسجد،حرام است. (14)

47-اگر جاى شخص ديگرى را غصب كند،يا عمدا بر فرش غصبى بنشيند،هر چند گناه كرده است ولى اعتكافش باطل نيست (15) .

48-اگر كسى از روى فراموشى يا جهل به مساله،بر فرش غصبى بنشيند،اعتكاف باطل نيست.

  49-س:اگر جاى كسى را كه معتكف بوده غصب كند،فرموده‏اند اعتكاف او باطل است،حال اگر جاهل بود يا عامد بود و حال پشيمان شده و جاى خود را عوض كند،اعتكاف او صحيح است‏يا خير؟در صورت عمد آيا كفاره دارد يا خير؟

آية الله بهجت:در فرض مذكور اعتكاف او صحيح است و در صورت بطلان كفاره ندارد.

آية الله خامنه ‏اى:اعتكاف صحيح است و كفاره هم ندارد.

آية الله سيستانى:عمدا هم اگر باشد اعتكاف صحيح است.

آية الله فاضل:على اى حال اعتكاف صحيح است.

آية الله مكارم:اگر جاهل به موضوع باشد،اعتكافش صحيح است ولى اگر غصب بودن را مى ‏دانسته و حكم اعتكاف را نمى ‏دانسته،اعتكاف او صحيح نيست و توبه در اينجا مشكل را حل نمى ‏كند.

آية الله تبريزى:چنانچه غافل بوده اعتكافش صحيح است و اگر جاهل متردد بوده يا عامد بوده اعتكافش صحيح نيست.لكن كفاره ندارد.

  50-س:اگر كسى را كه زودتر از او در مسجد رفته،بيرون كند و جايش را بگيرد،اعتكافش صحيح است‏ يا نه؟

آية الله صافى گلپايگانى:بنابر احتياط،اعتكاف او باطل مى‏شود،بايد اگر اتمام اعتكاف بر او واجب شده، آن را تمام نمايد و اگر اعاده آن،واجب است،پس از اتمام اعاده نمايد.

آية الله بهجت:اگر مكان منحصر به آنجا باشد بنابر اقوى اعتكافش باطل است.

آية الله مكارم:خالى از اشكال نيست.

آية الله فاضل:بلى اعتكاف او صحيح است و بطلان آن محل منع است.

 51-س:آيا گذاشتن وسائل يا نوشتن نام و امثال آن موجب سبقت در محلى از مسجد مى ‏شود؟

آية الله مكارم:هر گاه به موقع در مسجد حضور يابند بعيد نيست موجب حق سبق باشد.

آية الله بهجت:مى ‏شود.

  52-س:تعريف مسجد جامع چيست؟

آية الله گلپايگانى:مسجد جامع مسجدى است كه اغلب اوقات بيشتر از ساير مساجد جمعيت داشته باشد.

 آية الله خامنه‏ اى:مسجدى كه براى اجتماع زيادى از اهالى آنجا ساخته شده و اختصاص به گروه خاصى يا اهالى محله‏اى نداشته باشد .

53-س:مسجد جامعى در شهرى ساخته شده،بعد از آن،مسجد بسيارى بزرگترى ساخته شده و آن نيز مسجد جامع معروف گشته،كداميك از اين دو مسجد،شرعا مسجد جامع مى ‏باشد،و ملاك در تعيين مسجد جامع چيست،با توجه به اينكه گاهى در اين مسجد نماز جمعه خوانده مى ‏شود و گاهى در آن و حكم اعتكاف در اين دو مسجد چيست؟

آية الله خويى:در صدق جامع بودن مسجد شرط نيست كه تنها يك مسجد باشد،پس تعدد مسجد جامع در يك شهر ضررى نمى ‏زند و اعتكاف در هر دو صحيح است،اگر جامع ناميده شود و اقامه نماز جمعه دخلى در موضوع ندارد.

54-جامع بودن مسجد را از اين راهها مى ‏توان فهميد: (16) خود انسان يقين كند. به طورى بين مردم مشهور باشد كه جامع بودن آن معلوم شود (17) . دو نفر عادل بگويند (18) . و چنانچه دو نفر در جامع بودن مسجدى اختلاف داشته باشند،با حكم حاكم نيز معلوم مى‏شود (19) .

55-اگر انسان در جايى به اعتقاد اينكه مسجد جامع است معتكف شود،بعدا معلوم شود مسجد نيست(مثلا تكيه يا حسينيه است)يا مسجد جامع نيست،اعتكاف باطل است.

  حدود مسجد:

56-پشت‏بام و سرداب و محراب مسجد،و هر چه به سبب توسعه مسجد آن افزوده شده جزو مسجد به حساب مى ‏آيد،مگر آنكه بدانيم،جزو مسجد نيست (20) . [در صورت شك،چنين جاهايى،حكم مسجد را دارد.)

57-به جز سه مكانى كه در مساله قبل گفته شد،جايى را كه انسان نداند جزو مسجد است‏يا از متعلقات آن،(مثل حياط مسجد)حكم مسجد را ندارد (21) و اعتكاف در آنجا صحيح نيست.

58-س:مسجدى كه علاوه بر شبستان،داراى حياط و صحن و راهرو است و در عرف همه آنها را مسجد مى ‏خوانند،آيا احكام مسجد بر آنها جارى است‏ يا نه،و در صورتى كه قصد بانى معلوم نباشد،ساختن مستراح و امثال آن در يك طرف آن صحن چه صورت دارد،دليل و قرينه بر عدم مسجديت لازم است ‏يا نه؟

آية الله گلپايگانى:با شك در آنكه صحن را جزء مسجد قرار داده،اگر اماره‏اى (علامت، نشانه‏اى) بر مسجد بودن نباشد،محكوم به مسجديت نيست،و اماره بر عدم،لازم نيست.

استفتائات اعتکاف بخش-5

  استفتائات مربوط به اعتكاف - بخش پنجم:

اعتكاف در دو مسجد:

59-يك اعتكاف بايد در يك مسجد باشد،پس اعتكاف در دو مسجد كه بخشى از وقت را در يكى و بخشى از آن را در ديگرى بماند صحيح نيست،خواه آن دو مسجد،متصل (22) به هم باشند يا جداى از هم،آرى اگر به گونه‏اى وصل به يكديگر باشد،كه يك مسجد شمرده شود، صحيح است.

60-اگر در مسجد معتكف شود ولى مانعى از ادامه ماندن در آن مسجد پيش آيد،اعتكاف باطل است (23) و چنانچه آن اعتكاف،واجب باشد،بايد در مسجدى ديگر و اگر مانع بر طرف شد،در همان مسجد،بار ديگر معتكف شود،يا قضا كند.

61-اعتكافى را كه به سبب پيش آمدن مانع به هم خورده است،نمى‏توان پس از آنكه مانع بر طرف شد،ادامه دهد.چه در آن مسجد يا مسجد ديگر، (24) بنابر اين اگر پس از يك روز اعتكاف در مسجد،مانع پيش آمد،نمى‏تواند به مسجد ديگرى برود و بقيه ايام را در آن مسجد بماند،يا بعد از آنكه مانع بر طرف شد،برگردد و بقيه را در همان مسجد بماند.

  خروج از مسجد:

62-در موارد ذيل معتكف مى ‏تواند از مسجد خارج شود: براى گواهى دادن در دادگاه. براى تشييع جنازه، (25) در صورتى كه ميت‏يك نحو وابستگى به معتكف داشته باشد به طورى كه شركت در تشييع جنازه او از ضرورتهاى عرفى او به حساب آيد. و براى انجام ساير كارهاى ضرورى عرفى يا شرعى،خواه واجب باشد يا مستحب،مربوط به امور دنيوى باشد يا اخروى ولى مصلحتى در آن نهفته باشد (26) .

63-و در اين موارد،بر معتكف واجب است از مسجد خارج شود: براى انجام غسل جنابت. براى پرداخت طلب ديگران،در صورتى كه نتواند در مسجد آن را بپردازد. براى انجام كار واجب ديگرى كه لازم باشد از مسجد خارج شود.

64-كسى كه خارج شدن از مسجد بر او واجب شده باشد ولى تخلف كند و خارج نشود،هر چند گناه كرده است ولى اعتكاف باطل نيست،مگر كسى كه با حال جنابت در مسجد توقف كند.

65-اگر به جهت ضرورت از مسجد خارج شد،اين امور را بايد مراعات كند: بيش از مقدار ضرورت و نياز بيرون مسجد نماند. در صورت امكان زير سايه ننشيند (27) . بلكه مطلقا ننشيند،مگر در حال ضرورت. بنابر اين احتياط واجب نزديكترين راه را انتخاب كند (28) .

66-اگر به جهت ضرورت از مسجد خارج شود و به قدرى طول بكشد كه صورت اعتكاف بر هم بخورد،اعتكاف باطل است.

67-اگر به سبب فراموشى از مسجد خارج شود،اعتكافش باطل نيست (29) .

  68-س:اگر كسى از روى فراموشى محل اعتكاف را ترك كند،اعتكافش چه حكمى دارد؟

آية الله تبريزى:ظاهر اين است كه اعتكافش باطل مى ‏شود.

  69-س:در چه مواردى خروج از مسجد مبطل اعتكاف است؟و در چه مواردى مبطل نيست؟

آية الله صافى:اگر عمدا و اختيارا بدون ضرورت عقلى يا شرعى يا عادى خارج شود،اعتكاف باطل مى‏شود و اگر براى امورى كه ذكر شد بيرون رود يا او را اكراه بر بيرون رفتن نمايند باطل نمى‏شود،ولى اگر نسيانا از راه فراموشى بيرون رفت اگر اتمام آن واجب شده باشد،تمام كند و اگر اعاده واجب باشد اعاده نمايد. آية الله بهجت:خروج از مسجد با عمد و اختيار مبطل است. آية الله مكارم:عمدا و اختيارا نبايد از مسجد خارج شود ولى در مواردى كه ضرورت شرعى يا عرفى داشته باشد مانعى ندارد،مانند بيرون رفتن براى قضاى حاجت و غسل جنابت و مانند آن يا امثال تشييع جنازه نزديكانى كه اگر در آن شركت نكند امر شايسته‏اى نيست.  70-س:در مواردى كه مى ‏توان از مسجد خارج شد آيا مى‏ توان نشست ‏يا در سايه رفت ‏يا در جماعت‏ حاضر شد؟ آية الله صافى:جواز بيرون رفتن براى جماعت مورد اشكال است.  71-س:خارج شدن معتكف از مسجد در موارد ذيل چه حكمى دارد؟ الف:براى وضو و غسل مستحبى و مسواك زدن. ب:جهت تلفن زدن به خانواده در موارد غير ضرورى و امور متعارف. ج:جهت ديدار با خانواده در بيرون و در حياط. آية الله خامنه ‏اى: الف-جايز است اما زياد معطل نشود. ب-در موارد ضرورى اشكالى ندارد و در موارد غير ضرورى اگر امور مستحبى را در بر بگيرد و طول هم نكشد اشكالى ندارد.  ج-در بعضى موارد اشكالى ندارد،مثل رسيدگى امور خانواده و ديدن فرزندان كه عدم ديدار باعث مفسده و اشكالاتى مى‏ شود. آية الله بهجت:ضابطه كلى در موارد جواز خروج نيست،هر كارى كه خروج براى آن عقلا يا شرعا يا عادتا لازم است از امور واجبه باشد يا راجحه چه متعلق به امور دنيا باشد يا امور آخرت ولى بايد اقرب طرق را مراعات نمايد و اقتصار كند بر مقدار حاجت و ضرورت،البته خروج هم به قدرى طول نكشد كه محو صورت اعتكاف شود. آية الله سيستانى:به احتياط واجب جايز نيست،مگر در مورد حاجت ضرورى باشد. آية الله تبريزى:خارج شدن معتكف از مسجد در موارد مذكور جايز نيست. آية الله فاضل:مانعى ندارد،ولى تلاش كنند اين امور با سرعت انجام شده و هر چه سريعتر به مسجد بر گردند. آية الله مكارم:الف-براى وضو و غسل مستحبى اشكالى ندارد و براى مسواك كه مقدمه آن باشد نيز اشكالى ندارد. ب-اشكال ندارد. ج-اشكال دارد.  محرمات اعتكاف: 72-آنچه بر معتكف حرام است‏به طور اجمال بدين شرح است: استفاده از عطريات و گياهان خوشبو خريد و فروش مجادله استفاده شهوانى از جنس مخالف استمناء (يعنى انسان با خود كارى كند كه از او منى بيرون آيد.)  توضيح محرمات اعتكاف: 73-بوئيدن عطريات (30) و گياهان خوشبو براى كسى كه از آن لذت مى‏برد در حال اعتكاف حرام است،پس براى كسى كه حس بويايى ندارد اشكال ندارد. 74-در حال اعتكاف،خريد و فروش و بنابر احتياط واجب،هر نوع داد و ستدى،مانند اجاره و مضاربه حرام است. 75-هر چند داد و ستد در حال اعتكاف حرام است،ولى باطل كننده اعتكاف نيست. 76-اشتغال به امور دنيوى،مانند خياطى،نساجى نقاشى،مطالعه و امثال آن اشكال ندارد. 77-در حال اعتكاف مجادله در امور دنيوى و دينى در صورتى كه به قصد غلبه بر طرف مقابل و اظهار فضيلت و برترى باشد حرام است،اما اگر به قصد اظهار حق و بازداشتن طرف از طريق باطل باشد نه تنها حرام نيست،بلكه از افضل طاعات و عبادات است. 78-هر گونه استفاده شهوانى از جنس مخالف،نظير لمس،بوسه (31) و آميزش حرام است و فرقى در اين مساله بين زن و مرد نمى‏ باشد. 79-در حال اعتكاف نگاه از روى شهوت به همسر خود اشكال ندارد،هر چند احتياط مستحب ترك آن است. 80-استمناء نيز بنابر احتياط واجب از محرمات اعتكاف شمرده شده است،هر چند از راه حلال آن،مانند بازى با همسر باشد.گر چه استمناء حرام در هر حال حرام و از گناهان بزرگ است ولى در حال اعتكاف گناهى بزرگتر است. 81-معتكف بايد روزها را روزه‏دار باشد و از هر كارى كه روزه را باطل مى‏كند،پرهيز كند و هر آنچه روزه را باطل مى ‏كند،اعتكاف را نيز باطل مى ‏كند. 82-اگر معتكف جماع كند اعتكافش باطل است ولى اگر يكى ديگر از محرمات را مرتكب شود، (32) احكام مفصلى دارد كه در بحث‏«قضا و كفاره اعتكاف‏»خواهد آمد. 83-بر معتكف واجب نيست از كارهايى كه بر محرم حرام است،مثل پوشيدن لباس دوخته و كندن مو از بدن و نگاه در آينه پرهيز كند،هر چند احتياط مستحب (33) است. 84-بجز مبطلات روزه،ساير محرمات،اختصاص به روز نداد،بلكه در شب نيز بايد از آنها پرهيز كند. استفتائات اعتكاف بخش - 6 : استفتائات مربوط به اعتكاف - بخش ششم:  ۸5-س:عطر و گلاب زدن يا بو كردن عطر و گلاب اعتكاف را باطل مى ‏كند يا خير؟ آية الله تبريزى:استعمال عطر و گلاب چنانچه مستلزم بو كردن آن باشد،هر چند بر معتكف حرام است لاكن بطلان اعتكاف از جهت آن محل اشكال است و اگر معتكف در روز سوم اين كار را كرده بايد اعتكافش را تمام كند. آية الله سيستانى:بو كردن آنها اعتكاف را باطل مى‏كند. آية الله بهجت:اگر با تلذذ باشد بنابر احتياط باطل مى‏شود و احتياط واجب در صورت وجوب اعتكاف [آن است كه]آن را تمام كند و سپس قضا نمايد.  86-س:آيا در صورت نياز مى ‏تواند خريد و فروش نمايد؟آيا توكيل يا نقل به غير بيع لازم است (يعنى به شخص ديگرى وكالت دهد تا از طرف او خريد و فروش كند يا به غير خريد و فروش،مثلا با قرض يا بخشش نقل و انتقال كنند.)؟ آية الله مكارم:در صورت عدم امكان توكيل يا نقل به غير بيع اشكالى ندارد. آية الله بهجت:در صورت اضطرار براى حاجت‏ خودش مانعى ندارد.  87-س:ارتكاب سهوى محرمات اعتكاف چه حكمى دارد؟ آية الله فاضل لنكرانى:ارتكاب سهوى سائر محرمات غير از جماع ضرورى به اعتكاف نمى ‏زند. آية الله مكارم:خالى از اشكال نيست. آية الله بهجت:ارتكاب سهوى،حرام و مبطل نيست.  قطع اعتكاف: 88-براى شناخت‏ حكم قطع اعتكاف بايد اقسام آن را شناخت.  اقسام اعتكاف: واجب معين: پس از شروع قطع آن جايز نيست. واجب موسع :پس از تكميل دو روز، قطع آن جايز نيست. مستحب: پس از تكميل دو روز، قطع آن جايز نيست. توضيح: اگر اعتكاف،واجب معين باشد،يعنى وقت مشخص داشته باشد،مثلا نذر كند از 21 تا 26 ماه رمضان در مسجد معتكف شود،همين كه اعتكاف را شروع كرد اتمام آن واجب و قطع آن غير جايز است. و اگر اعتكاف،واجب موسع باشد،يعنى وقت آن وسعت دارد،مثلا نذر كرده باشد كه امسال،يا در اين ماه سه روز معتكف شود،يا اعتكاف مستحب باشد،تا قبل از تكميل دو روز مى ‏تواند آن را رها كند،مثلا در روز اول،شب اول يا روز دوم،ولى اگر اعتكاف را رها نكرد و در مسجد ماند تا غروب روز سوم در اين صورت،بر او واجب است كه اعتكاف را كامل كند و روز سوم را بماند. 89-انسان مى ‏تواند از آغاز،هنگام نيت،شرط كند كه اگر مشكلى پيش آمد-مثلا بگويد اگر هوا سرد شد-اعتكاف را رها مى ‏كنم،در صورت پيش آمدن مانع،رها كردن اعتكاف اشكال ندارد،حتى در روز سوم. 90-در اعتكاف نذرى،انسان مى‏ تواند هنگام خواندن صيغه نذر شرط كند كه اگر مانعى پيش آمد اعتكافم را رها كنم. 91-س:آيا معتكف مى ‏تواند به هنگام نيت اعتكاف شرط كند كه هر زمان خواست از اعتكاف خود رجوع كند؟اگر بعد از نيت‏ حكم شرط خود را ساقط نمود،آيا شرط او ساقط مى‏ شود يا خير؟ آية الله تبريزى:مى ‏تواند شرط كند و با اسقاط ساقط نمى ‏شود.  92-س:اگر شرط رجوع در وقت نذر كردن براى اعتكاف باشد چه حكمى دارد؟ آية الله تبريزى:مثل شرط كردن در زمان نيت اعتكاف است و چنانچه اعتكاف را به عنوان وفاء به نذر مزبور انجام دهد،حتى در روز سوم مى ‏تواند رجوع كند.  قضاء و كفاره اعتكاف: قضاء 93-اگر در حال اعتكاف جماع كند-عمدا باشد يا سهوا (34) پس اگر اعتكاف،واجب معين باشد، بايد قضاى آن را بجا آورد.و اگر واجب غير معين باشد،بايد آن را از سر بگيرد. 94-اگر يكى ديگر از محرمات اعتكاف را سهوا انجام دهد (35) و اعتكاف: واجب معين باشد:بنابر احتياط واجب بايد اعتكاف را به پايان ببرد و قضاى آن را بجا آورد. واجب غير معين باشد:اگر در دو روز اول باشد بايد اعتكاف را از سر بگيرد و اگر روز سوم باشد،اعتكاف را به پايان ببرد و از سر بگيرد. اگر اعتكاف مستحب را بعد از روز دوم باطل كند،بايد (36) قضاى آن را بجا آورد.ولى اگر قبل از اتمام روز دوم باطل كند،چيزى بر عهده او نيست. 95-واجب نيست قضاى اعتكاف را فورا (37) بجا آورد،گر چه احتياط مستحب است. 96-س:اگر كسى نذر كند ايام معينى را معتكف باشد و از آن ايام معين تخلف نمايد-يك روز يا بيشتر-آيا قضاء بر او واجب است ‏يا خير؟ آية الله تبريزى:بنابر احتياط،قضاى آن واجب است.  كفاره: 97-اگر اعتكاف واجب را با آميزش(جماع)باطل كند،كفاره واجب است و در ساير محرمات كفاره نيست،هر چند احتياط مستحب است. 98-اگر در دو روز اول اعتكاف مستحب آميزش كند و اعتكاف را رها نكند بنابر احتياط واجب كفاره لازم است. 99-كفاره بطلان اعتكاف،مانند كفاره روزه ماه رمضان است،يعنى،بايد: -دو ماه روزه بگيرد. -يا به 60 مسكين،طعام بدهد. -يا يك برده را آزاد كند. 100-احتياط مستحب است (38) كه اگر ممكن است‏يك برده آزاد كند و در صورت ناتوانى دو ماه روزه بگيرد و چنانچه نتواند روزه بگيرد،به 60 فقير طعام بدهد. «و الحمد لله اولا و آخرا»  پى ‏نوشتها: 1.آية الله سيستانى:ايمان شرط صحت اعتكاف نيست،هر چند در استحقاق ثواب معتبر است. آية الله مكارم:ايمان شرط قبول اعتكاف است نه صحت آن. شرط ايمان در فتاواى حضرت آية الله صافى ذكر نشده است. 2.آية الله گلپايگانى:اعتكاف به نيابت از زنده بنابر احتياط واجب صحيح نيست. آية الله مكارم:اعتكاف به نيابت از ديگرى،زنده يا مرده،به قصد رجاء اشكال ندارد. حكم اعتكاف به نيابت از زنده در فتاواى حضرت آية الله صافى ذكر نشده است. 3.آية الله مكارم:روزه استيجارى بنابر احتياط واجب كفايت نمى‏ كند. آية الله فاضل:بنابر احتياط واجب،روزه براى ديگرى خواه استيجارى باشد يا مثلا قضاى روزه پدر كه پسر بزرگتر واجب است‏باشد اگر اعتكاف براى همان كسى كه برايش روزه مى‏گيرد نيست كفايت نمى ‏كند. 4.آية الله فاضل:اگر نذر كرده باشد كه ايام معينى معتكف شود نمى ‏تواند براى آن ايام روزه استيجارى قبول كند. 5.آية الله گلپايگانى:مگر آنكه هر دو روزه را قصد كند كه در اين صورت،اعتكافش صحيح است هر چند به جهت مخالف با نذر گناه كرده است.نظر حضرت آية الله صافى به دست نيامد. 6.آية الله اراكى:نسبت‏به دو روز اول اجازه لازم است. 7.آية الله گلپايگانى،آية الله صافى:اجازه لازم است و اگر موجب از بين رفتن حق او نباشد، اجازه او براى اعتكاف لزومى ندارد ولى بدون اجازه شوهر نمى‏تواند از خانه بيرون رود.بنابر اين جايز بودن اعتكاف بستگى به اجازه شوهر دارد و چنانچه اجازه ندهد،اعتكاف باطل است. آية الله سيستانى:اگر توقف او در مسجد بدون اجازه شوهر حرام باشد،اعتكافش باطل است. آية الله خويى:اگر منافات با حق شوهر داشته باشد اجازه او لازم است و اگر منافات نداشته باشد و روزه او مستحبى باشد،بنابر احتياط واجب باز هم اجازه لازم است. 8.آية الله گلپايگانى:بنابر احتياط واجب،ولى اگر فرزند را نهى كنند و مخالفت‏با آنان سبب اذيت و آزارشان باشد اعتكاف باطل است. 9 آية الله اراكى:نسبت‏به فرزند اجازه والدين شرط است و نسبت‏به زن اجازه شوهر بنابر احتياط واجب لازم است. 10.آية الله خويى،آية الله سيساتى:بنابر احتياط واجب تا مغرب. آية الله مكارم:تا غروب آفتاب. 11.آية الله خويى،آية الله سيستانى:اگر همين اعتكاف مستحبى معروف را نذر كرده باشد باطل است،ولى اگر اين اعتكاف نباشد،مثلا مقصودش ماندن در مسجد باشد،صحيح است. 12.در روايتى آمده است،اعتكاف تنها در مساجدى صحيح است كه پيامبر يا وصى پيامبر در آن نماز جماعت‏خوانده باشد و در دو مسجد اول پيامبر صلى الله عليه و آله و حضرت على عليه السلام و در دو مسجد ديگر حضرت على عليه السلام نماز جماعت‏خوانده‏اند و اعتكاف در مسجد جامع نيز در برخى روايات ديگر آمده است(وسائل الشيعه،ج 7،ص 406). 13.آيات عظام،خوئى،گلپايگانى،اراكى،سيستانى،صافى،مكارم:اعتكاف در مسجد جامع نيز صحيح است هر چند احتياط آن است كه در يكى از آن چهار مسجد معتكف شود. 14.آية الله خويى:هر چه با حال جنابت در مسجد توقف كند،جزء اعتكاف نيست. 15.آيات عظام گلپايگانى،اراكى،صافى:بنابر احتياط واجب اعتكافش باطل است. آية الله خويى:اگر جاى كسى را غصب كند اعتكافش اشكال دارد ولى اگر بر فرش غصبى بنشيند اعتكاف باطل نيست. آية الله مكارم:به احتياط واجب،اعتكافش باطل نيست. 16.نظر آية الله صافى در اين مساله به دست نيامد.× 17.آية الله سيستانى:يا اطمينان حاصل شود. 18.آيات عظام خويى،فاضل،مكارم:يك نفر عادل هم بگويد كفايت مى‏كند. 19.آية الله گلپايگانى،آية الله اراكى:به هر حال،حكم حاكم كفايت مى‏كند. آية الله مكارم:حكم حاكم بنابر احتياط واجب كافى نيست. 20.آية الله سيستانى:در صورتى كه نشانه‏اى بر اينكه جزء مسجد است وجود داشته باشد حكم مسجد را دارد. آية الله صافى:افزوده‏هاى مسجد،تا معلوم نشود جزء مسجد است‏حكم مسجد را ندارد. 21.آية الله سيستانى:اگر نشانه‏اى بر مسجد بودن آن وجود نداشته باشد. آية الله مكارم:مگر آنكه ظاهر حال دلالت داشته باشد كه جزو مسجد است. 22.آية الله مكارم:اعتكاف در دو مسجد متصل به هم اشكال ندارد. 23.آية الله مكارم:اعتكاف باطل نيست و ادامه آن را در مسجد ديگرى به پايان ببرد. 24.آية الله مكارم:به حاشيه مساله قبل مراجعه شود. 25.آيات عظام اراكى،گلپايگانى،خويى:خارج شدن از مسجد براى شركت در تشييع جنازه مطلقا جايز است. 26.آية الله اراكى،آية الله خويى:براى شركت در نماز جماعت نيز مى‏تواند از مسجد خارج شود. آية الله سيستانى:در صورتى كه ناچار باشد بيرون رود. 27.آيات عظام،خويى،گلپايگانى،اراكى:و زير سايه راه نرود. آية الله صافى:بنابر احتياط واجب زير سايه راه نرود و مطلقا زير سايه ننشيند. 28.آية الله مكارم:انتخاب نزديكترين راه واجب نيست،مگر آنكه اختلاف دو راه بسيار زياد باشد. 20.آية الله خويى،آية الله سيستانى:باطل است. آية الله گلپايگانى:بنابر احتياط واجب باطل است. 30.آية الله سيستانى،آية الله مكارم:نسبت‏به عطريات لذت بردن معتبر. نيست،پس اگر بوى آن را احساس كند،هر چند لذت نبرد حرام است. آية الله فاضل:اگر بو را احساس مى‏كند ولى لذت نمى‏برد،بنابر احتياط واجب بايد پرهيز كند. 31.آيات عظام خويى،مكارم،سيستانى،صافى:لمس و بوسه،بنابر احتياط واجب حرام است. 32.آية الله خويى،آية الله اراكى:در غير جماع اگر سهوا باشد اعتكاف. باطل نيست. آية الله گلپايگانى،آية الله مكارم:بنابر احتياط واجب اعتكاف باطل است. آية الله سيستانى:جماع نيز حكم ساير محرمات را دارد. 33.آية الله مكارم:نسبت‏به نپوشيدن لباس دوخته و پوشيدن لباسى مانند لباس احرام، احتياط مستحب نيست‏بلكه بهتر است نپوشند،چون خلاف عمل افراد متشرع و ممكن است گمان بدعت نيز داشته باشد. 34.آيات عظام گلپايگانى،خويى،اراكى:اگر در اعتكاف واجب،سهوا جماع كند،بنابر احتياط واجب،اعتكاف را دوباره انجام دهد. 35.آية الله گلپايگانى:احتياط در تمام موارد ترك نشود.× 36.آية الله سيستانى:بنابر احتياط واجب. 37.آية الله سيستانى:ولى به قدرى تاخير نيندازد كه سهل انگارى به شمار آيد. 38.آية الله خويى:بلكه واجب است‏به همين ترتيب عمل كند. | (نظر بدهید.) | شنبه، 14 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت احکام اعتکاف 11:53 PM احكام اعتكافمعتكفين توجه نمايند كه احكام زير بصورت كلي و خلاصه بيان شده است. لذا جهت كسب اطلاعات دقيق تر به  رساله توضيح المسائل مراجعه نمايند:تعريف اعتكاف : در لغت به معناي توقف در جايي و در اصطلاح احكام به معناي ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند با شرايطي خاص ( كه در اين شرايط انسان مي تواند، بنشيند، بايستد، بخوابد، يا راه برود )اقسام اعتكاف : 1- مستحب 2- واجب. علت وجوب اعتكاف نذر - عهد - قسم است ) در طول سال هر زماني كه انسان بتواند حداقل سه روز بعد در مسجد بماند و روزه بگيرد. بهترين زمان براي اعتكاف ماه رمضان به ويژه دهه آخر آن و همچنين 13 و 14 و 15 ماه رجب.شرايط معتكف : 1- عاقل 2- با ايمان 3- قصد قربت به خدا 4- روزه گرفتن 5- اجازه گرفتن از كسي كه اجازه از او لازم است.شرايط اعتكاف : كمتر از سه روز نبوده 2- در مسجد جامع باشد 3- ادامه ماندن در مسجد و عدم خروج از آننيت اعتكاف :‌ به قصد قربت ولي لازم نيست كه بگويد اعتكاف واجب است يا مستحب نيابت اعتكاف : اعتكاف را مي توان براي خود و ديگران به جا آورد.  اعتكاف به نيابت از ميت بي اشكال است ولي به نيابت زنده بنابر احتياط به قصد رجاء اشكال ندارد.روزه اعتكاف : انسان در ايام اعتكاف بايد روزه بگيرد بنابر اين كسي كه نمي تواند روزه بگيرد ( مانند مسافر ،‌ مريض ، و زن حائض يا نفساء و كسي كه عمدا روزه نگيرد ) اعتكافش صحيح نيست. اعتكاف در روز عيد فطر و قربان و يا روز قبل از عيد صحيح نيست. در اعتكاف مي توان روزه قضا، نذري، يا استيجاري به جا آورد. اجازه اعتكاف : 1- زن از شوهر : در صورتيكه اعتكاف موجب از بين رفتن حق او باشد.2- فرزند از والدين در صورتيكه اعتكاف موجب اذيت و آزار آنان باشد.3- مستخدمين ( كارمندان و كارگران ) در صورتيكه قرارداد اجاره به گونه اي اعتكاف را در برگيرد. يعني اعتكاف به عمل اجاره منافات دارد.مدت اعتكاف : سه روز مي باشد و كمتر از آن صحيح نيست. اگر كسي دو روز در مسجد بماند، ماندن روز سوم بر او واجب مي شود.مكان اعتكاف :اعتكاف تنها در مساجد جامع و مسجد الحرام، مسجد النبي ، مسجد بصره و مسجد كوفه صحيح است.فردي كه جاي كسي را غضب كند معصيت كرده ولي اعتكافش صحيح است.فرد جنب نبايد با حال جنابت در مسجد بماند و بايد آن را ترك نمايد.حدود مسجد : پشت بام، سرداب، محراب، و هر چه سبب توسعه به مسجد اضافه شود. بستگي به نيت واقف هم دارد.خروج از مسجد :1- براي گواهي در دادگاه 2- براي تشييع جنازه ( ميت از وابستگان است و شركت در آن ضروري است )3- براي انجام كارهاي ضروري ( عرفي ، شرعي ، واجب ، مستحب ، دنيوي ، اخروي ) | (نظر بدهید.) | جمعه، 13 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت مکان اعتکاف 11:50 PM اعتكاف از نظر مكان محدوديت ‏خاص دارد. نظريه معروف آن است كه اعتكاف تنها در يكى از مساجد چهارگانه ( مسجدالحرام، مسجدالنبى، مسجد كوفه و مسجد بصره ) جايز است. امام رضا (ع) فرموده‏اند: «اعتكاف ليلة فى مسجد الرسول و عند قبره يعدل حجة و عمرة (15)؛ يك شب اعتكاف در مسجد پيامبر و نزد قبر او معادل يك حج و يك عمره است.» ولى گروهى از فقها اعتكاف در مسجد جامع هر شهر و منطقه را نيز روا دانسته‏اند. (16) البته در مورد مسجد جامع نيز برخى برآنند كه بايد به قصد رجاء و به اميد اين كه شايد مطلوب درگاه الهى باشد، اعتكاف نمود. (17) اعتكاف در ساير مساجد مانند مسجد محله و بازار تنها به نظر شمار اندكى از فقيهان شيعه جايز است. (18) مقصود از مسجد جامع در هر شهر و منطقه، مسجدى است كه معمولا مردم بيشترى در آن جا گرد مى‏آيند (19)؛ به عبارت ديگر، مسجدى كه اغلب اوقات بيشتر از ساير مساجد جمعيت داشته باشد. (20) شيخ لطف الله ميسى اصفهانى در كتاب «رساله اعتكافيه‏» به نقل احاديثى در باب اعتكاف پرداخته و ضمن بيان احاديث، شواهدى را در جواز اقامه اعتكاف در مسجد جامع، نصب قبه و نيز احياى دهه آخر ماه رمضان ذكر مى‏كند. روشن است كه در محل اعتكاف اختلافى در ميان فقهاى شيعه وجود دارد. اين اختلاف ناشى از اين روايت است كه اعتكاف در مسجدى جايز است كه امام عدل، جماعتى در آن برگزار كرده باشد. برخى از فقها صرفا همين چند مسجد ( كوفه، بصره، مدينه و مكه) را براى اعتكاف جايز شمرده‏اند و برخى ديگر مساجد ديگر را نيز براى اعتكاف مجاز شمرده‏اند. از اين دسته دوم، گروهى تنها مساجد جامع را معين كرده اند و برخى همه مساجد جماعات را. شيخ لطف الله بر اين باور بوده كه در تمامى مساجد جامع و حتى جماعت اعتكاف جايز است، ولى درباره روايتى كه «امام عدل‏» را مطرح كرده چنين اظهار مى‏كند كه مقصود از امام عدل، اعم از امام معصوم و غير معصوم است. شيخ تاكيد دارد كه اصولا سؤال درباره مساجد بغداد بوده و روشن است كه وجه عدل نمى‏توانسته ارتباطى با امام معصوم براى اقامه نماز در آن مساجد داشته باشد. وى با اشاره به آراء برخى از فقهاى متقدم در اين كه تنها در مساجد اربعه اعتكاف رواست، اسامى جمعى از علماى عصر خود را كه اغلب علماى جبل عامل هستند، ذكر كرده و رأى آنان را چنين دانسته كه در هر مسجد جامعى اعتكاف جايز است. از جمله آنان مرحوم شيخ بهايى است كه در هنگام تاليف اين رساله در قيد حيات بوده است و نيز شيخ على بن عبدالعالى ميسى، جد نويسنده، و نيز شهيد ثانى و بسيارى ديگر. (21) در اين جا ممكن است اين پرسش مطرح شود كه با توجه به آثار سازنده اعتكاف آيا بهتر نيست اعتكاف در هر مسجدى را جايز بدانيم تا همگان به آسانى بتوانند از اين عبادت بهره‏مند شوند؟ در پاسخ بايد گفت: عبادت‏هاى دينى كاملا توقيفى هستند؛ بدين معنا كه شرايط و احكام آن را بايد از متون اسلامى و دستورهاى شرعى اخذ كرد. هرگاه از ادله معتبر استفاده شود كه محل اعتكاف، مسجد جامع است، نمى‏توان از روى ذوق و سليقه شخصى در شرط عبادت تصرف نمود و دامنه آن را توسعه داد. اساسا برخى عبادت‏ها از نظر مكان، داراى محدوديت ‏خاصى هستند. مثلا مراسم و اعمال حج‏ بايد در مكان‏هاى معينى انجام شود؛ از اين رو انجام دادن اعمال حج در غير از محل‏هاى مقرر بى‏ معناست. در مورد اعتكاف نيز هرگاه با ادله معتبر ثابت‏ شود كه جايگاه آن مسجد جامع است، مى‏فهميم كه شارع مقدس اين عبادت را تنها در اين ظرف مكانى معين از ما خواسته است. البته در تشريع اين حكم حتما مصالحى مورد نظر بوده است كه شايد عقل ما نتواند به طور يقين بدان دست‏ يابد. شايد اسلام با منحصر نمودن اعتكاف در مسجد جامع بخواهد نوعى كنترل بر كميت و كيفيت آن وجود داشته باشد و در كنار اين عبادت، ارزش‏هاى ديگرى مانند وحدت و همراهى و همدلى نيز مطرح شود. (22) انسان معتكفى كه به آداب اعتكاف پايبند است در هر موردى از نماز خواندن، دعا كردن، انديشيدن، شب زنده دارى و گريستن، به گنجينه هايى از رحمت‏ خاص خدا دست مى‏يابد كه گرانبهاترين سرمايه زندگانى و بهترين زاد و توشه آخرت او خواهد بود. هم چنين گاهى خداوند به خاطر تأديب انسان‏ها يا به خاطر عقوبت آنان نسبت ‏به ستمكارى‏ها و معاصى روز افزون شان، اراده نزول عذاب مى‏كند و بلايى چون خشكسالى يا زلزله يا بيمارى عمومى و مانند آن را تقدير مى‏نمايد، ولى عمل صالح گروهى از آنان باعث دفع بلا مي گردد و به گونه‏اى كه خود نيز متوجه نيستند از تحقق عذاب و عقاب الهى جلوگيرى مى‏كنند: «... و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون(انفال/ ‏33)؛ و خداوند آنان را عذاب نمى‏كند تا زمانى كه استغفار مى‏كنند.» اعتكاف خالصانه جمع كثيرى از مردم جامعه ما، مى‏تواند چنين نقشى را در اجتماع اسلامى داشته باشد؛ يعنى زمانى كه قدرناشناسى مردم نسبت‏ به نعمت‏هاى الهى اوج مى‏گيرد و غفلت از خدا به شكل‏هاى گوناگون در بين مردم رواج مى‏يابد و پول‏ پرستى و شهوترانى، بخش عظيمى از جامعه را از عبادت خدا دور و به حقوق ديگران بى ‏توجه مى‏سازد، خطر نزول بلا نزديك مى‏شود؛ اما گريه‏ها و تضرع‏ها و نمازها و روزه‏هاى معتكفين، رحمت‏ خدا را بر مى‏انگيزاند و به آبروى آنان، عاصيان نيز در امان مى‏مانند. | (نظر بدهید.) | جمعه، 13 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت زمان اعتکاف 11:48 PM اعتكاف از نظر زمان محدود به وقت ‏خاص نيست؛ تنها از آن رو كه لازمه اعتكاف، روزه گرفتن است، بايد در زمانى اعتكاف شود كه شرعا بتوان روزه گرفت. پس هر گاه روزه گرفتن صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است، ولى بهترين زمان براى اعتكاف دهه آخر ماه مبارك رمضان، و ايام البيض ماه رجب است. اعتكاف در دهه آخر ماه رمضان، با آماده سازى انسان براى درك ليلة القدر و بهره بردارى از فيض اين شب گرانقدر، بى‏ارتباط  نيست. در كشور ما اكنون اعتكاف در سه روز از ماه رجب بيش از اعتكاف در دهه پايانى ماه رمضان رواج دارد؛ و اين سه روز از چند نظر حائز اهميت است: اول آن كه ماه رجب، ماه حرام است و از روايات استفاده مى‏شود كه اعتكاف در ماه‏هاى حرام، نسبت‏ به ديگر ماهها از فضيلت ‏بيشترى برخوردار است. ثانيا: روزه در ماه رجب داراى فضيلتى خاص است، زيرا ماه رجب ماه  بزرگى است كه مردم حتى در جاهليت نيز حرمت آن را  پاس مى‏داشتند. اسلام نيز بر احترام و منزلت آن افزود. (12) ظاهرا چنين رفتار و باورى نسبت‏ به ماه رجب از ديگر اديان الهى در ميان مردم به جاى مانده بود. مالك بن انس ( پيشواى مذهب مالكى) گفته است: سوگند به خدا، چشمانم تاكنون كسى را كه از نظر وارستگى، فضيلت و عبادت و پرهيزگارى برتر از امام صادق (ع) باشد، نديده است. من به حضور ايشان مى‏آمدم و او مرا مورد توجه قرار مى‏داد و احترام مى‏نمود. روزى به ايشان عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! پاداش كسى كه يك روز از ماه رجب را با ايمان و اخلاص روزه بگيرد، چيست؟ امام صادق (ع) فرمود: پدرم از پدرش و او از جدش و ايشان از رسول خدا (ص) برايم روايت كرد كه هر كس يك روز از ماه رجب را از سر ايمان و اخلاص روزه بگيرد، گناهانش آمرزيده مى‏شود. (13) بر پايه حديثى ديگر از پيامبر (ص) هر كس سه روز از ماه رجب را روزه بگيرد، خداوند ميان او و آتش جهنم به اندازه هفتاد سال راه فاصله مى‏اندازد. پروردگار مهربان به كسى كه سه روز از ماه رجب را روزه گرفته، خطاب مى‏كند كه حق تو بر من واجب شد و دوستى و ولايتم برايت ‏حتمى شد. اى فرشتگان! در حضور شما شهادت مى‏دهم كه گناهان بنده‏ام را آمرزيده‏ام. (14) علاوه بر رواياتى كه به طور عام نسبت ‏به فضيلت روزه ماه رجب تاكيد مى‏نمايد، درباره روزه گرفتن در روزهاى 13، 14 و 15 و انجام عمل «ام داود» نيز تاكيد شده است. | (نظر بدهید.) | جمعه، 13 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت مقابله با تهاجم فرهنگی 11:44 PM  در فرهنگ اسلامى روى آوردن به اعتكاف، علاوه بر بهره بردارى از فيض معنوى آن، جهاد مقدس نيز هست؛ زيرا اين مراسم عبادى - معنوى، نقش بسيار مهمى در رويارويى با نفوذ فرهنگ بيگانه ايفا مى‏كند. جوانى كه در مراسم اعتكاف، طعم شيرين ايمان و انس با خداوند را مى‏چشد، لذت‏هاى مادى و شهوانى در ديدگانش، حقير و بى‏ارزش مى‏شود و به آسانى در گرداب فساد و باورهاى ضد دينى گرفتار نمى‏شود. از سوى ديگر، چنين مراسمى خود پيامى عملى و درسى عبرت‏آميز براى مردم است. حضور جمعى از مؤمنان در مسجد براى عبادت، در حقيقت نوعى دعوت به خدا پرستى و دين مدارى است و آثار سازنده‏اى بر جامعه خواهد داشت، از همين رو، در رويارويى با تهاجم فرهنگى دشمن نبايد نقش مؤثر سنت هايى كه در باور عمومى مردم ريشه‏هاى عميق دارند، ناديده گرفته شود. بى‏ترديد مساجد، حسينيه‏ها، تكايا، هيئت‏هاى مذهبى، زيارت و اعتكاف، نقش مهمى در تربيت جامعه و گسترش فرهنگ دينى ايفا كرده و مى‏كنند. اين مقوله‏ها با آثار مثبت جانبى كه دارند، اهرم‏هاى توانمندى در مقابله با فرهنگ بيگانه‏اند. در دوران ما تهاجم دشمن ابعادى گسترده يافته، ولى اين حركت استعمارى، دست كم ريشه‏اى چند صد ساله دارد و همين پديده‏هاى سنتى هم چون اعتكاف، مردم ما را در طول سال‏هاى متمادى در برابر نفوذ فرهنگ بيگانه مصونيت ‏بخشيده است؛ (23) اما اهميت آن و نقش به سزايى كه در تصفيه و تزكيه انسان دارد براى بسيارى از مسلمانان ناشناخته مانده است. از اين رو جا دارد مبلغان اسلامى بيش از پيش بر نقش مهم آن تاكيد ورزند تا اين سنت ديرينه محمدى آن گونه كه شايسته است، جايگاه خود را در جامعه اسلامى حفظ كند. در عصر ما كه زندگى ماشينى و پيچيدگى‏هاى آن، ديده‏گان انسان را به خود خيره كرده، روابط اجتماعى گسترده شده و خلاصه دامنه سرگرمى انسان به جلوه‏ها و مظاهر مادى توسعه يافته است، تاكيد بر نقش سازنده اعتكاف، ضرورتى دو چندان مى‏يابد؛ زيرا اعتكاف انس با معشوق است كه زمينه را براى گسستن فرد از سرگرمى‏هاى پوچ فراهم مى‏آورد؛ انسان را با خداوند پيوند مى‏دهد و از آفت ‏خدا فراموشى و از خود بيگانگى نگه مى‏دارد.

اعتکاف :

اعتکاف چیست؟

مقدمه :

اعتکاف چیست؟

هرگز نمی توان ارزش همه زمانها را برابر دانست، چنان که نمی توان همه مکانها را برابر شمرد. برخی زمانها و مکانها ارزشی والا دارند. ماه رجب ارزشمند است، ماه سلوک و زدودن زنگارهای شیطانی از آیینه دل است؛ ماه ولایت و برافروختن چراغ معرفت در شبستان وجود است؛ ماه رجب گاهِ اعتکاف است. در این ماه، که هنگامه تحول است، عاکفان کوی دوست، با حضور در صحن و سرای دوست، پله های سلوک را پیموده و پله پله به خدا نزدیکتر می شوند. معتکف روزه اش، نمازش، حضورش در مسجد و دیگر اعمالش مایه تقرب است. در خانه دوست، سفره ایی از مغفرت و بخشایش گسترده شده و عاکف با صیقل روح و روان، زنگار گناه از دل می زداید و مهیای ضیافت بزرگ در ماه وصال می گردد. ماهی که عشاق از سفره پرفیض الهی، لقمه های راز بر می چینند و عطر قرآن از ژرفای دل بار یافتگان، مشام جان را می نوازد.

اعتکاف پرورش جسم و جان است، انسان آمیزه ای است از این دو و نیازمند پرورش در ابعاد وجودی خود؛ انسان به دنبال سعادت و کمال است، روح انسان نیازمند نیایش است، مناجاتی شیرین و زیبا، هم کلامی موجودی ضعیف با منشأ قدرتها. از آغاز خلقت تا صحنه رستاخیز، راز و نیاز زیباترین هنر آدمی است.                        

غفلت بد است در برخی موارد بدتر؛ جریان زمان در گذر است و با از دست دادن آهی ماند و افسوسی که به هیچ نیرزد. انسان دشمنی دارد در اوج حیله گری، با چنین دشمنی هوشیاری باید و سرعت در خیرات؛

زمان اعتکاف است. خالق مهربان قرب خلایق می طلبد. در فکر پرورش روح و روان انسان است و مقررات دینی را تشریع می کند. تنوع عبادات به دلیل نیازهای گوناگون انسانی است، هر عبادتی جوابگوی نیازی از اوست. نماز، زنگار غفلت از روان می زداید و صیقل روح و روان است. در روزه، پالایشگاه خلوص و نردبان صعود است. روزه دار پرواز در آسمان عبادت و عبودیت را می آزماید و آیینه قلبش را نورستان خدایی می کند. حج، شرکت در آزمون الهی و قطع تعلقات و دلبستگی دنیوی است. عبادات مالی؛ چون خمس و زکات و صدقات، دمیدن روح ایثار و گذشت در وجود آدمی است. اما اعتکاف، آمیزه ای از چند عبادت با فضیلت است. روزه که خود عبادتی ارزشمند است شرط اعتکاف است. حضور در مسجد و خواندن نماز هم شرط آن است. عاکف سه روز در مسجد جامع مقیم می گردد و جز برای ضروریات، کوی دوست را ترک نمی گوید. خود را از حلال باز می دارد تا با تمرین بندگی، جهاد با نفس را بیازماید. اعتکاف عهد مودّت و میثاق مجدد با پروردگار است.

در فضیلت اعتکاف این بس که معادل طواف کعبه و همتای رکوع و سجود است. خدای منّان می فرماید: "... وَ عَهَدنا اِلی ابراهیمَ وَ اِسمعیلَ اَن طَهّرا بَیتی لِلطّائِفینَ وَ العاکِفینَ وَ الرُکّعِ السُجود؛( آیه 125، سوره بقره) و ما به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان از هرگونه آلودگی تطهیر کنند."

اساساً ارزش آدمی را عملش می رساند. معتکف انسانی بزرگ و شریف است به اندازه شرافت و فضل عملش، مقدس اردبیلی یگانه زمان در علم و عمل در شرافت و فضیلت اعتکاف گوید: مبادا کسی گمان کند که اعتکاف مقدمه عبادتی دیگر است. کسی که با طهارت و در حال روزه در مسجد مقیم می شود و تعهد قربت در اعتکاف می نماید، این عمل عبادت است. اعتکاف عبادتی مستقل است به مثابه حج و عمره و روزه و نماز و هر عبادت مستقل دیگر.

و ایام بیض در پیش است زمان عرشی شدن فرشیان؛ اعتکاف با همه فضیلتش، زن و مرد را به خود می خواند، انسان را می خواند تا در دنیای های و هوی و دود و دم، معراج انسانیت را به تماشا بنشینیم. فرصت طلایی عمر در پیش است و ایام در گذر؛ پس همتی باید تا با حضوری سبز از همسفران کوی دوست بگردیم.

تعریف اعتکاف:

اعتکاف چیست؟

اعتکاف در لغت به معنای توقف در جایی است .اما تعریف اصطلاحی اعتکاف: امام خمینی (ره) در تعریف اعتکاف می فرمایند: "وَ هُوَ اللَّبَثُ فِی المَسجِدِ بِقَصدِ التَعّبُدِ بِهِ وَ لا یعتَبَرُ فِیه ضَمُّ قَصدِ عِبادَةٍ اُخری خارِجَةً عَنهُ وَ اِن کانَ هُو الاَحوِط؛ اعتکاف، ماندن در مسجد به نیت عبادت است و قصد عبادت دیگر، در آن معتبر نیست. اگر چه احتیاط مستحب نیت عبادتی دیگر، در کنار اصل ماندن می باشد. 

اهمیت اعتکاف:

اعتکاف، محو خود خواهى در امواج بلند خداگرایى و خدمت‏ به امت اسلامى است.  اعتکاف، بیرون رفتن از خانه خویش و مصمم شدن بر حضور در خانه حضرت حق است. عبادتى مستحبى و تقرب جویانه و داوطلبانه است که روزه روز سوم آن رنگ وجوب مى ‏گیرد. اعتکاف، گریز از لذت گرایى و مهار حس خود محورى و برترى جوئى و بازگشت از قبله دنیاگرایان به سمت و سوى قلب و قبله هستى است. خود سازى، محاسبه نفس، توبه و نیایش، نماز و تلاوت قرآن و استمداد از آستان قدس ربوبى از دیگر برکات‏ اعتکاف است.  اسلام، فکر جدایى از زندگى دنیا و گوشه نشینى و کناره گیرى از مردم و به تعبیر دیگر رهبانیت را باطل و ناپسند اعلام کرد، اما اعتکاف را بعنوان فرصتى براى بازگشت‏ به خویش و خداى خویش قرار داد، تا کسانى که از هیاهو و جنجال هاى زندگى مادى خسته مى ‏شوند، بتوانند چند صباحى با خداى خود خلوت کنند و جان و روح خود را با خالق هستى ارتباط دهند .اعتکاف شرایطی را فراهم می کند تا انسانها با توشه معنوى و اعتقادى راسخ و ایمان و امیدى بیشتر، به زندگى خود ادامه داده ، خود را براى صحنه‏ هاى خطر و جهاد در راه خدا آماده سازند ، همیشه با یاد خدا تلاش کنند ، خود را در محضر پروردگار ببینند ، از نافرمانى او بپرهیزند و به سوى سعادت دنیا و آخرت گام بردارند.  

اعتکاف در ادیان دیگر:

اعتکاف چیست؟

کسی به درستی نمی داند که این عبادت، از چه زمانی آغاز و کیفیت اجزا و شرایط آن در بدو شکل گیری چه چیزهایی بوده است.

با توجه به آیه 125 سوره بقره، می توان نتیجه گرفت که اعتکاف عملی بوده که در شریعت ابراهیم از مناسک و عبادات الهی محسوب می شده. و پیروان ایشان به این عمل مبادرت می ورزیدند و لذا ابراهیم و اسماعیل (ع) از طرف خداوند موظف شده بودند تا محیط لازم را برای برپایی این مراسم مهیا سازند. واگذاری این مسؤولیت خطیر به آنها، گواه بزرگی بر اهمیت عباداتی چون حج، اعتکاف و نماز در پیشگاه خداوند است.

حضرت موسی (ع) با آن که مسؤولیت سنگین رهبری و هدایت امت را به دوش داشت، برای مدت زمانی آنان را ترک و برای خلوت با محبوب خویش به خلوتگاه کوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش خداوند که فرمود: چرا قوم خود را رها کردی و با عجله به سوی ما شتافتی؟ عرض کرد: پروردگارا! به سوی تو آمدم تا از من راضی شوی (طه :83و84).

بیت المقدس از مکانهایی بود که همواره عده زیادی از انسانها، برای اعتکاف در آن گرد می آمدند و به راز و نیاز با پروردگار خویش مشغول می شدند. بزرگ این گروه، حضرت زکریا (ع) بود و از جمله کسانی که در امر اعتکاف سرپرستی می نمود حضرت مریم (ع) است. قرآن در این باره می فرماید: "وَ کَفّلَها زَکَریا کُلَّما دَخَلَ عَلَیها زَکَریا المِحرابَ وَجَدَ عِندَها رِزقاً؛ کفالت او (مریم) را زکریا بر عهده گرفت و هر زمان که به محل عبادت او می رفت برای او غذایی مهیا می دید (عمران:37)."

از قرآن مجید (مریم:16و 17) استفاده می شود که حضرت مریم (ع) آنگاه که به افتخار ملاقات با فرشته الهی نایل آمد از مردم بریده بود و در خلوت به سر می برد.

علامه طباطبائی می فرماید: گویا مقصود از دوری مریم از مردم، بریدن از آنان و روی آوردن به اعتکاف برای عبادت بوده است.

طبق روایات اهل سنت، در دوران جاهلیت هم عملی به عنوان اعتکاف در میان مردم رایج بوده است و مردم توسط این عمل به خدای خود تقرب می جسته اند.

اجداد پیامبر اسلام (ص) از پیروان دین حنیف به شمار می روند. اعتکاف در غارها و بیابانها و کوهها، به عده ای از این حنفاء نسبت داده شده است. آنان در جاهای خلوتی که از مردم دور بود به اعتکاف پرداخته و خود را در آن محبوس می کردند و جز برای نیازهای شدید و ضروری، از آن خارج نمی شدند و در آن اماکن به عبادت و تأمل و تفکر در هستی پرداخته و در جستجوی راستی و حقیقت بودند. آنها در آن اماکن خاموش و آرام مثل غار حراء، به عبادت مشغول می شدند.

پیامبر (ص) نیز مانند خود بر دین حنیف یعنی دین حضرت ابراهیم (ع) بود و عبادات متداول آن دین و از جمله اعتکاف را برپا می داشت.

قبل از بعثت حضرت محمد (ص) نیز غار حراء محل عبادت و راز و نیاز بود، حضرت رسول اکرم (ص) نیز به اعتکاف در آن مکان مشغول می شدند و در اندیشه سرنوشت بشریت فرو می رفتند.

ارکان اعتکاف:

اعتکاف چیست؟

ارکان عبادت یعنی اجزایی که اگر عمداً یا سهوا ترک شوند، آن عبادت باطل می شود. اعتکاف نیز ارکانی دارد که عبارت اند از 1) نیت؛ 2) توقف در مسجد جامع شهر یا مساجد چهار گانه معروف؛ 3 کمتر از سه روز نبودن اعتکاف؛ 4) روزه دار بودن معتکف در ایام اعتک

زمان اعتکاف:

اعتکاف در هر زمانی که انسان بتواند حداقل سه روز در مسجد بماند صحیح است، و بهترین زمان برای آن، ماه مبارک رمضان و مخصوصا در دهه آخر آن ماه می باشد.

نیت اعتکاف:

اعتکاف،همانند سایر عبادات،باید با نیت و قصد قربت‏باشد و هر گونه ریا و خود نمایی و قصد غیر الهی آن را باطل می‏کند.  در نیت اعتکاف،قصد وجه شرط نیست،یعنی لازم نیست قصد کند که اعتکاف واجب است‏یا مستحب. زمان نیت اعتکاف، وقت شروع اعتکاف است که شروع طلوع فجر می باشد و با استمرار نیت اول شب هم مانعی ندارد.اعتکاف را می توان به سه صورت به جای آورد. 1) برای خود ؛ 2) به نیابت از مردگان 3) به نیابت از زندگان.

اگر اعتکاف را به نیابت از کسی که، از دنیا رفته به جای آورد، در این صورت اعتکاف را تنها به نیابت از یک نفر می توان انجام داد ولی اگر مقصود اهدای ثواب باشد می توان ثواب اعتکاف را به چند نفر، زنده یا مرده، هدیه کرد.

در مورد نیابت از شخص زنده، در میان فقها اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری از فقها در درستی چنین اعتکافی، تردید کرده اند. در این صورت، هرگاه نایب، اعتکاف را به قصد رجا، یعنی امید به مطلوب بودن عمل نزد خدا، نه به عنوان عبادتی حتمی انجام دهد، مانعی ندارد.  

شرایط اعتکاف:

در صحت اعتکاف علاوه بر شرایط عامه تکلیف( ایمان، عقل و قدرت)، اموری شرط است:الف) قصد قربت ب) روزه: ج) سه روز روزه دار بودند. د) وقوف در  چهار مسجد: مسجد الحرام، مسجد النبی«ص»، مسجد جامع کوفه و مسجد بصره. ولی به قصد رجاء ( به امید پاداش) می توان در مسجد جامع هر شهر معتکف شد. ه)اجازه شوهر و اجازه پدر و مادر و) پیوستگی اعتکاف .

محرمات اعتکاف:

اعتکاف چیست؟

1- پرداختن به امور جنسی به معنای وسیع آن: که شامل هر نوع بهره برداری شهوانی می باشد .

2- بوییدن عطر و هر نوع بوی خوش و گیاهان معطر به قصد لذت بردن

3- مجادله و مناقشه: حرمت جدال مربوط به اموری است که معتکف بخواهد فضل و برتری خود را به دیگران نشان دهد.

4- محرمات روزه: در حال روزه یعنی از طلوع تا غروب خورشید، که معتکف روزه می گیرد، باید از محرمات روزه نیز اجتناب نماید. بعضی از فقها محرمات احرام را بر معتکف مستحب دانسته اند.

 5- خرید و فروش.

اعمال اعتکاف:

اعمال شب سیزدهم: اعمالی را باید در این شب انجام داد؛ از جمه آن ده رکعت نماز است که اگر به درستی به جا آورده شود، دارای ثواب و پاداش بزرگی است. در روایتی از پیامبر (ص) می خوانیم: « کسی که در شب سیزدهم ماه رجب ده رکعت نماز بخواند؛ بدین گونه که در رکعت اول حمد یک مرتبه و سوره عادیات هم یک مرتبه و در رکعت دوم حمد یک مرتبه سوره تکاثر نیز یک مرتبه بخواند و بقیه رکعت ها را هم به همین نحو تمام کند، خداوند متعال گناهان او را می آمرزد و اگر عاق والدین هم باشد خداوند سبحان از او راضی می شود، و همچنین در قبر نکیر و منکر به او نزدیک نمی شوند و او را نمی ترسانند و بر پل صراط هم چون برق خاطف (سریع) عبور می کند و نامه اعمالش را به دست راستش می دهند و میزان اعمالش سنگینی می کند و در بهشت فردوس هزار شهر به او اعطا می شود.»روز سیزدهم هم روزه اش ثواب فراوان دارد و برای کسی که بخواهد عمل ام داود را به جای آورد، باید این روز و دو روز بعدش را روزه بگیرد.

 

منبع:

تبیان خراسان جنوبی

احکام اعتکاف :

مطالعه هنگام اعتکاف :

پرسش : آیا می توانیم در روز هایی که معتکف هستیم ، درس های خود را مطالعه و یا مسأله درسی حل کنیم ؟

همۀ مراجع : آری مانعی تدارد . { مجموعه پرسش های دانشجویی/ج 16 / ص 140 } .

اعتکاف :

ثبت نام ۱۲ هزار نفر در مراسم اعتکاف استان:

گروه سیاسی و اجتماعی: معاون فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی قزوین گفت: ۱۲ هزار نفر از مردم استان قزوین برای شرکت در اعتکاف نام نویسی کرده‌اند:

حجت‌الاسلام عباس نظری، معاون فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی استان قزوین در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) شعبه قزوین، با اعلام این خبر گفت: این تعداد ثبت نام کننده در ۶۳ مسجد از مساجد استان قزوین معتکف خواهند شد.

نظری با اشاره به برنامه‌های این سازمان برای معتکفین گفت: سازمان تبلیغات اسلامی مدیریت فرهنگی برنامه اعتکاف را بر عهده دارد و این سازمان برنامه‌های متنوع فرهنگی زیادی همچون برگزاری حلقه‌های معرفت با موضوعات مهدویت، معارف اسلامی، نحله‌های انحرافی، پاسخ به شبهات دینی و مذهبی را در طول ایام اعتکاف به اجرا در خواهد آورد.

وی افزود: همچنین در ایام اعتکاف، تصحیح قرائت نماز و آموزش مسائل مربوط به نماز از جمله‌های فرهنگی اعتکاف خواهد بود.

معاون فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی قزوین گفت: در طول زمان برگزاری اعتکاف بسته‌های فرهنگی بین معتکفین توزیع و مسابقات فرهنگی هم برای معتکفین برگزار خواهد شد.

نظری گفت: دیدار مسئولین استانی با معتکفین هم از جمله برنامه‌های تدارک دیده شده برای ایام اعتکاف است که در زمان‌های خاصی انجام خواهد شد.

اعتکاف :

محرمات اعتکاف :

پرسش: محرمات اعتکاف کدام است ؟

محرمات اعتکاف عبارت است از :

1. نزدیکی با همسر .

2. خرید و فروش غیر ضروری .

3. استمنا (بنابر احتیاط واجب )

4. بوییدن عطر و گیاهان خوشبو به قصد لذت بردن .

5. مجادله به منظور غلبه بر دیگری و اظهار فضل .

. (مجموعه پرسش های دانشجویی/ج16/ص139 ).

آشنایی با اعتکاف :

آشنایی با اعتکاف:

آشنایی با اعتکاف

اعتکاف مخصوص اسلام نیست ‏بلکه در ادیان الهی دیگر نیز وجود داشته و در اسلام استمرار یافته است، اگر چه ممکن است اسلام پاره‏ای از خصوصیات و احکام و شرایط ویژه خود را به آن افزوده باشد.

درباره حدود و شرایط این عبادت در دیگر ادیان، اطلاعات قابل توجهی در اختیار ما نیست. مرحوم علامه مجلسی در «بحارالانوار» به نقل از طبرسی آورده است ‌ : «حضرت سلیمان(ع) در مسجد بیت‌المقدس به مدت یک سال و دو سال، یک ماه و دو ماه و کمتر و بیشتر اعتکاف می‏کرد و آب و غذا برای آن حضرت فراهم می‏شد و او در همان جا به عبادت می‏پرداخت.» (1)

 برخی از آیات قرآن نیز دال بر این است که اعتکاف در ادیان الهی گذشته وجود داشته است. خداوند متعال می‏فرماید:« و عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتی للطائفین والعاکفین والرکع السجود(2)؛ به حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع) سفارش نمودیم تا خانه‏ام را برای طواف کنندگان، معتکفان و نمازگزاران تطهیر کنند.»

از این آیه استفاده می‏شود که در زمان حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) عبادتی به نام اعتکاف وجود داشته و پیروان دین حنیف گرداگرد کعبه معتکف می‏شده‏اند. حضرت مریم (س) آن گاه که به افتخار ملاقات با فرشته الهی نایل آمد، از مردم فاصله گرفت و در خلوت به سر برد تا در مکانی خالی و فارغ از هر گونه دغدغه به راز و نیاز با خدای خود بپردازد و چیزی او را از یاد محبوب غافل نکند. به همین جهت طرف شرق بیت المقدس را که شاید محلی آرام ‏تر و یا از نظر تابش آفتاب پاک‌تر و مناسب ‏تر بود برگزید. (3)

یکی از سنت‏های حسنه و مستحبات اسلامی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی احیا شد، سنت مبارک اعتکاف است. این سنت، در طول تاریخ اسلام و ادیان آسمانی طرفداران و عاملانی داشته و در بلاد اسلامی به طور عموم و شهرهای شیعه و مراکز حوزوی به طور خاص مورد توجه بوده است.

 مساجد شهرهای مقدس نجف و کربلا و کاظمین و سامرا و مشهد و قم و اصفهان و شیراز و بسیاری دیگر از شهرهای شیعه، خاطره حضور پر نور نیایشگران و معتکفان ‏«ایام‌البیض‏» ماه رجب و احیانا دهه آخر ماه رمضان را در سینه دارد. این عبادت که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی حالت فراگیر و عمومی نداشت، در چند ساله اخیر در میان جمع کثیری از صالحان و نیکان از اقشار گوناگون اجتماعی به ویژه دانشجویان و طلاب، متداول شده است و مساجد بسیاری از شهرهای ایران و جهان اسلام پذیرای مهمانان خدا در ایام‌البیض ماه پر برکت رجب است.

اشتغال انسان به کار و زندگی و مسئولیت‏های اجتماعی، گاهی موجب غفلت می‏شود، و  باتوجه به کار، گاه از توجه به هدف باز می ماند و سبب می‏شود وظیفه بزرگ یاد خدا و توجه به خود سازی و مبدا و منتهای هستی فراموش شود. اعتکاف، آب حیات بخش در کویر غفلت‏هاست.

غفلت از «خود» و «خدای خود»، بستر مرگ ارزش‌های انسانی و نقطه سقوط از پایگاه بلند خردورزی و عشق عرفانی و عامل پیوستن به زندگی پست و حیوانی است: اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون.(4‌)

اعتکاف، بستر مناسب اندیشه و تفکر و خردورزی است. اعتکاف، تلاشی است ‏برای اینکه انسان‌های فرو رفته در غرقاب روزمره‏گی‏ها از فضای پر التهاب روزانه به سوی ‏«خویش‏» و «خدای خویش‏» باز گردند. اعتکاف زمینه بازگشت است. بازگشت ‏به قرآن و معنویت، بازگشت ‏به دعا و استمداد از عالم غیب، بازگشت از «خودمداری‏» به ‏«خداگرایی‏» .

آنها که مسئولیت‏های حساس‏تر و بزرگتری دارند، بیش از دیگران به اعتکاف و خودسازی نیاز دارند. بی‏جهت نیست که شخص رسول الله (ص) پس از هجرت، همه ساله دهه اول یا دوم و گاه هر دو دهه و در سال‌های آخر زندگی به طور منظم دهه سوم ماه مبارک رمضان را به‏ «اعتکاف‏» می‏پرداختند و به همه دست‏اندرکاران و کارگزاران و رجال سیاسی، اجتماعی درس معنویت گرایی و ذکر و نیاش و روزه و تلاوت قرآن می‏دادند.

اعتکاف، توقفی ناآگاهانه در مسجد نیست. صرف درنگ و مکث و «حبس خویشتن‏» در مسجد، بدون عشق به عبادت و قصد قربت نیست. اعتکاف، لمیدن خوابیدن و چرت زدن و احیاناً وقت‌گذرانی بیکاران و گردهمایی تفریحی- سیاحتی در مساجد بزرگ شهر نیست. در اعتکاف کسانی که کار دارند و زیاد هم کار دارند، و غرق دنیای اقتصاد و سیاست و هنر و مطبوعات و غیره هستند، باید‌ به هماهنگی کار و تلاش و فعالیت‏ها، با رضای خدا و وظیفه مکتبی بیندیشند. تنظیم فکر و اندیشه و عمل، با معیارهای الهی را تمرین کنند. کار برای امت و تامین حوائج نیازمندان، ‌ عیادت بیماران و هر کاری که در آن، خود مطرح نیست و انگیزه الهی دارد، با اعتکاف سازگار است و حتی در برخی احادیث قضای حوائج مومنان از اعتکاف برتر شناخته شده است.

پی‌نوشت‌ها:1.علامه مجلسی، بحارالانوار، ج‏14، ص‏141.
2. بقره/ ‏125
3. تفسیر نمونه، ج‏13، ص‏33.
4. اعراف179.

اعتکاف:

1- عدم جواز شرکت معتکفین در کلاس درس:

آیا در ایام اعتکاف در مسجد دانشگاه رفتن به کلاس و شرکت در درس ها جایز است؟ 2. گفتگو با تلفن همراه در مسجد در موارد غیر ضروری و مکرر چه صورت دارد؟ (در ایام اعتکاف(
جایز نیست. 2- در صورتی که ضرری به اعمال اعتکاف نزند مانعی ندارد ولی بهتر ترک آن در غیر موارد ضرورت است.
2- استحمام جهت انجام مستحبات اعتکاف
آیا رفتن به حمّام نزدیک محلّه، جهت انجام مستحبّات اعتکاف، خروج از اعتکاف محسوب، و موجب ابطال آن مى شود؟ رفتن به منزل نزدیک مسجد جهت حمّام استحبابى چطور؟
هر دو اشکال دارد.
3- پول دادن معتکف به غیر معتکفین جهت تهیه لوازم
پول دادن به افرادى که معتکف نیستند، چهت خرید لوازم مورد نیاز، مثل شامپو و خمیر دندان و مانند آن، چه حکمى دارد؟
آنچه ضرورى است، مانعى ندارد.
4- استنشاق بی اختیار عطر توسط معتکف
در مساجد معمولا عطر مى زنند، و گریزى از آن نیست، وظیفه معتکف چیست؟
عمداً استنشاق نکند.
5- استفاده از صابون و شامپوی معطر توسط معتکف
آیا معتکف مى تواند از صابونها و شامپوهاى معطّر استفاده کند؟
احتیاطاً پرهیز کند.
6- اعتکاف اشخاصی که روزه برایشان ضرر دارد
اگر روزه براى کسى ضرر داشته باشد، چه حکمى دارد؟
اعتکاف اشخاصى که روزه براى آنها ضرر دارد باطل است.
7- نگاه شهوت آلود در حال اعتکاف
آیا نگاه شهوت انگیز موجب بطلان اعتکاف و وجوب کفّاره مى شود؟
موجب بطلان اعتکاف نمى شود.
8- محرمات اعتکاف
کدام یک از محرّمات اعتکاف، باعث بطلان اعتکاف مى شود؟ و در چه مواردى کفّاره واجب مى شود؟
پنج چیز بر معتکف حرام است:
1ـ تمتّع از همسر، خواه جماع باشد، یا لمس و بوسیدن، بنابر احتیاط.
2ـ استمناء بنابر احتیاط; هر چند از طریق حلال باشد، مانند ملاعبه با همسر.
3ـ بوییدن عطریّات و بوهاى خوش; هر چند به قصد لذّت نباشد.
4ـ خرید و فروش، بلکه مطلق تجارت با نبودن ضرورت بنابر احتیاط; ولى پرداختن به امور مباح دنیوى مانند خیّاطى و امثال آن اشکال ندارد.
5ـ جدال بر سر مسائل دینى یا دنیوى به قصد غلبه کردن برطرف مقابل و اظهار فضیلت، و در این امور فرقى میان شب و روز نیست و هر یک از امور فوق اعتکاف را باطل مى کند.
9- خروج از مسجد برای معتکف
آیا اعتکاف در صورت خروج از مسجد برای شرکت در امتحان پایان ترم دانشگاه باطل است؟
در صورت ضرورت اشکالی ندارد ولی در اولین فرصت به محل اعتکاف بازگردد.
10- استفاده از زعفران در غذای معتکف
آیا استفاده از زعفران در غذای معتکف اشکال دارد یا خیر؟
اشکال دارد.

اعتکاف :

همه چي در مورد اعتكاف استفتائات اعتکاف:

استفتائات مربوط به اعتكاف بخش اول :

  آنچه در اين نوشته به صورت مساله آورده شده بر اساس فتاواى بنيانگذار جمهورى اسلامى حضرت آية الله العظمى امام خمينى قدس سره است كه از ترجمه بحث اعتكاف كتاب‏«العروة الوثقى‏»با ملاحظه حواشى معظم له و كتاب‏«تحرير الوسيله‏»استفاده شده است. فتاواى ساير مراجع معظم تقليد نيز با استفاده از تعليقات آن بزرگواران بر كتاب‏«عروة‏» آورده شده است :

تعريف اعتكاف :

1-اعتكاف،در لغت‏ به معناى توقف در جايى است و در اصطلاح احكام،عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند،با شرايطى كه خواهد آمد.

2-انسان مى ‏تواند،در حال اعتكاف،بنشيند،بايستد،بخوابد،يا راه برود.

اقسام اعتكاف :

3-اعتكاف بر دو قسم است،مستحب و واجب،كه در اصل،يك عمل مستحبى است،ولى ممكن است‏ به سببى واجب شود،كه از جمله اسباب وجوب اعتكاف،اين امور است: نذر،عهد يا قسم،مثلا انسان نذر كند يا با خداى خود عهد كند يا قسم بخورد كه اگر در فلان كار موفق شد،يا از فلان بيمارى شفا پيدا كرد چند روز در مسجد معتكف شود.(در بحثهاى آينده خواهد آمد كه حداقل مدت اعتكاف سه روز است ). شرط ضمن عقد،مثلا هنگام قرار داد اجاره منزل،صاحب خانه شرط مى ‏كند كه مستاجر هر سال پنج روز در مسجد معتكف شود و مستاجر نيز اين شرط را مى ‏پذيرد. اجاره،مثلا شخصى اجير مى ‏شود كه با دريافت مزد-يا بدون دريافت مزد-از طرف ميت در مسجد معتكف شود.(مانند نماز استيجارى) 

زمان اعتكاف :

4-در طول سال در هر زمانى كه انسان بتواند،حداقل سه روز در مسجد بماند و روزه بگيرد صحيح است (تفصيل اين مساله در بحث مدت اعتكاف و روزه اعتكاف خواهد آمد.) ولى بهترين زمان براى اعتكاف ماه مبارك رمضان و در ماه رمضان،دهه آخر آن است.

  5-س:آيا اعتكاف نذرى را مى ‏توان در ماه رمضان انجام داد؟

آية الله بهجت:مانعى ندارد.

آية الله مكارم:مانعى ندارد،مگر اينكه نيت او غير ماه رمضان باشد.

آية الله صافى:اگر نذر مطلق يا مقيد به ماه رمضان باشد اشكال ندارد.

6-س:افضل اوقات اعتكاف چه زمانى است؟ آيا ايام البيض ماه رجب فضيلت ‏خاصى براى اعتكاف دارد؟ (ايام البيض سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم.)

آية الله مكارم:بهترين اوقات اعتكاف،ماه مبارك رمضان و از همه بهتر دهه آخر آن است.

آية الله بهجت:افضل اوقات ماه رمضان است‏خصوصا در دهه آخر آن و ايام البيض رجب نيز تاكيد شده است.

شرايط اعتكاف:

7-در صحت اعتكاف،امورى شرط است كه برخى از آنها مربوط به شخص معتكف و برخى مربوط به خود اعتكاف است كه در اينجا به بيان آن شرايط،و احكام لازم آنها مى‏پردازيم.

شرايط معتكف:

1-عقل.(از ديوانه صحيح نيست)

2-ايمان (1) .(از غير مؤمن صحيح نيست)

3-قصد قربت.(هر گونه ريا و خود نمايى،اعتكاف را باطل مى‏كند).

4-روزه دارى در ايام اعتكاف.

5-اجازه گرفتن از كسى كه اجازه او لازم است.

  شرايط اعتكاف:

1-از سه روز كمتر نباشد.(زمان) .

2-در مسجد جامع باشد.(مكان).

3-ادامه ماندن در مسجد و خارج نشدن از آن.

نيت اعتكاف:

8-اعتكاف،همانند ساير عبادات،بايد با نيت و قصد قربت‏باشد و هر گونه ريا و خود نمايى و قصد غير الهى آن را باطل مى‏كند.

9-در نيت اعتكاف،قصد وجه شرط نيست،يعنى لازم نيست قصد كند كه اعتكاف واجب است‏يا مستحب.

10-كسى كه بخواهد در نيت اعتكاف،قصد وجه كند،در اعتكاف واجب نيت وجوب و در اعتكاف مستحب،نيت استحباب مى‏كند و واجب بودن اعتكاف در روز سوم ضررى ندارد،هر چند بهتر است كه از روز سوم نيت وجوب كند.

11-از آغاز تا پايان اعتكاف،بايد با نيت و قصد قربت‏باشد،بنابر اين اگر به همين قصد،اعتكاف را شروع كند صحيح است،همچنين اگر به قصد اينكه فردا معتكف شود به مسجد برود و از اول وقت(طلوع فجر)در آنجا باشد صحيح است.

استفتائات اعتکاف بخش  استفتائات مربوط به اعتكاف - بخش دوم: 

12-س:زمان نيت اعتكاف چه وقتى مى‏باشد؟و آيا اول شب مى‏شود نيت كرد؟

آية الله تبريزى:زمان نيت اعتكاف،وقت‏شروع اعتكاف است كه طلوع فجر مى‏باشد و با استمرار نيت اول شب هم مانعى ندارد.

13-س:آيا در اعتكاف نيازى به قصد نمودن عبادات ديگر هم هست؟

آية الله صافى:احتياط مستحب است.

آية الله مكارم:قصد عبادت ديگرى در آن شرط نيست.

آية الله بهجت:ظاهرا معتبر است در اعتكاف منضم شدن قصد عبادت ديگرى كه خارج از اوست.

14-س:آيا تجديد نيت در روز سوم اعتكاف مستحب لازم است؟

آية الله صافى:بهتر است كه تجديد نيت وجوب نمايد.

آية الله بهجت:تجديد نيت در روز سوم لازم نيست،گر چه احوط است.

آية الله مكارم:تجديد نيت لازم نيست.

نيابت در اعتكاف:

15-انسان مى‏تواند اعتكاف را براى خود يا براى ديگرى بجاى آورد.به قسم دوم،اعتكاف نيابتى گفته مى‏شود.

16-اعتكاف به نيابت ميت‏بى‏اشكال است ولى به نيابت از انسان زنده،بنابر احتياط به قصد رجاء،اشكال ندارد

(2) .پس به طور خلاصه می توان در اين بخش اعتكاف را اينگونه تقسيم كرد:

اعتكاف:

1-براى خود.

2-براى ديگران:

1-به نيابت از ميت

2-به نيابت از زنده ياد آورى: گر چه روزه به نيابت از انسان زنده صحيح نيست ولى روزه گرفتن در اعتكاف مانند نماز براى طواف است كه به تبع عمل ديگر لازم مى‏شود و همچنانكه طواف و نماز آن به نيابت زنده‏ها صحيح است اعتكاف و روزه آن نيز صحيح است.

17-اعتكاف به نيابت از دو يا چند نفر،صحيح نيست،ولى مى‏تواند اعتكاف را به نيت‏خود بجا آورد و ثواب آن را به ديگران اهدا كند،خواه يك نفر باشد يا چند نفر،زنده يا مرده.

18-س:آيا اعتكاف را به نيابت از كسى كه مرده است و يا به نيابت از كسى كه زنده است مى‏توان انجام داد؟

آية الله تبريزى:به نيابت از ميت مانعى ندارد ولى به نيابت از حى[زنده]اشكال دارد.

عدول از نيت اعتكاف :

19-عدول از اعتكافى به اعتكافى ديگر جايز نيست،و فرقى نيست كه هر دو واجب باشد،مثلا از اعتكاف استيجارى (كه براى ديگرى با دريافت مزد انجام مى‏دهد) به نذرى،يا هر دو مستحب،مثلا از اعتكاف براى خود به اعتكاف نيابتى تبرعى (داوطلبانه و بدون دريافت مزد) يا يكى واجب و ديگرى مستحب،مثلا از ابتدا به نيت اعتكاف نذرى در مسجد مانده و در روز دوم نيت را از نذر به استحباب برگرداند.

20-عدول از نيابت‏شخصى به نيابت از شخص ديگر جايز نيست،مثلا دو روز به نيابت‏«على‏»معتكف بوده و روز سوم به نيابت از«حسن‏»اعتكاف كند.

21-اگر قصد داشته كه اعتكاف را براى خودش انجام دهد،پس از شروع نمى‏تواند نيت را برگرداند،و به نيابت از ديگرى به اتمام برساند،همچنانكه عكس اين نيز جايز نيست.

  استفتائات اعتکاف بخش - 3 استفتائات مربوط به اعتكاف - بخش سوم  روزه اعتكاف.

22-انسان،در ايام اعتكاف بايد روزه بگيرد،بنابر اين،كسى كه نمى ‏تواند روزه بگيرد،مانند، مسافر،مريض و زن حايض يا نفساء و كسى كه عمدا روزه نگيرد،اعتكافش صحيح نيست.

23-مسافر و مريض اگر معتكف شوند صحيح نيست ولى زن حايض يا نفساء نه تنها اعتكافش صحيح نيست ‏بلكه به جهت توقف در مسجد گناه كار است.

24-اعتكاف در روز عيد فطر و قربان يا دو روز قبل از عيد به طورى كه روز سوم آن عيد باشد صحيح نيست.

25-لازم نيست كه روزه،مخصوص به اعتكاف باشد،بلكه هر روزه‏اى باشد صحيح است،مثلا در ايام اعتكاف،روزه قضا يا نذرى يا استيجارى (3) بجا آورد.

26-اگر شخصى نذر كند كه در ايام معينى معتكف شود (4) و در همان ايام روزه نذرى يا استيجارى بر عهده او باشد،مى ‏تواند در همان اعتكاف،روزه نذرى يا اجاره‏اى خود را بجا آورد. ولى اگر نذر اعتكاف بدين گونه بوده است كه روزه براى اعتكاف يا به خاطر اعتكاف باشد، كفايت از روزه نذرى يا اجاره‏اى نمى ‏كند (5) .

27-انسان مى‏ تواند نذر كند،در سفر روزه بگيرد و به نظر برخى مراجع معظم تقليد،حتى هنگام سفر هم مى‏تواند نذر كند كه روزه بگيرد و در اين صورت اعتكافش صحيح است.

به يك استفتاء توجه كنيد:

  28-س:آيا در مسافرت مى ‏شود روزه در سفر را نذر كند؟

آيات عظام خامنه ‏اى،سيستانى،بهجت:مى‏ تواند.

آية الله مكارم:اشكال دارد ولى اگر نذر كرد،احتياط آن است كه به نذر خود عمل كند.

آية الله فاضل:خير.

  29-س:آيا هر گونه روزه،و لو استيجارى و...براى اعتكاف كافى است؟

آية الله فاضل:خير،بلكه روزه اعتكاف بايد به نيت كسى باشد،كه اعتكاف به نيت او انجام مى ‏گيرد،لذا كفايت روزه استيجارى و غيره براى كسى كه در نيت‏خود اعتكاف نموده محل تامل و اشكال است.

آية الله مكارم:كفايت روزه استيجارى براى اعتكاف مشكل است.

آية الله بهجت:كافى است.

  اجازه اعتكاف:

30-اين افراد بدون اجازه،نمى ‏توانند معتكف شوند:

زن بدون اجازه شوهرش، (6) در صورتى كه اعتكاف موجب از بين رفتن حق او باشد،بنابر احتياط واجب (7) اجازه او لازم است.

فرزند بدون اجازه والدين، (8) در صورتى كه اعتكاف او موجب اذيت و آزار آنان باشد و اگر موجب اذيت و آزار آنان باشد و اگر موجب اذيت و آزار آنها هم نباشد احتياط مستحب (9) است اجازه بگيرد.

كسى كه در استخدام ديگرى است،مانند برخى از كارگران و كارمندان،در صورتى كه قرار داد اجاره به گونه‏اى است كه منفعت اعتكاف را نيز در بر مى‏گيرد،يعنى اعتكاف با عمل به اجاره منافات دارد.

31-در اعتكاف،بلوغ شرط نيست،بنابر اين اگر كودك مميز معتكف شود،صحيح است.

  مدت اعتكاف:

32-مدت اعتكاف حداقل سه روز است و در كمتر از آن صحيح نيست ولى در زياده حدى ندارد.ولى اگر پنج روز معتكف شود،روز ششم را نيز واجب است‏ بماند،بلكه بنابر احتياط واجب،هر گاه دو روز اضافه كرد،روز سومش هم بايد بماند،پس اگر هشت روز معتكف شد،روز نهم هم واجب است.

33-اين سه روز از طلوع فجر روز اول تا مغرب (10) روز سوم است،بنابر اين اگر بعد از طلوع فجر،و لو با چند دقيقه تاخير به مسجد برسد آن روز جزو اعتكاف به حساب نمى‏آيد و چنانچه قبل از مغرب روز سوم،اعتكاف را قطع كند،افزون بر آنكه كار حرامى كرده،اعتكاف نيز باطل است.

34-سه روز اعتكاف با شبهاى آن است كه حداقل سه روز و دو شب در وسط است،بنابر اين نمى ‏تواند شبها را از مسجد خارج شود،يا نذر كند كه سه روز بدون شبها در مسجد معتكف شود.

35-اگر انسان نذر كند كه دو روز معتكف شود نه بيشتر از آن،اينگونه نذر باطل است (11) ولى اگر مقيد نكرده كه بيشتر نباشد نذر صحيح است و واجب است كه روز سوم را نيز بماند.

  36-س:منظور از روز در اعتكاف چيست؟

آيات عظام تبريزى،بهجت،مكارم:منظور از روز طلوع فجر است تا غروب آفتاب چنانچه در احكام نماز ذكر شده است.  

37-س:اگر كسى نذر كند،سه روز منفصل اعتكاف كند آيا نذرش منعقد مى ‏شود؟

نذر اعتكاف كمتر از سه روز چه؟

آية الله بهجت:منعقد نمى‏شود.

آية الله صافى:الف:منعقد نمى ‏شود ب:اگر مقيد به كمتر از سه روز باشد منعقد نمى ‏شود. 

38-س:آيا بيشتر از سه روز مى ‏توان اعتكاف كرد به طورى كه آن زياده،قسمتى از يك روز يا قسمتى از يك شب باشد.

آية الله تبريزى:مانعى ندارد.

  39-س:كسى كه پنج روز در اعتكاف بوده:آيا روز ششم بر او واجب است؟

آية الله تبريزى:واجب است.

  مكان اعتكاف:

40-اعتكاف تنها در مسجد صحيح است،بنابر اين اگر كسى در خانه خود يا در تكيه،يا حسينيه يا در حرم معتكف شود صحيح نيست و از مساجد نيز تنها در اين مساجد،اعتكاف صحيح است. مسجد الحرام مسجد النبى صلى الله عليه و آله مسجد جامع كوفه مسجد بصره (12) و به قصد رجاء (يعنى به نيت مطلوب بودن و به اميد پاداش و ثواب) مى‏توان در مسجد جامع هر شهر معتكف شد. (13).

41-در اين مساله فرقى بين مردان و زنان نيست،بنابر اين اگر دختران و بانوان بخواهند معتكف شوند،بايد در يكى از همين مساجد باشد.

 42-س:آيا اعتكاف در غير مساجد جامع،مثل نمازخانه دانشگاه‏ها رجاءا اشكال دارد يا نه؟در صورت صحت،آيا احكام اعتكاف،از قبيل ترك محرمات جارى مى ‏شود يا خير؟

آية الله خامنه ‏اى:رجاءا اشكالى ندارد.

آية الله بهجت:ظاهرا جايز نيست و احكام اعتكاف را ندارد.

آية الله فاضل:اعتكاف در مسجد جامع رجاءا صحيح است و در غير از مساجد جامع جايز نيست.

آية الله سيستانى:مشروع نيست و احكام آن را ندارد.

آية الله مكارم:اعتكاف بايد فقط در مساجد جامع باشد و منظور از مسجد جامع مسجدى است كه قشرهاى مختلف شهر در آن شركت كنند.

آية الله تبريزى:اعتكاف بايد در مسجد جامع شهر باشد و اعتكاف در غير مساجد جامع صحيح نيست. 

43-س:آيا انسان مى‏ تواند نذر كند كه در شهر ديگرى معتكف شود؟

آية الله تبريزى:مانعى ندارد،بايد روزه‏اش در آنجا صحيح باشد و نذر اعتكاف در شهر ديگر، نذر روزه نيست. 

44-اگر در يك شهر،دو يا چند مسجد جامع وجود داشته باشد،در هر كدام كه بخواهد مى ‏تواند معتكف شود.

45-اگر جاى خاصى از مسجد را براى اعتكاف خود مشخص كند،چنين قصدى لغو است،و لازم نيست ‏حتما در آنجا معتكف شود.

46-اگر معتكف جنب شود و با حال جنابت در مسجد بماند اعتكاف او باطل است.چون توقف او در مسجد،حرام است. (14).

47-اگر جاى شخص ديگرى را غصب كند،يا عمدا بر فرش غصبى بنشيند،هر چند گناه كرده است ولى اعتكافش باطل نيست (15) .

48-اگر كسى از روى فراموشى يا جهل به مساله،بر فرش غصبى بنشيند،اعتكاف باطل نيست.

  49-س:اگر جاى كسى را كه معتكف بوده غصب كند،فرموده‏اند اعتكاف او باطل است،حال اگر جاهل بود يا عامد بود و حال پشيمان شده و جاى خود را عوض كند،اعتكاف او صحيح است‏يا خير؟در صورت عمد آيا كفاره دارد يا خير؟

آية الله بهجت:در فرض مذكور اعتكاف او صحيح است و در صورت بطلان كفاره ندارد.

آية الله خامنه ‏اى:اعتكاف صحيح است و كفاره هم ندارد.

آية الله سيستانى:عمدا هم اگر باشد اعتكاف صحيح است.

آية الله فاضل:على اى حال اعتكاف صحيح است.

آية الله مكارم:اگر جاهل به موضوع باشد،اعتكافش صحيح است ولى اگر غصب بودن را مى ‏دانسته و حكم اعتكاف را نمى ‏دانسته،اعتكاف او صحيح نيست و توبه در اينجا مشكل را حل نمى ‏كند.

آية الله تبريزى:چنانچه غافل بوده اعتكافش صحيح است و اگر جاهل متردد بوده يا عامد بوده اعتكافش صحيح نيست.لكن كفاره ندارد. 

50-س:اگر كسى را كه زودتر از او در مسجد رفته،بيرون كند و جايش را بگيرد،اعتكافش صحيح است‏ يا نه؟

آية الله صافى گلپايگانى:بنابر احتياط،اعتكاف او باطل مى‏شود،بايد اگر اتمام اعتكاف بر او واجب شده، آن را تمام نمايد و اگر اعاده آن،واجب است،پس از اتمام اعاده نمايد.

آية الله بهجت:اگر مكان منحصر به آنجا باشد بنابر اقوى اعتكافش باطل است.

آية الله مكارم:خالى از اشكال نيست.

آية الله فاضل:بلى اعتكاف او صحيح است و بطلان آن محل منع است.

51-س:آيا گذاشتن وسائل يا نوشتن نام و امثال آن موجب سبقت در محلى از مسجد مى ‏شود؟

آية الله مكارم:هر گاه به موقع در مسجد حضور يابند بعيد نيست موجب حق سبق باشد.

آية الله بهجت:مى ‏شود.

  52-س:تعريف مسجد جامع چيست؟

آية الله گلپايگانى:مسجد جامع مسجدى است كه اغلب اوقات بيشتر از ساير مساجد جمعيت داشته باشد.

 آية الله خامنه‏ اى:مسجدى كه براى اجتماع زيادى از اهالى آنجا ساخته شده و اختصاص به گروه خاصى يا اهالى محل ه‏اى نداشته باشد.

53-س:مسجد جامعى در شهرى ساخته شده،بعد از آن،مسجد بسيارى بزرگترى ساخته شده و آن نيز مسجد جامع معروف گشته،كداميك از اين دو مسجد،شرعا مسجد جامع مى ‏باشد،و ملاك در تعيين مسجد جامع چيست،با توجه به اينكه گاهى در اين مسجد نماز جمعه خوانده مى ‏شود و گاهى در آن و حكم اعتكاف در اين دو مسجد چيست؟

آية الله خويى:در صدق جامع بودن مسجد شرط نيست كه تنها يك مسجدباشد،پس تعدد مسجد جامع در يك شهر ضررى نمى ‏زند و اعتكاف در هر دو صحيح است،اگر جامع ناميده شود و اقامه نماز جمعه دخلى در موضوع ندارد.

54-جامع بودن مسجد را از اين راهها مى ‏توان فهميد: (16) خود انسان يقين كند. به طورى بين مردم مشهور باشد كه جامع بودن آن معلوم شود (17) . دو نفر عادل بگويند (18) . و چنانچه دو نفر در جامع بودن مسجدى اختلاف داشته باشند،با حكم حاكم نيز معلوم مى‏شود (19) .

55-اگر انسان در جايى به اعتقاد اينكه مسجد جامع است معتكف شود،بعدا معلوم شود مسجد نيست(مثلا تكيه يا حسينيه است)يا مسجد جامع نيست،اعتكاف باطل است.   حدود مسجد

56-پشت‏بام و سرداب و محراب مسجد،و هر چه به سبب توسعه مسجد آن افزوده شده جزو مسجد به حساب مى ‏آيد،مگر آنكه بدانيم،جزو مسجد نيست (20) . [در صورت شك،چنين جاهايى،حكم مسجد را دارد.]

57-به جز سه مكانى كه در مساله قبل گفته شد،جايى را كه انسان نداند جزو مسجد است‏يا از متعلقات آن،(مثل حياط مسجد)حكم مسجد را ندارد (21) و اعتكاف در آنجا صحيح نيست.

58-س:مسجدى كه علاوه بر شبستان،داراى حياط و صحن و راهرو است و در عرف همه آنها را مسجد مى ‏خوانند،آيا احكام مسجد بر آنها جارى است‏ يا نه،و در صورتى كه قصد بانى معلوم نباشد،ساختن مستراح و امثال آن در يك طرف آن صحن چه صورت دارد،دليل و قرينه بر عدم مسجديت لازم است ‏يا نه؟

آية الله گلپايگانى:با شك در آنكه صحن را جزء مسجد قرار داده،اگر اماره‏اى (علامت، نشانه‏اى) بر مسجد بودن نباشد،محكوم به مسجديت نيست،و اماره بر عدم،لازم نيست.

استفتائات اعتکاف بخش - 5  استفتائات مربوط به اعتكاف - بخش پنجم اعتكاف در دو مسجد.

59-يك اعتكاف بايد در يك مسجد باشد،پس اعتكاف در دو مسجد كه بخشى از وقت را در يكى و بخشى از آن را در ديگرى بماند صحيح نيست،خواه آن دو مسجد،متصل (22) به هم باشند يا جداى از هم،آرى اگر به گونه‏اى وصل به يكديگر باشد،كه يك مسجد شمرده شود، صحيح است.

60-اگر در مسجد معتكف شود ولى مانعى از ادامه ماندن در آن مسجد پيش آيد،اعتكاف باطل است (23) و چنانچه آن اعتكاف،واجب باشد،بايد در مسجدى ديگر و اگر مانع بر طرف شد،در همان مسجد،بار ديگر معتكف شود،يا قضا كند.

61-اعتكافى را كه به سبب پيش آمدن مانع به هم خورده است،نمى‏توان پس از آنكه مانع بر طرف شد،ادامه دهد.چه در آن مسجد يا مسجد ديگر، (24) بنابر اين اگر پس از يك روز اعتكاف در مسجد،مانع پيش آمد،نمى‏تواند به مسجد ديگرى برود و بقيه ايام را در آن مسجد بماند،يا بعد از آنكه مانع بر طرف شد،برگردد و بقيه را در همان مسجد بماند. 

خروج از مسجد:

62-در موارد ذيل معتكف مى ‏تواند از مسجد خارج شود: براى گواهى دادن در دادگاه. براى تشييع جنازه، (25) در صورتى كه ميت‏يك نحو وابستگى به معتكف داشته باشد به طورى كه شركت در تشييع جنازه او از ضرورتهاى عرفى او به حساب آيد. و براى انجام ساير كارهاى ضرورى عرفى يا شرعى،خواه واجب باشد يا مستحب،مربوط به امور دنيوى باشد يا اخروى ولى مصلحتى در آن نهفته باشد (26) .

63-و در اين موارد،بر معتكف واجب است از مسجد خارج شود: براى انجام غسل جنابت. براى پرداخت طلب ديگران،در صورتى كه نتواند در مسجد آن را بپردازد. براى انجام كار واجب ديگرى كه لازم باشد از مسجد خارج شود.

64-كسى كه خارج شدن از مسجد بر او واجب شده باشد ولى تخلف كند و خارج نشود،هر چند گناه كرده است ولى اعتكاف باطل نيست،مگر كسى كه با حال جنابت در مسجد توقف كند.

65-اگر به جهت ضرورت از مسجد خارج شد،اين امور را بايد مراعات كند: بيش از مقدار ضرورت و نياز بيرون مسجد نماند. در صورت امكان زير سايه ننشيند (27) . بلكه مطلقا ننشيند،مگر در حال ضرورت. بنابر اين احتياط واجب نزديكترين راه را انتخاب كند (28) .

66-اگر به جهت ضرورت از مسجد خارج شود و به قدرى طول بكشد كه صورت اعتكاف بر هم بخورد،اعتكاف باطل است.

67-اگر به سبب فراموشى از مسجد خارج شود،اعتكافش باطل نيست (29) .

68-س:اگر كسى از روى فراموشى محل اعتكاف را ترك كند،اعتكافش چه حكمى دارد؟ آية الله تبريزى:ظاهر اين است كه اعتكافش باطل مى ‏شود.

69-س:در چه مواردى خروج از مسجد مبطل اعتكاف است؟و در چه مواردى مبطل نيست؟ آية الله صافى:اگر عمدا و اختيارا بدون ضرورت عقلى يا شرعى يا عادى خارج شود،اعتكاف باطل مى‏شود و اگر براى امورى كه ذكر شد بيرون رود يا او را اكراه بر بيرون رفتن نمايند باطل نمى‏شود،ولى اگر نسيانا از راه فراموشى بيرون رفت اگر اتمام آن واجب شده باشد،تمام كند و اگر اعاده واجب باشد اعاده نمايد. آية الله بهجت:خروج از مسجد با عمد و اختيار مبطل است. آية الله مكارم:عمدا و اختيارا نبايد از مسجد خارج شود ولى در مواردى كه ضرورت شرعى يا عرفى داشته باشد مانعى ندارد،مانند بيرون رفتن براى قضاى حاجت و غسل جنابت و مانند آن يا امثال تشييع جنازه نزديكانى كه اگر در آن شركت نكند امر شايسته‏اى نيست.

70-س:در مواردى كه مى ‏توان از مسجد خارج شد آيا مى‏ توان نشست ‏يا در سايه رفت ‏يا در جماعت‏ حاضر شد؟ آية الله صافى:جواز بيرون رفتن براى جماعت مورد اشكال است.

71-س:خارج شدن معتكف از مسجد در موارد ذيل چه حكمى دارد؟

الف:براى وضو و غسل مستحبى و مسواك زدن.

ب:جهت تلفن زدن به خانواده در موارد غير ضرورى و امور متعارف.

ج:جهت ديدار با خانواده در بيرون و در حياط.

آية الله خامنه ‏اى:

الف-جايز است اما زياد معطل نشود.

ب-در موارد ضرورى اشكالى ندارد و در موارد غير ضرورى اگر امور مستحبى را در بر بگيرد و طول هم نكشد اشكالى ندارد.

  ج-در بعضى موارد اشكالى ندارد،مثل رسيدگى امور خانواده و ديدن فرزندان كه عدم ديدار باعث مفسده و اشكالاتى مى‏ شود.

آية الله بهجت:ضابطه كلى در موارد جواز خروج نيست،هر كارى كه خروج براى آن عقلا يا شرعا يا عادتا لازم است از امور واجبه باشد يا راجحه چه متعلق به امور دنيا باشد يا امور آخرت ولى بايد اقرب طرق را مراعات نمايد و اقتصار كند بر مقدار حاجت و ضرورت،البته خروج هم به قدرى طول نكشد كه محو صورت اعتكاف شود.

آية الله سيستانى:به احتياط واجب جايز نيست،مگر در مورد حاجت ضرورى باشد.

آية الله تبريزى:خارج شدن معتكف از مسجد در موارد مذكور جايز نيست.

آية الله فاضل:مانعى ندارد،ولى تلاش كنند اين امور با سرعت انجام شده و هر چه سريعتر به مسجد بر گردند.

آية الله مكارم:الف-براى وضو و غسل مستحبى اشكالى ندارد و براى مسواك كه مقدمه آن باشد نيز اشكالى ندارد. ب-اشكال ندارد. ج-اشكال دارد. 

محرمات اعتكاف:

72-آنچه بر معتكف حرام است‏به طور اجمال بدين شرح است: استفاده از عطريات و گياهان خوشبو خريد و فروش مجادله استفاده شهوانى از جنس مخالف استمناء (يعنى انسان با خود كارى كند كه از او منى بيرون آيد.) 

توضيح محرمات اعتكاف:

73-بوئيدن عطريات (30) و گياهان خوشبو براى كسى كه از آن لذت مى‏برد در حال اعتكاف حرام است،پس براى كسى كه حس بويايى ندارد اشكال ندارد.

74-در حال اعتكاف،خريد و فروش و بنابر احتياط واجب،هر نوع داد و ستدى،مانند اجاره و مضاربه حرام است.

75-هر چند داد و ستد در حال اعتكاف حرام است،ولى باطل كننده اعتكاف نيست.

76-اشتغال به امور دنيوى،مانند خياطى،نساجى نقاشى،مطالعه و امثال آن اشكال ندارد.

77-در حال اعتكاف مجادله در امور دنيوى و دينى در صورتى كه به قصد غلبه بر طرف مقابل و اظهار فضيلت و برترى باشد حرام است،اما اگر به قصد اظهار حق و بازداشتن طرف از طريق باطل باشد نه تنها حرام نيست،بلكه از افضل طاعات و عبادات است.

78-هر گونه استفاده شهوانى از جنس مخالف،نظير لمس،بوسه (31) و آميزش حرام است و فرقى در اين مساله بين زن و مرد نمى‏ باشد.

79-در حال اعتكاف نگاه از روى شهوت به همسر خود اشكال ندارد،هر چند احتياط مستحب ترك آن است.

80-استمناء نيز بنابر احتياط واجب از محرمات اعتكاف شمرده شده است،هر چند از راه حلال آن،مانند بازى با همسر باشد.گر چه استمناء حرام در هر حال حرام و از گناهان بزرگ است ولى در حال اعتكاف گناهى بزرگتر است.

81-معتكف بايد روزها را روزه‏دار باشد و از هر كارى كه روزه را باطل مى‏كند،پرهيز كند و هر آنچه روزه را باطل مى ‏كند،اعتكاف را نيز باطل مى ‏كند.

82-اگر معتكف جماع كند اعتكافش باطل است ولى اگر يكى ديگر از محرمات را مرتكب شود، (32) احكام مفصلى دارد كه در بحث‏«قضا و كفاره اعتكاف‏»خواهد آمد.

83-بر معتكف واجب نيست از كارهايى كه بر محرم حرام است،مثل پوشيدن لباس دوخته و كندن مو از بدن و نگاه در آينه پرهيز كند،هر چند احتياط مستحب (33) است.

84-بجز مبطلات روزه،ساير محرمات،اختصاص به روز نداد،بلكه در شب نيز بايد از آنها پرهيز كند.

استفتائات اعتكاف بخش - 6 استفتائات مربوط به اعتكاف - بخش ششم :

۸5-س:عطر و گلاب زدن يا بو كردن عطر و گلاب اعتكاف را باطل مى ‏كند يا خير؟

آية الله تبريزى:استعمال عطر و گلاب چنانچه مستلزم بو كردن آن باشد،هر چند بر معتكف حرام است لاكن بطلان اعتكاف از جهت آن محل اشكال است و اگر معتكف در روز سوم اين كار را كرده بايد اعتكافش را تمام كند.

آية الله سيستانى:بو كردن آنها اعتكاف را باطل مى‏كند.

آية الله بهجت:اگر با تلذذ باشد بنابر احتياط باطل مى‏شود و احتياط واجب در صورت وجوب اعتكاف [آن است كه]آن را تمام كند و سپس قضا نمايد. 

86-س:آيا در صورت نياز مى ‏تواند خريد و فروش نمايد؟آيا توكيل يا نقل به غير بيع لازم است (يعنى به شخص ديگرى وكالت دهد تا از طرف او خريد و فروش كند يا به غير خريد و فروش،مثلا با قرض يا بخشش نقل و انتقال كنند.)؟

آية الله مكارم:در صورت عدم امكان توكيل يا نقل به غير بيع اشكالى ندارد.

آية الله بهجت:در صورت اضطرار براى حاجت‏ خودش مانعى ندارد. 

87-س:ارتكاب سهوى محرمات اعتكاف چه حكمى دارد؟

آية الله فاضل لنكرانى:ارتكاب سهوى سائر محرمات غير از جماع ضرورى به اعتكاف نمى ‏زند.

آية الله مكارم:خالى از اشكال نيست.

آية الله بهجت:ارتكاب سهوى،حرام و مبطل نيست.

  قطع اعتكاف:

88-براى شناخت‏ حكم قطع اعتكاف بايد اقسام آن را شناخت.

  اقسام اعتكاف:

واجب معين: پس از شروع قطع آن جايز نيست.

واجب موسع :پس از تكميل دو روز، قطع آن جايز نيست.

مستحب: پس از تكميل دو روز، قطع آن جايز نيست.

توضيح:

اگر اعتكاف،واجب معين باشد،يعنى وقت مشخص داشته باشد،مثلا نذر كند از 21 تا 26 ماه رمضان در مسجد معتكف شود،همين كه اعتكاف را شروع كرد اتمام آن واجب و قطع آن غير جايز است. و اگر اعتكاف،واجب موسع باشد،يعنى وقت آن وسعت دارد،مثلا نذر كرده باشد كه امسال،يا در اين ماه سه روز معتكف شود،يا اعتكاف مستحب باشد،تا قبل از تكميل دو روز مى ‏تواند آن را رها كند،مثلا در روز اول،شب اول يا روز دوم،ولى اگر اعتكاف را رها نكرد و در مسجد ماند تا غروب روز سوم در اين صورت،بر او واجب است كه اعتكاف را كامل كند و روز سوم را بماند.

89-انسان مى ‏تواند از آغاز،هنگام نيت،شرط كند كه اگر مشكلى پيش آمد-مثلا بگويد اگر هوا سرد شد-اعتكاف را رها مى ‏كنم،در صورت پيش آمدن مانع،رها كردن اعتكاف اشكال ندارد،حتى در روز سوم.

90-در اعتكاف نذرى،انسان مى‏ تواند هنگام خواندن صيغه نذر شرط كند كه اگر مانعى پيش آمد اعتكافم را رها كنم.

91-س:آيا معتكف مى ‏تواند به هنگام نيت اعتكاف شرط كند كه هر زمان خواست از اعتكاف خود رجوع كند؟اگر بعد از نيت‏ حكم شرط خود را ساقط نمود،آيا شرط او ساقط مى‏ شود يا خير؟

آية الله تبريزى:مى ‏تواند شرط كند و با اسقاط ساقط نمى ‏شود.

  92-س:اگر شرط رجوع در وقت نذر كردن براى اعتكاف باشد چه حكمى دارد؟

آية الله تبريزى:مثل شرط كردن در زمان نيت اعتكاف است و چنانچه اعتكاف را به عنوان وفاء به نذر مزبور انجام دهد،حتى در روز سوم مى ‏تواند رجوع كند. 

قضاء و كفاره اعتكاف قضاء :

93-اگر در حال اعتكاف جماع كند-عمدا باشد يا سهوا (34) پس اگر اعتكاف،واجب معين باشد، بايد قضاى آن را بجا آورد.و اگر واجب غير معين باشد،بايد آن را از سر بگيرد.

94-اگر يكى ديگر از محرمات اعتكاف را سهوا انجام دهد (35) و اعتكاف: واجب معين باشد:بنابر احتياط واجب بايد اعتكاف را به پايان ببرد و قضاى آن را بجا آورد. واجب غير معين باشد:اگر در دو روز اول باشد بايد اعتكاف را از سر بگيرد و اگر روز سوم باشد،اعتكاف را به پايان ببرد و از سر بگيرد. اگر اعتكاف مستحب را بعد از روز دوم باطل كند،بايد (36) قضاى آن را بجا آورد.ولى اگر قبل از اتمام روز دوم باطل كند،چيزى بر عهده او نيست.

95-واجب نيست قضاى اعتكاف را فورا (37) بجا آورد،گر چه احتياط مستحب است.

96-س:اگر كسى نذر كند ايام معينى را معتكف باشد و از آن ايام معين تخلف نمايد-يك روز يا بيشتر-آيا قضاء بر او واجب است ‏يا خير؟

آية الله تبريزى:بنابر احتياط،قضاى آن واجب است.

  كفاره:

97-اگر اعتكاف واجب را با آميزش(جماع)باطل كند،كفاره واجب است و در ساير محرمات كفاره نيست،هر چند احتياط مستحب است.

98-اگر در دو روز اول اعتكاف مستحب آميزش كند و اعتكاف را رها نكند بنابر احتياط واجب كفاره لازم است.

99-كفاره بطلان اعتكاف،مانند كفاره روزه ماه رمضان است،يعنى،بايد: -دو ماه روزه بگيرد. -يا به 60 مسكين،طعام بدهد. -يا يك برده را آزاد كند.

100-احتياط مستحب است (38) كه اگر ممكن است‏يك برده آزاد كند و در صورت ناتوانى دو ماه روزه بگيرد و چنانچه نتواند روزه بگيرد،به 60 فقير طعام بدهد. «و الحمد لله اولا و آخرا».

  پى ‏نوشتها:

1.آية الله سيستانى:ايمان شرط صحت اعتكاف نيست،هر چند در استحقاق ثواب معتبر است.

آية الله مكارم:ايمان شرط قبول اعتكاف است نه صحت آن.

شرط ايمان در فتاواى حضرت آية الله صافى ذكر نشده است.

2.آية الله گلپايگانى:اعتكاف به نيابت از زنده بنابر احتياط واجب صحيح نيست.

فتاواى حضرت آية الله صافى ذكر نشده است.

3.آية الله مكارم:روزه استيجارى بنابر احتياط واجب كفايت نمى‏ كند.

آية الله فاضل:بنابر احتياط واجب،روزه براى ديگرى خواه استيجارى باشد يا مثلا قضاى روزه پدر كه پسر بزرگتر واجب است‏باشد اگر اعتكاف براى همان كسى كه برايش روزه مى‏گيرد نيست كفايت نمى ‏كند.

4.آية الله فاضل:اگر نذر كرده باشد كه ايام معينى معتكف شود نمى ‏تواند براى آن ايام روزه استيجارى قبول كند.

5.آية الله گلپايگانى:مگر آنكه هر دو روزه را قصد كند كه در اين صورت،اعتكافش صحيح است هر چند به جهت مخالف با نذر گناه كرده است.نظر حضرت آية الله صافى به دست نيامد.

6.آية الله اراكى:نسبت‏به دو روز اول اجازه لازم است.

7.آية الله گلپايگانى،آية الله صافى:اجازه لازم است و اگر موجب از بين رفتن حق او نباشد، اجازه او براى اعتكاف لزومى ندارد ولى بدون اجازه شوهر نمى‏تواند از خانه بيرون رود.بنابر اين جايز بودن اعتكاف بستگى به اجازه شوهر دارد و چنانچه اجازه ندهد،اعتكاف باطل است.

آية الله سيستانى:اگر توقف او در مسجد بدون اجازه شوهر حرام باشد،اعتكافش باطل است.

آية الله خويى:اگر منافات با حق شوهر داشته باشد اجازه او لازم است و اگر منافات نداشته باشد و روزه او مستحبى باشد،بنابر احتياط واجب باز هم اجازه لازم است.

8.آية الله گلپايگانى:بنابر احتياط واجب،ولى اگر فرزند را نهى كنند و مخالفت‏با آنان سبب اذيت و آزارشان باشد اعتكاف باطل است.

9 آية الله اراكى:نسبت‏به فرزند اجازه والدين شرط است و نسبت‏به زن اجازه شوهر بنابر احتياط واجب لازم است.

10.آية الله خويى،آية الله سيساتى:بنابر احتياط واجب تا مغرب. آية الله مكارم:تا غروب آفتاب.

11.آية الله خويى،آية الله سيستانى:اگر همين اعتكاف مستحبى معروف را نذر كرده باشد باطل است،ولى اگر اين اعتكاف نباشد،مثلا مقصودش ماندن در مسجد باشد،صحيح است.

12.در روايتى آمده است،اعتكاف تنها در مساجدى صحيح است كه پيامبر يا وصى پيامبر در آن نماز جماعت‏خوانده باشد و در دو مسجد اول پيامبر صلى الله عليه و آله و حضرت على عليه السلام و در دو مسجد ديگر حضرت على عليه السلام نماز جماعت‏ خوانده‏ اند و اعتكاف در مسجد جامع نيز در برخى روايات ديگر آمده است(وسائل الشيعه،ج 7،ص 406).

13.آيات عظام،خوئى،گلپايگانى،اراكى،سيستانى،صافى،مكارم:اعتكاف در مسجد جامع نيز صحيح است هر چند احتياط آن است كه در يكى از آن چهار مسجد معتكف شود.

14.آية الله خويى:هر چه با حال جنابت در مسجد توقف كند،جزء اعتكاف نيست.

15.آيات عظام گلپايگانى،اراكى،صافى:بنابر احتياط واجب اعتكافش باطل است.

آية الله خويى:اگر جاى كسى را غصب كند اعتكافش اشكال دارد ولى اگر بر فرش غصبى بنشيند اعتكاف باطل نيست.

آية الله مكارم:به احتياط واجب،اعتكافش باطل نيست.

16.نظر آية الله صافى در اين مساله به دست نيامد.

17.آية الله سيستانى:يا اطمينان حاصل شود.

18.آيات عظام خويى،فاضل،مكارم:يك نفر عادل هم بگويد كفايت مى‏كند.

19.آية الله گلپايگانى،آية الله اراكى:به هر حال،حكم حاكم كفايت مى‏كند. آية الله مكارم:حكم حاكم بنابر احتياط واجب كافى نيست.

20.آية الله سيستانى:در صورتى كه نشانه‏اى بر اينكه جزء مسجد است وجود داشته باشد حكم مسجد را دارد.

آية الله صافى:افزوده‏هاى مسجد،تا معلوم نشود جزء مسجد است‏حكم مسجد را ندارد.

21.آية الله سيستانى:اگر نشانه‏اى بر مسجد بودن آن وجود نداشته باشد.

آية الله مكارم:مگر آنكه ظاهر حال دلالت داشته باشد كه جزو مسجد است.

22.آية الله مكارم:اعتكاف در دو مسجد متصل به هم اشكال ندارد.

23.آية الله مكارم:اعتكاف باطل نيست و ادامه آن را در مسجد ديگرى به پايان ببرد.

24.آية الله مكارم:به حاشيه مساله قبل مراجعه شود.

25.آيات عظام اراكى،گلپايگانى،خويى:خارج شدن از مسجد براى شركت در تشييع جنازه مطلقا جايز است.

26.آية الله اراكى،آية الله خويى:براى شركت در نماز جماعت نيز مى‏تواند از مسجد خارج شود.

آية الله سيستانى:در صورتى كه ناچار باشد بيرون رود.

27.آيات عظام،خويى،گلپايگانى،اراكى:و زير سايه راه نرود. آية الله صافى:بنابر احتياط واجب زير سايه راه نرود و مطلقا زير سايه ننشيند.

28.آية الله مكارم:انتخاب نزديكترين راه واجب نيست،مگر آنكه اختلاف دو راه بسيار زياد باشد.

29.آية الله خويى،آية الله سيستانى:باطل است.

آية الله گلپايگانى:بنابر احتياط واجب باطل است.

30.آية الله سيستانى،آية الله مكارم:نسبت‏به عطريات لذت بردن معتبر. نيست،پس اگر بوى آن را احساس كند،هر چند لذت نبرد حرام است.

آية الله فاضل:اگر بو را احساس مى‏كند ولى لذت نمى‏برد،بنابر احتياط واجب بايد پرهيز كند.

31.آيات عظام خويى،مكارم،سيستانى،صافى:لمس و بوسه،بنابر احتياط واجب حرام است.

32.آية الله خويى،آية الله اراكى:در غير جماع اگر سهوا باشد اعتكاف. باطل نيست.

آية الله گلپايگانى،آية الله مكارم:بنابر احتياط واجب اعتكاف باطل است.

آية الله سيستانى:جماع نيز حكم ساير محرمات را دارد.

33.آية الله مكارم:نسبت‏به نپوشيدن لباس دوخته و پوشيدن لباسى مانند لباس احرام، احتياط مستحب نيست‏ بلكه بهتر است نپوشند،چون خلاف عمل افراد متشرع و ممكن است گمان بدعت نيز داشته باشد.

34.آيات عظام گلپايگانى،خويى،اراكى:اگر در اعتكاف واجب،سهوا جماع كند،بنابر احتياط واجب،اعتكاف را دوباره انجام دهد.

35.آية الله گلپايگانى:احتياط در تمام موارد ترك نشود.

36.آية الله سيستانى:بنابر احتياط واجب.

37.آية الله سيستانى:ولى به قدرى تاخير نيندازد كه سهل انگارى به شمار آيد.

38.آية الله خويى:بلكه واجب است‏به همين ترتيب عمل كند. احکام اعتکاف : احكام اعتكافمعتكفين توجه نمايند كه احكام زير بصورت كلي و خلاصه بيان شده است. لذا جهت كسب اطلاعات دقيق تر به  رساله توضيح المسائل مراجعه نمايند.

تعريف اعتكاف : در لغت به معناي توقف در جايي و در اصطلاح احكام به معناي ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند با شرايطي خاص ( كه در اين شرايط انسان مي تواند، بنشيند، بايستد، بخوابد، يا راه برود.

اقسام اعتكاف :

1- مستحب.

2- واجب. علت وجوب اعتكاف نذر - عهد - قسم است ) در طول سال هر زماني كه انسان بتواند حداقل سه روز بعد در مسجد بماند و روزه بگيرد. بهترين زمان براي اعتكاف ماه رمضان به ويژه دهه آخر آن و همچنين 13 و 14 و 15 ماه رجب.

شرايط معتكف :

1- عاقل.

2- با ايمان.

3- قصد قربت به خدا.

4- روزه گرفتن.

5- اجازه گرفتن از كسي كه اجازه از او لازم است.

شرايط اعتكاف :

1-كمتر از سه روز نبوده.

2- در مسجد جامع باشد.

3- ادامه ماندن در مسجد و عدم خروج از آننيت اعتكاف :‌ به قصد قربت ولي لازم نيست كه بگويد اعتكاف واجب است يا مستحب نيابت اعتكاف : اعتكاف را مي توان براي خود و ديگران به جا آورد.  اعتكاف به نيابت از ميت بي اشكال است ولي به نيابت زنده بنابر احتياط به قصد رجاء اشكال ندارد.

روزه اعتكاف : انسان در ايام اعتكاف بايد روزه بگيرد بنابر اين كسي كه نمي تواند روزه بگيرد ( مانند مسافر ،‌ مريض ، و زن حائض يا نفساء و كسي كه عمدا روزه نگيرد ) اعتكافش صحيح نيست. اعتكاف در روز عيد فطر و قربان و يا روز قبل از عيد صحيح نيست. در اعتكاف مي توان روزه قضا، نذري، يا استيجاري به جا آورد.

اجازه اعتكاف :

1- زن از شوهر : در صورتيكه اعتكاف موجب از بين رفتن حق او باشد.

2- فرزند از والدين در صورتيكه اعتكاف موجب اذيت و آزار آنان باشد

.3- مستخدمين ( كارمندان و كارگران ) در صورتيكه قرارداد اجاره به گونه اي اعتكاف را در برگيرد. يعني اعتكاف به عمل اجاره منافات دارد.

مدت اعتكاف : سه روز مي باشد و كمتر از آن صحيح نيست. اگر كسي دو روز در مسجد بماند، ماندن روز سوم بر او واجب مي شود.مكان اعتكاف :اعتكاف تنها در مساجد جامع و مسجد الحرام، مسجد النبي ، مسجد بصره و مسجد كوفه صحيح است.فردي كه جاي كسي را غضب كند معصيت كرده ولي اعتكافش صحيح است.فرد جنب نبايد با حال جنابت در مسجد بماند و بايد آن را ترك نمايد.

حدود مسجد : پشت بام، سرداب، محراب، و هر چه سبب توسعه به مسجد اضافه شود. بستگي به نيت واقف هم دارد.

خروج از مسجد :

1- براي گواهي در دادگاه

2- براي تشييع جنازه ( ميت از وابستگان است و شركت در آن ضروري است)

3- براي انجام كارهاي ضروري ( عرفي ، شرعي ، واجب ، مستحب ، دنيوي ، اخروي ) | (نظر بدهید.) | جمعه، اعتكاف از نظر مكان محدوديت ‏خاص دارد. نظريه معروف آن است كه اعتكاف تنها در يكى از مساجد چهارگانه ( مسجدالحرام، مسجدالنبى، مسجد كوفه و مسجد بصره ) جايز است. امام رضا (ع) فرموده‏اند: «اعتكاف ليلة فى مسجد الرسول و عند قبره يعدل حجة و عمرة

(15)؛ يك شب اعتكاف در مسجد پيامبر و نزد قبر او معادل يك حج و يك عمره است.» ولى گروهى از فقها اعتكاف در مسجد جامع هر شهر و منطقه را نيز روا دانسته‏ اند.

(16) البته در مورد مسجد جامع نيز برخى برآنند كه بايد به قصد رجاء و به اميد اين كه شايد مطلوب درگاه الهى باشد، اعتكاف نمود.

(17) اعتكاف در ساير مساجد مانند مسجد محله و بازار تنها به نظر شمار اندكى از فقيهان شيعه جايز است.

(18) مقصود از مسجد جامع در هر شهر و منطقه، مسجدى است كه معمولا مردم بيشترى در آن جا گرد .مى‏آيند.

(19)؛ به عبارت ديگر، مسجدى كه اغلب اوقات بيشتر از ساير مساجد جمعيت داشته باشد.

(20) شيخ لطف الله ميسى اصفهانى در كتاب «رساله اعتكافيه‏» به نقل احاديثى در باب اعتكاف پرداخته و ضمن بيان احاديث، شواهدى را در جواز اقامه اعتكاف در مسجد جامع، نصب قبه و نيز احياى دهه آخر ماه رمضان ذكر مى‏كند. روشن است كه در محل اعتكاف اختلافى در ميان فقهاى شيعه وجود دارد. اين اختلاف ناشى از اين روايت است كه اعتكاف در مسجدى جايز است كه امام عدل، جماعتى در آن برگزار كرده باشد. برخى از فقها صرفا همين چند مسجد ( كوفه، بصره، مدينه و مكه) را براى اعتكاف جايز شمرده‏اند و برخى ديگر مساجد ديگر را نيز براى اعتكاف مجاز شمرده‏اند. از اين دسته دوم، گروهى تنها مساجد جامع را معين كرده اند و برخى همه مساجد جماعات را. شيخ لطف الله بر اين باور بوده كه در تمامى مساجد جامع و حتى جماعت اعتكاف جايز است، ولى درباره روايتى كه «امام عدل‏» را مطرح كرده چنين اظهار مى‏كند كه مقصود از امام عدل، اعم از امام معصوم و غير معصوم است. شيخ تاكيد دارد كه اصولا سؤال درباره مساجد بغداد بوده و روشن است كه وجه عدل نمى‏توانسته ارتباطى با امام معصوم براى اقامه نماز در آن مساجد داشته باشد. وى با اشاره به آراء برخى از فقهاى متقدم در اين كه تنها در مساجد اربعه اعتكاف رواست، اسامى جمعى از علماى عصر خود را كه اغلب علماى جبل عامل هستند، ذكر كرده و رأى آنان را چنين دانسته كه در هر مسجد جامعى اعتكاف جايز است. از جمله آنان مرحوم شيخ بهايى است كه در هنگام تاليف اين رساله در قيد حيات بوده است و نيز شيخ على بن عبدالعالى ميسى، جد نويسنده، و نيز شهيد ثانى و بسيارى ديگر.

(21) در اين جا ممكن است اين پرسش مطرح شود كه با توجه به آثار سازنده اعتكاف آيا بهتر نيست اعتكاف در هر مسجدى را جايز بدانيم تا همگان به آسانى بتوانند از اين عبادت بهره‏مند شوند؟ در پاسخ بايد گفت: عبادت‏هاى دينى كاملا توقيفى هستند؛ بدين معنا كه شرايط و احكام آن را بايد از متون اسلامى و دستورهاى شرعى اخذ كرد. هرگاه از ادله معتبر استفاده شود كه محل اعتكاف، مسجد جامع است، نمى‏توان از روى ذوق و سليقه شخصى در شرط عبادت تصرف نمود و دامنه آن را توسعه داد. اساسا برخى عبادت‏ها از نظر مكان، داراى محدوديت ‏خاصى هستند. مثلا مراسم و اعمال حج‏ بايد در مكان‏هاى معينى انجام شود؛ از اين رو انجام دادن اعمال حج در غير از محل‏هاى مقرر بى‏ معناست. در مورد اعتكاف نيز هرگاه با ادله معتبر ثابت‏ شود كه جايگاه آن مسجد جامع است، مى‏فهميم كه شارع مقدس اين عبادت را تنها در اين ظرف مكانى معين از ما خواسته است. البته در تشريع اين حكم حتما مصالحى مورد نظر بوده است كه شايد عقل ما نتواند به طور يقين بدان دست‏ يابد. شايد اسلام با منحصر نمودن اعتكاف در مسجد جامع بخواهد نوعى كنترل بر كميت و كيفيت آن وجود داشته باشد و در كنار اين عبادت، ارزش‏هاى ديگرى مانند وحدت و همراهى و همدلى نيز مطرح شود.

(22) انسان معتكفى كه به آداب اعتكاف پايبند است در هر موردى از نماز خواندن، دعا كردن، انديشيدن، شب زنده دارى و گريستن، به گنجينه هايى از رحمت‏ خاص خدا دست مى‏يابد كه گرانبهاترين سرمايه زندگانى و بهترين زاد و توشه آخرت او خواهد بود. هم چنين گاهى خداوند به خاطر تأديب انسان‏ها يا به خاطر عقوبت آنان نسبت ‏به ستمكارى‏ها و معاصى روز افزون شان، اراده نزول عذاب مى‏كند و بلايى چون خشكسالى يا زلزله يا بيمارى عمومى و مانند آن را تقدير مى‏نمايد، ولى عمل صالح گروهى از آنان باعث دفع بلا مي گردد و به گونه‏اى كه خود نيز متوجه نيستند از تحقق عذاب و عقاب الهى جلوگيرى مى‏كنند: «... و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون(انفال/ ‏33)؛ و خداوند آنان را عذاب نمى‏كند تا زمانى كه استغفار مى‏كنند.» اعتكاف خالصانه جمع كثيرى از مردم جامعه ما، مى‏تواند چنين نقشى را در اجتماع اسلامى داشته باشد؛ يعنى زمانى كه قدرناشناسى مردم نسبت‏ به نعمت‏هاى الهى اوج مى‏گيرد و غفلت از خدا به شكل‏هاى گوناگون در بين مردم رواج مى‏يابد و پول‏ پرستى و شهوترانى، بخش عظيمى از جامعه را از عبادت خدا دور و به حقوق ديگران بى ‏توجه مى‏سازد، خطر نزول بلا نزديك مى‏شود؛ اما گريه‏ها و تضرع‏ها و نمازها و روزه‏هاى معتكفين، رحمت‏ خدا را بر مى‏انگيزاند و به آبروى آنان، عاصيان نيز در امان مى‏مانند. |

اعتكاف از نظر زمان محدود به وقت ‏خاص نيست؛ تنها از آن رو كه لازمه اعتكاف، روزه گرفتن است، بايد در زمانى اعتكاف شود كه شرعا بتوان روزه گرفت. پس هر گاه روزه گرفتن صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است، ولى بهترين زمان براى اعتكاف دهه آخر ماه مبارك رمضان، و ايام البيض ماه رجب است. اعتكاف در دهه آخر ماه رمضان، با آماده سازى انسان براى درك ليلة القدر و بهره بردارى از فيض اين شب گرانقدر، بى‏ارتباط  نيست. در كشور ما اكنون اعتكاف در سه روز از ماه رجب بيش از اعتكاف در دهه پايانى ماه رمضان رواج دارد؛ و اين سه روز از چند نظر حائز اهميت است: اول آن كه ماه رجب، ماه حرام است و از روايات استفاده مى‏شود كه اعتكاف در ماه‏هاى حرام، نسبت‏ به ديگر ماهها از فضيلت ‏بيشترى برخوردار است. ثانيا: روزه در ماه رجب داراى فضيلتى خاص است، زيرا ماه رجب ماه  بزرگى است كه مردم حتى در جاهليت نيز حرمت آن را  پاس مى‏داشتند. اسلام نيز بر احترام و منزلت آن افزود.

(12) ظاهرا چنين رفتار و باورى نسبت‏ به ماه رجب از ديگر اديان الهى در ميان مردم به جاى مانده بود. مالك بن انس ( پيشواى مذهب مالكى) گفته است: سوگند به خدا، چشمانم تاكنون كسى را كه از نظر وارستگى، فضيلت و عبادت و پرهيزگارى برتر از امام صادق (ع) باشد، نديده است. من به حضور ايشان مى‏آمدم و او مرا مورد توجه قرار مى‏داد و احترام مى‏نمود. روزى به ايشان عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! پاداش كسى كه يك روز از ماه رجب را با ايمان و اخلاص روزه بگيرد، چيست؟ امام صادق (ع) فرمود: پدرم از پدرش و او از جدش و ايشان از رسول خدا (ص) برايم روايت كرد كه هر كس يك روز از ماه رجب را از سر ايمان و اخلاص روزه بگيرد، گناهانش آمرزيده مى‏شود.

(13) بر پايه حديثى ديگر از پيامبر (ص) هر كس سه روز از ماه رجب را روزه بگيرد، خداوند ميان او و آتش جهنم به اندازه هفتاد سال راه فاصله مى‏اندازد. پروردگار مهربان به كسى كه سه روز از ماه رجب را روزه گرفته، خطاب مى‏كند كه حق تو بر من واجب شد و دوستى و ولايتم برايت ‏حتمى شد. اى فرشتگان! در حضور شما شهادت مى‏دهم كه گناهان بنده‏ام را آمرزيده‏ام. (14) علاوه بر رواياتى كه به طور عام نسبت ‏به فضيلت روزه ماه رجب تاكيد مى‏نمايد، درباره روزه گرفتن در روزهاى 13، 14 و 15 و انجام عمل «ام داود» نيز تاكيد شده است. 

در فرهنگ اسلامى روى آوردن به اعتكاف، علاوه بر بهره بردارى از فيض معنوى آن، جهاد مقدس نيز هست؛ زيرا اين مراسم عبادى - معنوى، نقش بسيار مهمى در رويارويى با نفوذ فرهنگ بيگانه ايفا مى‏كند. جوانى كه در مراسم اعتكاف، طعم شيرين ايمان و انس با خداوند را مى‏چشد، لذت‏هاى مادى و شهوانى در ديدگانش، حقير و بى‏ارزش مى‏شود و به آسانى در گرداب فساد و باورهاى ضد دينى گرفتار نمى‏شود. از سوى ديگر، چنين مراسمى خود پيامى عملى و درسى عبرت‏آميز براى مردم است. حضور جمعى از مؤمنان در مسجد براى عبادت، در حقيقت نوعى دعوت به خدا پرستى و دين مدارى است و آثار سازنده‏اى بر جامعه خواهد داشت، از همين رو، در رويارويى با تهاجم فرهنگى دشمن نبايد نقش مؤثر سنت هايى كه در باور عمومى مردم ريشه‏هاى عميق دارند، ناديده گرفته شود. بى‏ترديد مساجد، حسينيه‏ ها، تكايا، هيئت‏هاى مذهبى، زيارت و اعتكاف، نقش مهمى در تربيت جامعه و گسترش فرهنگ دينى ايفا كرده و مى‏كنند. اين مقوله‏ها با آثار مثبت جانبى كه دارند، اهرم‏هاى توانمندى در مقابله با فرهنگ بيگانه‏اند. در دوران ما تهاجم دشمن ابعادى گسترده يافته، ولى اين حركت استعمارى، دست كم ريشه‏اى چند صد ساله دارد و همين پديده‏هاى سنتى هم چون اعتكاف، مردم ما را در طول سال‏هاى متمادى در برابر نفوذ فرهنگ بيگانه مصونيت ‏بخشيده است؛

(23) اما اهميت آن و نقش به سزايى كه در تصفيه و تزكيه انسان دارد براى بسيارى از مسلمانان ناشناخته مانده است. از اين رو جا دارد مبلغان اسلامى بيش از پيش بر نقش مهم آن تاكيد ورزند تا اين سنت ديرينه محمدى آن گونه كه شايسته است، جايگاه خود را در جامعه اسلامى حفظ كند. در عصر ما كه زندگى ماشينى و پيچيدگى‏هاى آن، ديده‏گان انسان را به خود خيره كرده، روابط اجتماعى گسترده شده و خلاصه دامنه سرگرمى انسان به جلوه‏ها و مظاهر مادى توسعه يافته است، تاكيد بر نقش سازنده اعتكاف، ضرورتى دو چندان مى‏يابد؛ زيرا اعتكاف انس با معشوق است كه زمينه را براى گسستن فرد از سرگرمى‏هاى پوچ فراهم مى‏آورد؛ انسان را با خداوند پيوند مى‏دهد و از آفت ‏خدا فراموشى و از خود بيگانگى نگه مى‏دارد

اعتکاف:

اعتكاف؛ راهی برای انس با خدا

پیشینه اعتكاف

ارزش معنوى اعتكاف

اعتكاف در قرآن

اعتكاف در احادیث

زمان اعتكاف

مكان اعتكاف

مقابله با تهاجم فرهنگ بیگانه

انسان موجودى است ‏سالك و پویا به سوى معبود حقیقى خویش و از هر راهى كه برود و هر مسیرى را كه در زندگى انتخاب كند، سرانجام به لقاى معبود خویش مى‏رسد:

« یا ایها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقیه (انشقاق/‏6 )؛ اى انسان! تو با تلاش و رنج ‏به سوى پروردگارت مى‏روى و او را ملاقات خواهى كرد.»

با توجه به این آیه اگر انسان راه ایمان، خود سازى و تهذیب نفس را بپوید جمال و مهر خداوند را ملاقات مى‏كند، اما اگر راه كفر و آلودگى را در پیش گیرد، جلال و قهر او را می بیند. بنابراین اگر مقصد و غایت ‏سلوكش لقاى محبت و مهر خدا باشد، باید راه تهذیب نفس و عبادت حقیقى را در پیش گیرد و از هواى نفس بگریزد و در طریقت انس با معبود گاهى به گوشه‏اى خلوت پناه ببرد و دور از همه عنوان‏ها و تعلقات مادى، لختى بر حال زار خویش بگرید و با سوز دل و اشك چشم، كدورت و زنگار را از چهره  جان خود بزداید و در زاد و توشه آخرت اندیشه كند.

ادیان الهى با توجه به همین نیاز روحى، با آن كه انسان را به حضور در جامعه و شركت در فعالیت‏هاى اجتماعى فرا مى‏خوانند، فرصت هایى را نیز براى خلوت نمودن او با خداوند فراهم نموده‏اند، یكى از این فرصت‏ها «اعتكاف‏» است.

اعتكاف در لغت ‏به معنى اقامت كردن و ماندن در جایى و ملازم بودن با چیزى است، ولى در شرع اسلام، اقامت در مكانى مقدس به منظور تقرب جستن به خداوند متعال است.

اعتكاف فرصت ‏بسیار مناسبى است تا انسانى كه در پیچ و خم‏هاى زندگی مادى غرق شده، خود را بازیابد و به قصد بهره بردن از ارزش‏هاى معنوى از علایق مادى دست ‏بكشد و خود را در اختیار پروردگار بگذارد و تقاضا كند كه او را در راه راست ثابت نگهدارد تا بتواند به دریاى بیكران انس و مهر خداوند كه یكسره مغفرت و رحمت است، متصل شود.

در اعتكاف مى‏توان خانه دل را از اغیار تهى كرد و نور محبت‏ خدا را در آن جلوه گر ساخت؛ مى‏توان خود را وقف عبادت كرد و لذت میهمان شدن بر سر سفره احسان و لطف الهى چشید؛ مى‏توان زمام دل و جان را به دست‏ خدا سپرد و همه اعضا و جوارح را در حصار اراده حق به بند كشید؛ (1) مى‏توان به خویشتن پرداخت و معایب و كاستى‏هاى خود را شناخت و در جست و جوى معالجه بود؛ مى‏توان نامه عمل را مرور كرد و به فكر تدارك و جبران فرصت‏هاى از دست رفته بود؛ مى‏توان به مرگ اندیشید و خود را براى حضور در پیشگاه خداى «ارحم الراحمین‏» آماده كرد.

آرى! "اعتكاف" فصلى است ‏براى گریستن، براى ریزش باران رحمت، براى شستن آلودگى‏هاى گناه، براى تطهیر صحیفه اعمال، براى نورانى ساختن دل و صفا بخشیدن به روح.

پیشینه اعتكاف

اعتكاف مخصوص دین اسلام نیست ‏بلكه در ادیان الهى دیگر نیز وجود داشته و در اسلام استمرار یافته است، اگر چه ممكن است در شرع مقدس اسلام پاره‏اى از خصوصیات و احكام و شرایط آن تغییر یافته باشد. درباره حدود و شرایط این عبادت در دیگر ادیان، اطلاعات قابل توجهى در اختیار ما نیست. مرحوم علامه مجلسى در «بحارالانوار» به نقل از طبرسى آورده است كه: «حضرت سلیمان (ع) در مسجد بیت المقدس به مدت یك سال و دو سال، یك ماه و دو ماه و كمتر و بیشتر اعتكاف مى‏كرد و آب و غذا براى آن حضرت فراهم مى‏شد و او در همان جا به عبادت مى‏پرداخت.» (2)

برخى از آیات قرآن نیز دال بر این است كه اعتكاف در ادیان الهى گذشته وجود داشته است. خداوند متعال مى‏فرماید:

«... و عهدنا الى ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتى للطائفین والعاكفین والركع السجود( بقره/ ‏125)؛ به حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) سفارش نمودیم تا خانه‏ام را براى طواف كنندگان، معتكفان و نمازگزاران تطهیر كنند.»

از این آیه استفاده مى‏شود كه در زمان حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) عبادتى به نام اعتكاف وجود داشته و پیروان دین حنیف گرداگرد كعبه معتكف مى‏شده‏اند.

حضرت مریم (س) آن گاه كه به افتخار ملاقات با فرشته الهى نایل آمد، از مردم فاصله گرفت و در خلوت به سر برد تا در مكانى خالى و فارغ از هر گونه دغدغه به راز و نیاز با خداى خود بپردازد و چیزى او را از یاد محبوب غافل نكند.

به همین جهت طرف شرق بیت المقدس را كه شاید محلى آرام ‏تر و یا از نظر تابش آفتاب پاك ‏تر و مناسب ‏تر بود برگزید. (3)

مرحوم علامه طباطبائى (ره) در المیزان مى‏نویسد: هدف حضرت مریم (س) از دورى نمودن از مردم، بریدن از آنان و روى آوردن به سنت اعتكاف بوده است. (4)

برخى از روایات اهل سنت هم نشان مى‏دهد كه در دوران جاهلیت هم عملى عبادى به عنوان اعتكاف در میان مردم رایج ‏بوده است. (5)

علامه حلى در كتاب «تذكرة الفقهاء» به مشروعیت اعتكاف در ادیان پیشین تصریح نموده است. (6)

از زمانى كه پیامبراسلام (ص) اعتكاف را به مسلمانان آموزش داد، این سنت اسلامى در میان مسلمانان رواج پیدا كرد.

در حال حاضر مراسم اعتكاف در دهه پایانى ماه مبارك رمضان در بسیارى از كشورهاى اسلامى از جمله عربستان ( به ویژه شهر مكه) با شكوه خاصى برگزار مى‏شود. همه ساله خیل عظیم مسلمانان، كه بخش قابل توجهى از آنان را جوانان تشكیل مى‏دهند، از سراسر جهان به سوى مسجدالحرام مى‏شتابند و در كنار خانه خدا معتكف مى‏شوند و حتى بسیارى از زائران خانه خدا به منظور دستیابى به فضیلت اعتكاف در دهه آخر ماه رمضان، این ایام پر بركت را براى انجام عمره مفرده برمى‏گزینند.

شبیه این مراسم در مسجدالنبى و در كنار مرقد مطهر پیامبر(ص) برگزار مى‏شود. مسجد كوفه در عراق نیز سال‏هاى متمادى، محل برپایى مراسم اعتكاف در دهه آخر ماه مبارك رمضان بوده است. انبوه شیعیان و پیروان مكتب اهل بیت (ع) در این مسجد مقدس معتكف مى‏شده‏اند و بسیارى از عالمان بزرگ شیعه نیز همراه با مردم در این مراسم شركت مى‏كرده‏اند.

اعتكاف در كشور ایران تاریخچه‏اى پرفراز و نشیب دارد در هر عصرى كه عالمان برجسته دینى به اعتكاف اهتمام ورزیده‏اند، مردم مسلمان نیز از آنان پیروى كرده و به اعتكاف بها داده‏اند.

در عصر صفوى، در سایه تلاش‏هاى دو عالم بزرگ آن زمان، مرحوم شیخ بهایى (1030- 952 ه.ق) و شیخ لطف الله میسى عاملى اصفهانى (متوفاى 1032 یا 1034 ه.ق)، اعتكاف در شهرهاى ایران، به ویژه قزوین و اصفهان، رونق خاصى یافته است.

خوشبختانه اكنون در بسیارى از شهرهاى كشورمان مراسم اعتكاف در روزهاى 13، 14 و 15 ماه رجب (ایام البیض) برگزار مى‏شود. این سنت‏ حسنه ابتدا در شهر مقدس قم، توسط عالم ربانى میرزا مهدى بروجردى صورت گرفت و رفته رفته در شهرهاى دیگر رواج یافت.

ارزش معنوى اعتكاف

انقطاع از مادیات و امور دنیوى و ملازمت مسجد و دوام ذكر و عبادت خدا، به تنهایى و بدون اعتكاف نیز داراى ارزشى والا و اهمیتى فراوان است كه در این زمینه آیات، روایات و احادیث زیادى را با چنین مضمونى مى‏توان یافت، اما اهمیت اعتكاف به طور مشخص در قرآن و احادیث مورد تاكید قرار گرفته است.

در بنیاد اولین خانه توحید (كعبه) به دست دو پیامبر الهى، حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام سخن از عهد و پیمانى به میان مى‏آید كه از جانب خداوند، جهت تطهیر«بیت الله‏» براى طواف كنندگان، معتكفین و نمازگزاران از آنان گرفته شده است.

مطالعه در تعالیم ادیان الهى نشان مى‏دهد كه همواره شیوه‏هایى از درون‏ گرایى و دورى از جمع در ادیان آسمانى وجود داشته است.

اعتكاف در قرآن

از كلام وحى استفاده مى‏شود كه در میان بنى اسرائیل نوعى روزه همراه با سكوت (صمت‏) رایج‏ بوده است. (7) حضرت موسى(ع) با آن كه مسئولیت ‏سنگین رهبرى و هدایت امت را بر دوش داشت، براى مدت زمانى آنان را رها كرد و براى خلوت كردن با محبوب خویش به خلوتگاه  كوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش پروردگار فرمود:

"... و عجلت الیك رب لترضى (طه/ 84 )؛ پروردگارا به سوى تو آمدم تا از من راضى شوى."

قرآن مجید در جایى دیگر از« رهبانیت‏» و گوشه ‏گیرى پیروان حضرت عیسى(ع) سخن به میان آورده، و مى‏فرماید:

«... و رهبانیة ابتدعوها ما كتبناها علیهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعایتها... (حدید/ 27)؛ و رهبانیتى را كه خود ابداع نمودند از این رو برایشان مقرر نمودیم تا خشنودى خداوند را كسب كنند. پس حق آن را چنان كه باید مراعات نكردند.»

مفسر بزرگ قرآن، علامه طباطبائى (ره) فرموده است: « لحن آیه شریفه نشان مى‏دهد كه خداوند، ابتدائا رهبانیت را بر پیروان حضرت عیسى (ع) مقرر ننموده، ولى آن را مورد تایید قرار داده است.» (8) هر چند آنان به دلیل این كه در رهبانیت زیاده روى نمودند و حد و مرز آن را مراعات نكردند، مورد نكوهش خداوند قرار گرفتند.

اسلام با پیش بینى عبادتى به نام «اعتكاف‏» كه در واقع نوعى خلوت و درون گرایى است، براى ساختن انسان‏ها و جلوگیرى از آفت ‏خدا فراموشى و خود فراموشى، چاره اندیشى نموده است. این‏ها همه نشان مى‏دهد با آن كه روح تعالیم ادیان، دعوت به جمع و اجتماع است، انسان به برنامه هایى كه او را با درون خود پیوند دهد نیز محتاج است.

راز این امر روشن است؛ معمولا حضور پیوسته و دائمى در عرصه اجتماع و كار و تلاش عملى، رفته رفته روحیه عمل گرایى را در انسان تقویت مى‏كند.

پیدایش این روحیه چه بسا انسان را از درون تهى مى‏كند تا آن جا كه به چیزى جز عمل بیشتر نیندیشد. شخص عمل گرا و عمل زده حتى گاه فرصت نمى‏یابد نتایج كارها و تلاش‏هاى خود را هم به درستى ارزیابى كند. لذا اعتكاف زمینه مناسبى است تا انسان به كاوش درباره انگیزه‏ها و روحیات خویش بپردازد و براى رفع نقصان و تكامل آن بكوشد. بنابراین اعتكاف با ویژگى هایى كه اسلام براى آن در نظر گرفته، پاسخى است ‏به این نیاز روحى، و فرصتى است مغتنم براى رو آوردن به خود و خدا.

اعتكاف در احادیث

میزان توجه پیامبر(ص) به برپایى اعتكاف، بسیار در خور دقت و تامل است. خداوند متعال، پیامبر خویش را به داشتن خلق و خویى عظیم و بزرگ ستوده است.

«و انك لعلى خلق عظیم( قلم/ ‏4)؛ و در حقیقت تو به اخلاق نیكو وعظیم آراسته هستى.»

با این حال، آن حضرت با وجود مسئولیت ‏بزرگ اجتماعى كه بر دوش داشت، خود را از اعتكاف بى نیاز نمى‏دانست.

چنان كه در حدیثى از امام صادق (ع) آمده است: "رسول خدا در دهه آخر ماه مبارك رمضان در مسجد معتكف مى‏شدند و براى آن حضرت خیمه‏اى كه از مو بافته شده بود، در مسجد برپا مى‏شد. پیامبر(ص) براى اعتكاف آماده مى‏شدند و بستر خویش را جمع مى‏كردند." (9)

در حدیث دیگرى از امام صادق (ع) آمده است: « كانت ‏بدر فى شهر رمضان و لم یعتكف رسول الله (ص) فلما ان كان من قابل اعتكف عشرین. عشرا لعامه و عشرا قضاء لما فاته (10)؛ جنگ بدر در ماه رمضان رخ داد، از این رو رسول خدا موفق به اعتكاف نشدند. آن حضرت در ماه رمضان سال آینده  یك دهه را به عنوان همان سال اعتكاف نمودند و یك دهه را نیز به عنوان قضاى سال قبل.»

رسول خدا افزون بر اهتمام عملى نسبت ‏به اعتكاف، با بیان فضایل و پاداش بزرگ آن، مؤمنان را به انجام این عمل تشویق مى‏نمودند. در حدیثى از آن حضرت آمده است: «اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین (11)؛ یك دهه اعتكاف در ماه رمضان همچون دو حج و دو عمره است.»

گرچه این حدیث ناظر به اعتكاف به مدت ده روز و در ماه مبارك رمضان است، ولى اعتكاف در كمتر از این مدت (به شرط آن كه از سه روز كم ‏تر نباشد) در غیر ماه مبارك رمضان مخصوصا «ایام البیض‏» به اندازه خود فضیلت و ثواب دارد.

زمان اعتكاف

اعتكاف از نظر زمان محدود به وقت ‏خاص نیست؛ تنها از آن رو كه لازمه اعتكاف، روزه گرفتن است، باید در زمانى اعتكاف شود كه شرعا بتوان روزه گرفت. پس هر گاه روزه گرفتن صحیح باشد، اعتكاف نیز صحیح است، ولى بهترین زمان براى اعتكاف دهه آخر ماه مبارك رمضان، و ایام البیض ماه رجب است. اعتكاف در دهه آخر ماه رمضان، با آماده سازى انسان براى درك لیلة القدر و بهره بردارى از فیض این شب گرانقدر، بى‏ارتباط  نیست. در كشور ما اكنون اعتكاف در سه روز از ماه رجب بیش از اعتكاف در دهه پایانى ماه رمضان رواج دارد؛ و این سه روز از چند نظر حائز اهمیت است:

اول آن كه ماه رجب، ماه حرام است و از روایات استفاده مى‏شود كه اعتكاف در ماه‏هاى حرام، نسبت‏ به دیگر ماهها از فضیلت ‏بیشترى برخوردار است.

ثانیا: روزه در ماه رجب داراى فضیلتى خاص است، زیرا ماه رجب ماه  بزرگى است كه مردم حتى در جاهلیت نیز حرمت آن را  پاس مى‏داشتند. اسلام نیز بر احترام و منزلت آن افزود. (12) ظاهرا چنین رفتار و باورى نسبت‏ به ماه رجب از دیگر ادیان الهى در میان مردم به جاى مانده بود.

مالك بن انس ( پیشواى مذهب مالكى) گفته است: سوگند به خدا، چشمانم تاكنون كسى را كه از نظر وارستگى، فضیلت و عبادت و پرهیزگارى برتر از امام صادق (ع) باشد، ندیده است. من به حضور ایشان مى‏آمدم و او مرا مورد توجه قرار مى‏داد و احترام مى‏نمود. روزى به ایشان عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! پاداش كسى كه یك روز از ماه رجب را با ایمان و اخلاص روزه بگیرد، چیست؟ امام صادق (ع) فرمود: پدرم از پدرش و او از جدش و ایشان از رسول خدا (ص) برایم روایت كرد كه هر كس یك روز از ماه رجب را از سر ایمان و اخلاص روزه بگیرد، گناهانش آمرزیده مى‏شود. (13)

بر پایه حدیثى دیگر از پیامبر (ص) هر كس سه روز از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند میان او و آتش جهنم به اندازه هفتاد سال راه فاصله مى‏اندازد. پروردگار مهربان به كسى كه سه روز از ماه رجب را روزه گرفته، خطاب مى‏كند كه حق تو بر من واجب شد و دوستى و ولایتم برایت ‏حتمى شد. اى فرشتگان! در حضور شما شهادت مى‏دهم كه گناهان بنده‏ام را آمرزیده‏ام. (14)

علاوه بر روایاتى كه به طور عام نسبت ‏به فضیلت روزه ماه رجب تاكید مى‏نماید، درباره روزه گرفتن در روزهاى 13، 14 و 15 و انجام عمل «ام داود» نیز تاكید شده است.

مكان اعتكاف

اعتكاف از نظر مكان محدودیت ‏خاص دارد. نظریه معروف آن است كه اعتكاف تنها در یكى از مساجد چهارگانه ( مسجدالحرام، مسجدالنبى، مسجد كوفه و مسجد بصره ) جایز است. امام رضا (ع) فرموده‏اند: «اعتكاف لیلة فى مسجد الرسول و عند قبره یعدل حجة و عمرة (15)؛ یك شب اعتكاف در مسجد پیامبر و نزد قبر او معادل یك حج و یك عمره است.»

ولى گروهى از فقها اعتكاف در مسجد جامع هر شهر و منطقه را نیز روا دانسته‏اند. (16)

البته در مورد مسجد جامع نیز برخى برآنند كه باید به قصد رجاء و به امید این كه شاید مطلوب درگاه الهى باشد، اعتكاف نمود. (17) اعتكاف در سایر مساجد مانند مسجد محله و بازار تنها به نظر شمار اندكى از فقیهان شیعه جایز است. (18) مقصود از مسجد جامع در هر شهر و منطقه، مسجدى است كه معمولا مردم بیشترى در آن جا گرد مى‏آیند (19)؛ به عبارت دیگر، مسجدى كه اغلب اوقات بیشتر از سایر مساجد جمعیت داشته باشد. (20)

شیخ لطف الله میسى اصفهانى در كتاب «رساله اعتكافیه‏» به نقل احادیثى در باب اعتكاف پرداخته و ضمن بیان احادیث، شواهدى را در جواز اقامه اعتكاف در مسجد جامع، نصب قبه و نیز احیاى دهه آخر ماه رمضان ذكر مى‏كند.

روشن است كه در محل اعتكاف اختلافى در میان فقهاى شیعه وجود دارد. این اختلاف ناشى از این روایت است كه اعتكاف در مسجدى جایز است كه امام عدل، جماعتى در آن برگزار كرده باشد. برخى از فقها صرفا همین چند مسجد ( كوفه، بصره، مدینه و مكه) را براى اعتكاف جایز شمرده‏اند و برخى دیگر مساجد دیگر را نیز براى اعتكاف مجاز شمرده‏اند.

از این دسته دوم، گروهى تنها مساجد جامع را معین كرده اند و برخى همه مساجد جماعات را. شیخ لطف الله بر این باور بوده كه در تمامى مساجد جامع و حتى جماعت اعتكاف جایز است، ولى درباره روایتى كه «امام عدل‏» را مطرح كرده چنین اظهار مى‏كند كه مقصود از امام عدل، اعم از امام معصوم و غیر معصوم است. شیخ تاكید دارد كه اصولا سؤال درباره مساجد بغداد بوده و روشن است كه وجه عدل نمى‏توانسته ارتباطى با امام معصوم براى اقامه نماز در آن مساجد داشته باشد.

وى با اشاره به آراء برخى از فقهاى متقدم در این كه تنها در مساجد اربعه اعتكاف رواست، اسامى جمعى از علماى عصر خود را كه اغلب علماى جبل عامل هستند، ذكر كرده و رأى آنان را چنین دانسته كه در هر مسجد جامعى اعتكاف جایز است. از جمله آنان مرحوم شیخ بهایى است كه در هنگام تالیف این رساله در قید حیات بوده است و نیز شیخ على بن عبدالعالى میسى، جد نویسنده، و نیز شهید ثانى و بسیارى دیگر. (21)

در این جا ممكن است این پرسش مطرح شود كه با توجه به آثار سازنده اعتكاف آیا بهتر نیست اعتكاف در هر مسجدى را جایز بدانیم تا همگان به آسانى بتوانند از این عبادت بهره‏مند شوند؟

در پاسخ باید گفت: عبادت‏هاى دینى كاملا توقیفى هستند؛ بدین معنا كه شرایط و احكام آن را باید از متون اسلامى و دستورهاى شرعى اخذ كرد. هرگاه از ادله معتبر استفاده شود كه محل اعتكاف، مسجد جامع است، نمى‏توان از روى ذوق و سلیقه شخصى در شرط عبادت تصرف نمود و دامنه آن را توسعه داد.

اساسا برخى عبادت‏ها از نظر مكان، داراى محدودیت ‏خاصى هستند.

مثلا مراسم و اعمال حج‏ باید در مكان‏هاى معینى انجام شود؛ از این رو انجام دادن اعمال حج در غیر از محل‏هاى مقرر بى‏ معناست.

در مورد اعتكاف نیز هرگاه با ادله معتبر ثابت‏ شود كه جایگاه آن مسجد جامع است، مى‏فهمیم كه شارع مقدس این عبادت را تنها در این ظرف مكانى معین از ما خواسته است. البته در تشریع این حكم حتما مصالحى مورد نظر بوده است كه شاید عقل ما نتواند به طور یقین بدان دست‏ یابد. شاید اسلام با منحصر نمودن اعتكاف در مسجد جامع بخواهد نوعى كنترل بر كمیت و كیفیت آن وجود داشته باشد و در كنار این عبادت، ارزش‏هاى دیگرى مانند وحدت و همراهى و همدلى نیز مطرح شود. (22)

انسان معتكفى كه به آداب اعتكاف پایبند است در هر موردى از نماز خواندن، دعا كردن، اندیشیدن، شب زنده دارى و گریستن، به گنجینه هایى از رحمت‏ خاص خدا دست مى‏یابد كه گرانبهاترین سرمایه زندگانى و بهترین زاد و توشه آخرت او خواهد بود.

هم چنین گاهى خداوند به خاطر تأدیب انسان‏ها یا به خاطر عقوبت آنان نسبت ‏به ستمكارى‏ها و معاصى روز افزون شان، اراده نزول عذاب مى‏كند و بلایى چون خشكسالى یا زلزله یا بیمارى عمومى و مانند آن را تقدیر مى‏نماید، ولى عمل صالح گروهى از آنان باعث دفع بلا می گردد و به گونه‏اى كه خود نیز متوجه نیستند از تحقق عذاب و عقاب الهى جلوگیرى مى‏كنند: «... و ما كان الله معذبهم و هم یستغفرون(انفال/ ‏33)؛ و خداوند آنان را عذاب نمى‏كند تا زمانى كه استغفار مى‏كنند.»

اعتكاف خالصانه جمع كثیرى از مردم جامعه ما، مى‏تواند چنین نقشى را در اجتماع اسلامى داشته باشد؛ یعنى زمانى كه قدرناشناسى مردم نسبت‏ به نعمت‏هاى الهى اوج مى‏گیرد و غفلت از خدا به شكل‏هاى گوناگون در بین مردم رواج مى‏یابد و پول‏ پرستى و شهوترانى، بخش عظیمى از جامعه را از عبادت خدا دور و به حقوق دیگران بى ‏توجه مى‏سازد، خطر نزول بلا نزدیك مى‏شود؛ اما گریه‏ها و تضرع‏ها و نمازها و روزه‏هاى معتكفین، رحمت‏ خدا را بر مى‏انگیزاند و به آبروى آنان، عاصیان نیز در امان مى‏مانند.

مقابله با تهاجم فرهنگ بیگانه

در فرهنگ اسلامى روى آوردن به اعتكاف، علاوه بر بهره بردارى از فیض معنوى آن، جهاد مقدس نیز هست؛ زیرا این مراسم عبادى - معنوى، نقش بسیار مهمى در رویارویى با نفوذ فرهنگ بیگانه ایفا مى‏كند.

جوانى كه در مراسم اعتكاف، طعم شیرین ایمان و انس با خداوند را مى‏چشد، لذت‏هاى مادى و شهوانى در دیدگانش، حقیر و بى‏ارزش مى‏شود و به آسانى در گرداب فساد و باورهاى ضد دینى گرفتار نمى‏شود.

از سوى دیگر، چنین مراسمى خود پیامى عملى و درسى عبرت‏آمیز براى مردم است. حضور جمعى از مؤمنان در مسجد براى عبادت، در حقیقت نوعى دعوت به خدا پرستى و دین مدارى است و آثار سازنده‏اى بر جامعه خواهد داشت، از همین رو، در رویارویى با تهاجم فرهنگى دشمن نباید نقش مؤثر سنت هایى كه در باور عمومى مردم ریشه‏هاى عمیق دارند، نادیده گرفته شود. بى‏تردید مساجد، حسینیه‏ها، تكایا، هیئت‏هاى مذهبى، زیارت و اعتكاف، نقش مهمى در تربیت جامعه و گسترش فرهنگ دینى ایفا كرده و مى‏كنند. این مقوله‏ها با آثار مثبت جانبى كه دارند، اهرم‏هاى توانمندى در مقابله با فرهنگ بیگانه‏اند.

در دوران ما تهاجم دشمن ابعادى گسترده یافته، ولى این حركت استعمارى، دست كم ریشه‏اى چند صد ساله دارد و همین پدیده‏هاى سنتى هم چون اعتكاف، مردم ما را در طول سال‏هاى متمادى در برابر نفوذ فرهنگ بیگانه مصونیت ‏بخشیده است؛ (23) اما اهمیت آن و نقش به سزایى كه در تصفیه و تزكیه انسان دارد براى بسیارى از مسلمانان ناشناخته مانده است.

از این رو جا دارد مبلغان اسلامى بیش از پیش بر نقش مهم آن تاكید ورزند تا این سنت دیرینه محمدى آن گونه كه شایسته است، جایگاه خود را در جامعه اسلامى حفظ كند.

در عصر ما كه زندگى ماشینى و پیچیدگى‏هاى آن، دیده‏گان انسان را به خود خیره كرده، روابط اجتماعى گسترده شده و خلاصه دامنه سرگرمى انسان به جلوه‏ها و مظاهر مادى توسعه یافته است، تاكید بر نقش سازنده اعتكاف، ضرورتى دو چندان مى‏یابد؛ زیرا اعتكاف انس با معشوق است كه زمینه را براى گسستن فرد از سرگرمى‏هاى پوچ فراهم مى‏آورد؛ انسان را با خداوند پیوند مى‏دهد و از آفت ‏خدا فراموشى و از خود بیگانگى نگه مى‏دارد.

پى‏نوشت‏ها:

1. عطار نیشابورى، تذكرة الاولیاء، ص‏785.

2. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج‏14، ص‏141.

3. تفسیر نمونه، ج‏13، ص‏33.

4. علامه طباطبائى، المیزان، ج‏14، ص‏34.

5. سید مرتضى، المسائل الناصریات، ص‏119.

6. علامه حلى، تذكرة الفقهاء، ج‏6، كتاب اعتكاف، ص‏239.

7. حرعاملى، وسائل الشیعه؛ ج‏7، ص‏116.

8. المیزان، ج‏19، ص‏173.

9. حرعاملى، وسائل الشیعه، ج‏7، ص‏397، روایت‏1.

10. همان، روایت 2.

11. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، كتاب الاعتكاف، ص ‏188.

12. شیخ صدوق، فضائل الاشهرالثلاثة، ص‏24، روایت‏12.

13. همان، ص‏38، روایت‏16.

14. همان، ص‏25، بخشى از روایت‏12.

15. بحارالانوار، ج ‏98، ص‏151.

16. سید محمد كاظم طباطبائى، العروة الوثقى، كتاب الاعتكاف، ص‏399.

17. امام خمینى (ره)، تحریرالوسیله، ج‏1، ص‏305.

18. شیخ محمد حسن نجفى، جواهرالكلام، ج‏17، ص‏170.

19. همان، ص‏171.

20. آیة الله گلپایگانى، مجمع المسائل، ج‏1، ص‏154.

21. فصلنامه فرهنگ اصفهان، شماره 1، پائیز 1374، ص‏38. رحیم نوبهار، اعتكاف؛ سنت محمدى، صص‏78 و 88 .

22. بحارالانوار، ج‏33، ص‏542 .

23. اعتكاف، سنتى محمدى، صص‏50 و 51 .

اعتکاف:

اسرار و آداب اعتكاف
اسرار و آداب اعتكاف:


طليعه:

با فرارسيدن ماه شريف رجب و روزهاى ،۱۳ ۱۴ و ۱۵ آن كه «ايام البيض» نام گرفته، در رسانه هاى مختلف سخن از اعتكاف بسيارى از انسان هاى خداجو و شيفته- به ويژه جوانان حوزوى و دانشگاهى- مطرح مى شود و درپى آن پرسش هاى گوناگونى براى نسل نو و برخى از ناآشنايان با مفاهيمى اين چنين و آدابى عبادى با شرايطى آن چنان پديد مى آيد كه گاه از فلسفه اين عمل و آثار آن سوال كرده و گاهى نسبت به همان رهبانيت، گوشه گيرى و دور ماندن از مسايل مهم جامعه- كه ارزشى برتر از عبادت فردى داشته و پيشوايان معصوم (ع) بر آن تأكيد فراوانى كرده اند- ابهام هايى به ميان مى آيد. و از آن سو برخى، اعمالى اين گونه را موجب عقب ماندن حركت جامعه از سرعت بسيار كاروان تمدن و پيشرفت جهانى مى شمرند كه هدر دادن يك دقيقه آن را ضايعه اى بى جبران دانسته و از آن اجتناب مى كنند!

«اعتكاف» يعنى چه؟

«اعتكاف» از ماده «عكف» به معناى رويكردن به چيزى همراه با توجه و مراقبت، التزام به يك مكان و اقامت در آن و اقبال به امر مهمى از سر بزرگداشت و تعظيم است(۱).
با نگاهى همه سويه مى توان اين گونه تعريف كرد كه: «اعتكاف اقامت كردن در محلى با انگيزه بزرگداشت و اهميت آن و توجه و مراقبت به آرمانى به گونه اى كه مانع از اشتغال به امور ديگر شود.» (۲)
اين واژه نه بار در قرآن مجيد مطرح شده كه در مورد آن «عبادت مخصوص در مسجد» است.
آن گاه كه خداوند ]با اشاره به سابقه ديرينه اعتكاف در شرايع گذشته[، دو پيامبر خود را مأمور تطهير و پاكسازى براى برگزارى هر چه بهتر اين عبادت ويژه مى كند.
«واذ جعلنا البيت مثابه للناس... و عهدنا ابى ابراهيم واسماعيل ان طهرا بيتى للطائفين و العاكفين و الركع السجود.» (۳) و در سخنى ديگر اشاره به حكمى از اعتكاف مى نمايد: «ولاتباشر- و هن و انتم عاكفون فى المساجد (۴)»

پيشينه اعتكاف:

«عبوديت، بندگى و شيوه ارتباط انسان با پروردگار هستى، آرمان مشترك تمام شرايع آسمانى بوده است، از اين رو قرآن كريم اديان توحيدى را در اصول معارف و برنامه هاى برتر، مشترك دانسته و همگى را مكمل يكديگر معرفى مى كند و قله قدس و بلنداى بندگى را «اسلام» مى داند (ان الدين عندالله الاسلام).
بى شك اين ويژگى چشمگير -كه نشان بينش عرشى و جلوه هاى جاودان در انسان است- با تنهايى به خلوت و جدا شدن از صحنه پرغوغاى زندگى و اجتماع آسان تر فراهم مى شود. بدون آن كه پرداختن به عبادت و حضور در خلوت موجب بى توجهى به مسووليت هاى اجتماعى و يا پديد آمدن نگرش منفى نسبت به مردم ايجاد كند.
اين مهم موجب گرديده كه پيش از اسلام و در زمان حضرت ابراهيم و اسماعيل(ع) اين دو پيامبر والامقام مأموريت يابند خانه كعبه را براى معتكفان آماده ساخته و پاكيزه نمايند.
با نگاهى از سرپژوهش در كتاب هاى مقدس چون تورات و انجيل يا عهد قديم و جديد نيز مى توان اشاراتى بر عباداتى همراه با خلوت نشينى و جدايى از اجتماع يافت.(۵)
گرچه در مسيحيت اين پديده با نام «رهبانيت» رايج گرديد كه در آن پرهيز از دنيا و پرداختن به عبادات و امور اخروى يگانه آرمان آسمانى آن محسوب مى شود اما اين شيوه از تعاليم حضرت مسيح (ع) نبوده و تنها گروهى از مسيحيان براى رضاى پروردگار خود، دست به اين عمل زدند و براى مصون ساختن خويش از دست ستمگرانى چون «ديسيوس» يا «دقيانوس» به غارها و معبدها روكرده و هيچگاه آز آن خارج نمى شدند. (۶)
جامعيت آموزه هاى آسمانى اسلام چنان است كه رسول اكرم (ص) با توجه به آثار تخريبى رهبانيت، ابتدا «رهبانيت منفى» را مردود دانسته، سپس فرمود: «الاتكاء فى المسجد رهبانية العرب، ان المؤمن مجلسه مسجده و صومعته بيته (۷)» رهبانيت عرب (و مسلمانان)، تكيه دادن در مسجد است. همانا جايگاه نشستن مؤمن مسجد بوده و صومعه اش خانه اوست.
با اين سخن «رهبانيت مثبت» كه عبادتى خالصانه و عارفانه همراه با توجهى جامع و عالمانه به مسايل اجتماعى، سياسى، فرهنگى و حتى مادى جامعه است پذيرفته شده تا معتكفان با تقويت روحانيت و معنويت خويش، نيرويى برتر يافته، با اميد و ايمان و اطمينان والايى در عرصه هاى مختلف حضور يابند و آنگاه كه دفاع از كيان دين و عظمت دين باوران به ميان آيد، چونان آن حضرت (ص) كه عاشق ديرينه عبادت و اعتكاف بود با پديد آمدن جنگ بدر، اين عمل را رها كرده و به جنگ پرداخت. (۸) گرچه پيامبر(ص) و تمامى پيشوايان پاك و تابناك از هر فرصتى براى خلوت خويش با خداى خود استفاده مى كردند تا راه رهبرى خود و پيروى ارادتمندان را با روشنانى اشك و نورانيت نوا و نغمه و زمزمه به درگاه خداوند هموار و همراه سازند. (۹)

حكمت اعتكاف و اسرار آن:

آرمان اصلى اسلام، پرورش، رشد و شكوفايى جلوه هاى ارزشى و الهى نهفته در وجود انسان هاست.
پروردگار حكيم، فلسفه بعثت رسولان خود را نخست «تزكيه» سپس «تعليم و تربيت» بيان فرموده تا نوسازى ها و بازسازى هاى اخلاقى و روحى به بسترى بايسته و شرايطى شايسته و هدفمند جهت كمال و تكامل حقيقى پديد آورد و «مقام آدميت» را نصيب افراد سازد.
در اين عرصه سرنوشت ساز گرچه تمامى اعمال انسان با رنگ اخلاص، خداگونه گشته و عبادت خواهد بود، اما آن دسته از فعاليت هاى عبادى كه به طور مستقيم در راستاى پرستش و اظهار خضوع و بندگى در برابر خالق مهربان باشد، افزون بر نقش ژرف و پويا در تربيت انسان و پالايش او از ناپاكى هاى روحى، اعتدال، سلامت و سعادت آدمى را در فعاليت هاى پرمخاطره زندگى تأمين مى سازد.از اين رو بريدن از افراد و جدايى از جامعه به همان مقدار ناپسند و مذموم است كه غفلت از ارزش هاى انسانى و فروافتادن در فعاليت هاى مادى و دنيايى. بى شك فرصت هاى زرينى كه در روز، هفته، ماه و يا در سال پديد مى آيد و در آيينه معارف دينى زمان مناسب و شايسته اى جهت ارتباط با پروردگار معرفى شده، زمينه ساز اعتدال، بازنگرى تأثيرآفرين و روشنى بخش امروز و فرداى انسان خواهد بود كه اعتكاف در اين ميان نقشى بس سرنوشت ساز، پردامنه و ماندگار خواهد داشت.
چنين نگرشى موجب گرديده كه اميرمومنان على (ع) بفرمايد:
«الا نفراد راحة المتعبدين» (۱۱)؛ خلوت گزيدن، آسايش عبادتگران است.
و يا «فى الانفراد العبادة الله كنوز الارباح» (۱۲) در خلوت گزيدن براى عبادت خدا گنجينه هاى سودمندى خواهد بود.
فرصتى براى تفكر، حضورى ملكوتى در مسجد، تقويت اراده، بازبينى دوباره گذشته و نگرشى نو به راه و رويه آينده از آثار جاودان، روشنى گستر و آينده ساز اعتكاف بوده(۱۲) كه سبكبارى و سبكبالى روح و روان پس از حضور در جامعه از آثار غيرقابل توصيف آن خواهد بود و برتر از تمامى پيشرفت هاى مادى و ناپايدار زندگى محسوب مى شود.

پی نوشت :

۱- الصحاح، ج ۴ ص ،۱۰۴۶ لسان العرب، ج ۹ ص ،۲۵۴ عريب القرآن، ص ۳۴۳.
۲- الفردق القويه، ج ،۱ ص ۳۶۸.
۳ و ۴- بقره، ،۱۲۵ ۱۸۷.
۵- سفر عاموس: ۵/،۲۱ سفريئيل:
۱/،۱۴ سفراشعيا ۱۰/۱۳ با سفر نحيا: ۱۴۸.
۶- ر.ك: مجمع البيان: جلد ۹- ص۳۶۶.
۷- اصول كافى- ج ،۲ ص ۶۶۱.
۸- فروع كافى- ج ،۴ ص ۱۷۵.
۹- روضه كافى- ج ،۸ ص ۱۲۸.
۱۰- غررالحكم- ص ۶۶۱.
۱۱- غررالحكم- ص ۶۶۱.
۱۲- اعتكاف در خلوت انس- ص ۴۵.

منبع: روزنامه جوان